به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از ایسنا
مدتی است که نام علی ضیا با برنامه «باضیا» به خبرها برگشته است؛ برنامهای که خودش اجرای آن را برعهده دارد و این روزها به دنبال اظهارات برخی مهمانانش درباره مسائل اقتصادی و ارزی با ورود دادستانی تهران روبهرو شده است. ضیا در سالهای گذشته از رادیو به تلویزیون، از برنامههای صبحگاهی و اجتماعی به ویژهبرنامهها و تاکشوها و در نهایت از آنتن تلویزیون به یوتیوب رسیده است. در این مسیر هم فقط برنامه عوض نکرده؛ شکل ارتباطش با مخاطب نیز تغییر کرده است.
علی ضیا کار خود را از سالهای میانی دهه ۸۰ از رادیو شروع کرد. «شبهای آفتابی»، «جوان ایرانی سلام» و... در میان برنامههایی قرار دارند که نام او را در سالهای ابتدایی فعالیتش با رادیو گره زدند. بعدتر نیز مسیرش به تلویزیون رسید و اجرای «گزینه جوان»، «نیمروز» و سپس «ویتامین ۳» او را به یکی از چهرههای شناختهشده اجرای تلویزیونی تبدیل کرد. آن سالها هنوز اینستاگرام وجود نداشت و یوتیوب هم مثل سالهای اخیر حداقل در ایران طرفدار و کاربر نداشت و به معنای امروزی بخشی از زندگی روزمره مخاطب ایرانی نشده بودند و شهرت یک مجری فقط در قاب تلویزیون باقی میماند. در فهرست برنامههای تلویزیونی که او اجرا کرده است البته نام برنامههایی همچون «خوشا شیراز»، «نبش جنتآباد»، «امشب»، «اینجا آینده» و چند ویژهبرنامه مناسبتی نیز دیده میشود.

آغاز حواشی با «ماه عسل»
در این میان اما برنامه «ماه عسل» سال ۱۳۹۱ مقطع مهمی در کارنامه ضیا بود. او در شرایطی اجرای این برنامه گفتوگومحور ماه رمضان را برعهده گرفت که «ماه عسل» هنوز بیش از هر چیز با نام احسان علیخانی شناخته میشد. علیخانی از سال ۱۳۸۶ اجرای برنامه را آغاز کرده بود، هرچند در این فاصله، «ماه عسل» چند بار مجری خود را تغییر داده بود و حتی در سال ۱۳۸۷ پس از واگذاری اجرا به محسن افشانی در میانۀ مسیر از او گرفته و دوباره به علیخانی سپرده شد. با این حال، تا سال ۱۳۹۱ نام علیخانی همچنان با این برنامه گره خورده بود و ضیا در شرایطی وارد میدان شد که باید برنامهای جاافتاده با مخاطبی مشخص را با سبک اجرای خودش پیش میبرد.
این جابهجایی برای ضیا کمریسک نبود؛ بهخصوص که مقایسه او با علیخانی که آن زمان معروفتر و محبوبتر از ضیا بود از همان ابتدا اجتنابناپذیر به نظر میرسید. ضیا آن زمان مجری جوان و شناختهشدهای بود، اما «ماه عسل» برنامهای نبود که صرفا با حضور یک چهره جوان و شناختهشده بتواند جایگاه خود را حفظ کند. در نهایت اجرای ضیا نیز نتوانست همان بازخوردی را که حضور علیخانی برای برنامه ایجاد کرده بود، تکرار کند و بعد از آن، مسیر حرفهای او بار دیگر به سمت برنامههای خودش رفت.

عذرخواهی با دستهگل آبی!
