به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
نام نادره رضایی، معاون معزول امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حتی پس از برکناری از مسند هم همچنان در صدر حواشی و مناقشات رسانهای دیده میشود.او بهتازگی با انتشار یک استوری در صفحه شخصی خود، نسبت به اجرای حکم قصاص برای عاملان کودتای دی ۱۴۰۴ موضع گرفته و قصاص را به «کاشتن بذر کینه» تشبیه کرده است؛ موضع تاملبرانگیزی که بار دیگر واکنشهای بسیاری را در فضای رسانهای و نزد کاربران شبکههای اجتماعی برانگیخته است.

این موضعگیری را میتوان در امتداد مجموعهای از حواشی و مناقشات ارزیابی کرد که از زمان انتصاب رضایی به عنوان معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد. از همان روزهای نخست، بسیاری از مواضع و اقدامات او با انتقادات جدی از سوی جریانهای مختلف فکری و فرهنگی مواجه شد و منتقدان، آنها را با ارزشها و هنجارهای اصولی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نامتجانس دانستند.
در دوره مدیریت نادره رضایی، اتفاقاتی رخ داد که بارها محل بحث و مناقشه قرار گرفت؛ از افتتاح آیین آغازین دوازدهمین دوسالانه سرامیک ایران توسط فردی بدون حجاب گرفته تا حمایت از برگزاری کنسرت یک خواننده زن با پوششی کاملا غیرمتعارف، انتشار عکسهای یادگاری مشترک با چهرههای ناموجه، انتشار فیش حقوقی نجومی و... که شرح یکایک آنها در مجال مختصر این نوشته نمیگنجد. منتقدان مواردی از این دست را نشانه فاصله گرفتن معاونت امور هنری از سیاستهای رسمی و ابلاغی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تلقی میکردند؛ هرچند همفکران رضایی در بدنه دولت، خوانش و برداشتهای متفاوتی نسبت به این اتفاقات داشتند.

در تحلیل وضعیت موصوف، نکته مهمی که نباید از نظر دور داشت، این است که نادره رضایی اساسا به عنوان یک کنشگر سیاسی و به شکلی هدفمند و برنامهریزیشده وارد عرصه هنر شد؛ چه اینکه او نه تحصیلات مرتبط به هنر داشت و نه کمترین سابقه و تجربه هنری در کارنامهاش دیده میشد.
بنابراین، حضور او در مسند مهمی چون معاونت امور هنری را باید به مثابه امکانی برای مطرح شدنش تلقی کرد. رضایی بهواسطه خرق عادتهای گاه و بیگاه در فضای هنر و خروج از ماتریکس، مترصد آن بود که فرصتی برای رشد و شهرت نزد افکار عمومی پیدا کند تا مسیر کنشگریهای سیاسی آتیاش در مقیاسهای بزرگتر و مسندهای حساستر، تسهیل شود.
در همین حال، برخی شواهد و گزارشها حاکی از آناند که نادره رضایی پس از برکناری از مسئولیت نیز همچنان ارتباط پررنگ و هدفمند خود را با بخشی از مدیران میانی مجموعه معاونت هنری و طیف خاصی از هنرمندان حفظ کرده است؛ روابطی که به نظر میرسد در روند تصمیمسازی و جهتگیریهای کلان برخی از ارکان زیرمجموعه معاونت هنری وزارت فرهنگ و فراتر از آن، اثرگذار است و میتواند نگرانیهایی جدی را درباره آینده ساختارهایی چون اداره کل هنرهای تجسمی، موزه هنرهای معاصر تهران، اداره کل موسیقی و... ایجاد کند.
بیشک روندها و اتفاقات جاری در مجموعه معاونت امور هنری و ساختارهای تابعه آن طی ماههای آینده، تصویر روشنتری از تبعات وضعیت موصوف ارائه خواهد داد. باید منتظر ماند و دید.