اما تقریبا در همان سالها یک اتفاق دیگر هم درباره ضیا شکل گرفت و خود او کمکم به بخشی از اخبار تبدیل شد. ماجرای حضورش در کافهای در جمع هواداران پرسپولیس در جریان یک مسابقه فوتبال و شعارهایی که علیه پرویز مظلومی - سرمربی وقت استقلال - سر داده شد، در سال ۱۳۹۴ بازتاب زیادی پیدا کرد و در نهایت به عذرخواهی او و ممنوعالتصویری موقت انجامید. ضیا در آن مقطع فقط به دلیل برنامهای که اجرا میکرد دیده نمیشد؛ نامش بهتنهایی برای شکلگیری یک خبر کافی بود و همین اتفاق، یکی از نشانههای تبدیل شدن او از یک مجری تلویزیونی به یک چهره شناختهشده رسانهای بود.
واکنشهای گسترده به «فرمول یک»
ضیا بعدها با «فرمول یک» یکی از مهمترین دورههای کاریاش را تجربه کرد. برنامهای که به گفتوگو با آدمهای مختلف و روایت زندگی آنها میپرداخت و در ادامه بارها به واسطه مهمانان یا موضوعاتش مورد توجه قرار گرفت. این اتفاق البته همیشه به معنای موفقیت برنامه نبود. بعضی از گفتوگوها و انتخاب مهمانان، خودشان به حاشیه تبدیل شدند. از جمله ماجرای زوجی که در برنامه درباره خشونت خانگی و ۲۷ بار درخواست طلاق زن از همسرش صحبت کردند و واکنشهایی را در جامعه و حتی مجلس شورای اسلامی به دنبال داشت. منتقدان معتقد بودند روایت این زندگی نباید بدون توجه به خشونت خانگی و پیامدهای آن، به عنوان نمونهای از «تابآوری» زن نمایش داده شود.
در نمونهای دیگر، حضور مردی به همراه فرزند بیمار خود در «فرمول یک» به ماجرایی پیچیدهتر تبدیل شد. پس از پخش برنامه و اعلام شماره حساب برای کمک به خانواده، مبالغ قابل توجهی از سوی مردم واریز شد؛ اما بعدتر درباره بخشی از ادعاهای مطرحشده درباره بیماری کودک و ماجرای فروش کلیه پدر تردیدهایی مطرح شد و مؤسسه محک نیز درباره سابقه درمان کودک توضیحاتی ارائه کرد که با روایت ارائهشده در برنامه همخوانی نداشت. هرچند بعد از این اتفاق ضیا با تاخیری یکماهه در نشستی خبری درباره حواشی بهوجودآمده توضیحاتی ارائه و تاکید کرد: «در برنامه تلویزیونی بهویژه زنده مهمان برنامه میتواند هر اظهارنظری را انجام دهد و من هم موافق یا مخالف، جلوی اظهارنظرهای او را نمیگیرم. من مجری هستم و صداخفه کن نیستم.»

کوچ از تلویزیون، اقامت در اینترنت
شاید با کنار هم گذاشتن این اتفاقها، لزوما نباید نتیجه گرفت که ضیا عمدا به دنبال جنجال بوده است. اما میتوان یک ویژگی ثابت را در آنها دید؛ برنامههای او معمولا زمانی بیشتر دیده میشدند که یک آدم، یک داستان یا یک حرف غیرمعمول در مرکز آنها قرار میگرفت. این ویژگی در تلویزیون وجود داشت، اما بعدتر با تغییراتی که در صدا و سیما شکل گرفت که به کوچ مجریان معروف و مطرح از از این سازمان منجر شد، برای علی ضیا در فضای یوتیوب شکل جدیتری پیدا کرد.
وقتی ضیا از تلویزیون فاصله گرفت، دیگر نمیتوانست برای جذب مخاطب به اسم شبکه، ساعت پخش و جایگاه برنامه در کنداکتور پخش تلویزیون تکیه کند. در یوتیوب، خود برنامه باید دلیل تماشا ایجاد میکرد. مخاطب میتوانست هر زمان که بخواهد ویدئو را ببیند و در میان انبوهی از محتوا، انتخاب کند که چند دقیقه یا حتی چند ساعت از وقتش را به گفتوگوی یک مجری اختصاص دهد. در چنین فضایی، انتخاب مهمان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
خط قرمزهایی که در شبکه نمایش خانگی هم ادامه یافت!
اگر برنامه «گنگ» در شبکه نمایش خانگی را در مسیر حرفهای علی ضیا جدی بگیریم، حضور «محمدرضا شایع» در قسمت نخست آن را میتوان انتخابی برای جذب مخاطب و نوعی ساختارشکنی دانست. ضیا در این پروژه به سراغ یکی از چهرههای شناختهشده رپ فارسی رفت؛ انتخابی که از همان ابتدا میتوانست توجه مخاطبانی را جلب کند که کمتر امکان دیدن چنین چهرهای را در قالب برنامههای رسمی داشتند. اما ماجرا خیلی زود از خود گفتوگو فاصله گرفت. «شایع» پس از انتشار قسمت اول، در واکنش به انتقادهایی که نسبت به حضورش مطرح شد، از این حضور عذرخواهی کرد.
ماجرا اما به واکنشهای شبکههای اجتماعی محدود نماند. پس از انتشار قسمت نخست، اعلام شد که «گنگ» مجوز تولید و انتشار نداشته و ساترا نیز بر این موضوع تأکید کرد؛ در نهایت با اعلام قوه قضاییه ادامه پخش برنامه متوقف شد.
این اتفاق برای بررسی مسیر ضیا از این جهت مهم است که او در «گنگ» دست روی موضوعی خط قرمزی گذاشته بود. انتخاب «شایع» به عنوان مهمان نشان میداد ضیا به سراغ همان چیزی رفته که در فضای جدید رسانهای برای یک برنامه اهمیت پیدا کرده است؛ مهمانی که خودش اتفاق است و حضورش میتواند برنامه را از یک گفتوگوی معمولی به یک حاشیه رسانهای تبدیل کند.

«حاشیه» از «متن» مهمتر است!
«باضیا» هم ادامه همین مسیر بود؛ با این تفاوت که علی ضیا در این برنامه بیش از گذشته روی انتخاب مهمان بهعنوان بخشی از جذابیت اصلی برنامه حساب کرد. او سراغ چهرههایی رفت که صرف گفتوگو با آنها میتوانست مخاطب را به تماشای برنامه ترغیب کند؛ از چهرههای فرهنگی و اجتماعی تا کسانی که سالها کمتر امکان حضور در چنین قاب رسانهای را داشتند.
این رویکرد در گفتوگو با «شهرام شبپره» شکل روشنتری پیدا کرد. ضیا این بار سراغ خوانندهای رفت که سالها از فضای رسمی رسانه در ایران دور بوده و حضورش در یک برنامه اینترنتی، بهخودی خود اتفاقی متفاوت محسوب میشد. «شبپره» در این گفتوگو از خاطراتش با خوانندگان موسیقی پیش از انقلاب سخن گفت و از علاقهاش برای بازگشت به ایران صحبت کرد. همین مهمان و موضوعات مطرحشده باعث شد انتشار آن از یک قسمت عادی برنامه فراتر برود و به موضوعی رسانهای تبدیل شود. واکنشهای بعدی خود شبپره نیز این ماجرا را ادامهدار کرد.
حضور شهرام آذر (سَندی) در «باضیا» نیز از همین منظر قابل توجه بود. در واقع، ضیا برنامهاش فقط سراغ کسانی نمیرفت که حرف تازهای برای گفتن داشتند؛ گاهی خودِ امکان گفتوگو با یک چهره، به اندازه محتوای گفتوگو برای مخاطب جذابیت ایجاد میکرد.
اینجا همان جایی است که تفاوت «باضیا» با یک برنامه گفتوگومحور معمولی بیشتر دیده میشود. در چنین فضایی، مجری دیگر فقط مسئول اداره گفتوگو نیست؛ انتخاب مهمان، پیش از آغاز مصاحبه، بخشی از محصول رسانهای او را میسازد. ضیا به مرور به سمت مهمانانی رفت که بخشی از مخاطبان پیش از شنیدن نخستین سؤال، درباره حضورشان کنجکاو بودند و همین انتخاب میتوانست برای هر قسمت، دلیل مستقلی برای دیده شدن ایجاد کند.
به همین دلیل شاید مهمترین تغییر ضیا در «باضیا» را نباید در تکنیک اجرا جستوجو کرد. او الزاما در این دوره به مصاحبهگری پیچیدهتر و حرفهایتر تبدیل نشده است. اتفاق مهمتر این است که انتخاب سوژه برای او اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در بعضی از این گفتوگوها، سؤال پیچیده یا خاص موتور اصلی برنامه نیست. گاهی این خودِ مهمان است که بار اصلی گفتوگو را به دوش میکشد و سؤالها بیشتر به سمت بخشهایی از زندگی یا گذشته او میروند که احتمال دارد برای مخاطب جذابتر و برای شبکههای اجتماعی قابلیت وایرال شدن بیشتری داشته باشند.

دردسر همیشه هم بد نیست!
وقتی یک برنامه در تلویزیون تولید میشود، زنجیرهای از افراد شامل تهیهکننده، مدیر گروه و سازوکارهای نظارتی در انتخاب و انتشار محتوا نقش دارند. در یک برنامه شخصی در فضای اینترنت، بخش بیشتری از این مسئولیت مستقیما به سازنده برنامه برمیگردد. اگر گفتوگو با «شایع» یا «شهرام شبپره» به دلیل انتخاب مهمان خبرساز شود، این بخشی از مزیت برنامه است؛ اما اگر یک مهمان ادعایی اقتصادی یا سیاسی را بدون سند مطرح کند، دیگر فقط مسئله جذابیت گفتوگو مطرح نیست. اتفاق اخیر «باضیا» در این نقطه قابل تامل است. در واقع، همان مدلی که برای یک برنامه اینترنتی مزیت ایجاد میکند، میتواند برای آن مسئولیت و حساسیت بیشتری هم بسازد.
نکته مهم این است که علی ضیا شاید از آخرین مجریهایی باشد که بخش مهمی از شهرتش را از تلویزیون گرفت، اما برای ادامه مسیر ناچار شد قواعد رسانه جدید را یاد بگیرد. حالا دیگر خبری از آن مجری جوانی نیست که خود را از اجرای برنامههای کنکوری به سمت رقابت با مجریان قدیمیتر میکشاند و فقط باید خوب اجرا کند تا برنامهاش دیده شود. ضیا امروز مجبور است بداند چه کسی را دعوت کند، درباره چه چیزی حرف بزند و کدام بخش از گفتوگو ارزش تبدیل شدن به یک کلیپ و انتشار در شبکههای اجتماعی را دارد.
جذابیت «اسمش را نبرها» برای توسعه برند شخصی
«باضیا» بخشی از مسیر مهاجرت یک مجری تلویزیونی به سمت «برند شخصی» خودش است که گاهی هم ممکن است برایش دردسر به بار بیاورد، اما تاکنون و پس از مرور آنچه ذکر شد، در نهایت همه این اتفاقات به افزایش دنبالکنندگان صفحه اینستاگرام و تعداد سابسکرایب صفحه یوتیوبش منتهی شده است. او حالا قواعد زمین بازی جدید را به خوبی یاد گرفته است. انتخاب مهمانهای «اسمش را نبر» و دیگر چهرههایی که هر کدام به دلایلی میتوانند گفتوگو را به اتفاقی خارج از خود برنامه تبدیل کنند، نشان میدهد او فهمیده است که در فضای جدید، همیشه لازم نیست بهترین یا پیچیدهترین سؤال را داشته باشی؛ گاهی مهمتر این است که آدمی را روبهرویت بنشانی که حرف زدنش برای مخاطب جذاب باشد.



