جمعه 12 تير 1405 - Fri 03 Jul 2026
  • مراسم وداع با معلم شهید خانم زهرا حداد عادل / عکس

  • دچار تفسیر به رای ولی فقیه نشوید

  • ادای دین به رهبر شهیدمان چه معنایی دارد؟

  • مهمانانی از یکصد کشور در تشییع رهبر شهید حضور می‌یابند

  • علیرضا افتخاری برای رهبر شهید خواند /فیلم

  • ستاد برگزاری مراسم وداع و تشییع در تهران

  • تیم ۵ نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

  • ایران در موضع قدرت است پیام ضعف به دشمن ندهیم

  • توافق پایان همکاری اوسمار با پرسپولیس

  • مهدی رسولی/ مشت گره کرده

  • حضور یک مقام ارشد چین در مراسم تشییع رهبر شهید

  • روایتی از زندگی ۲ شهید کشتی‌گیر تهرانی

  • حمله پهپادی به سفارت روسیه در سوئد

  • جلوه‌ای از هنر با موبایل / عکس

  • گل دوم آمریکا به بوسنی، عجب گلی! / فیلم

  • ستاره خارجی پرسپولیس در آستانه جدایی

  • قیمت جدید تخم‌مرغ اعلام شد

  • جزئیات تلاش‌های دیپلماتیک برای تحقق بندهای تفاهم نامه و آزادسازی دارایی‌های ایران

  • وداع با شهیده زهرا حدادعادل عروس رهبرشهید

  • معاون نخست وزیر طالبان عازم تهران شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 428270
    تاریخ انتشار: 11/تير/1405 - 10:35

    مرز میان جبهه‌های حق و باطل

    دشمنی با حق، پدیده‌ای تازه و محدود به یک زمان و یک قوم نیست، ریشه آن در استکبار، لجاجت و نپذیرفتن حقیقت نهفته است. آیات ۶ تا ۱۴ سوره احقاف با ترسیم مرز روشن میان جبهه حق و باطل، نشان می‌دهد دشمنان چگونه با تهمت و تکذیب در برابر حق می‌ایستند.

    مرز میان جبهه‌های حق و باطل

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

     قرآن کریم در آیات ۶ تا ۱۴ سوره احقاف، دو جبهه کاملاً متفاوت را در برابر یکدیگر به تصویر می‌کشد، یک سو جبهه باطل که با تکذیب، استکبار و دشمنی با حق شناخته می‌شود و سوی دیگر جبهه ایمان که با استقامت و تسلیم در برابر خداوند به سعادت ابدی می‌رسد.


    این آیات نشان می‌دهد دشمنی با حق، صرفاً یک اختلاف فکری نیست، بلکه انتخاب مسیری است که سرانجام آن محرومیت از هدایت و گرفتار شدن در عذاب الهی خواهد بود. در مقابل، ایمان و پایداری بر مسیر توحید، امنیت، آرامش و بهشت جاودان را به همراه دارد.


    دشمنانی که در قیامت از معبودهای خود بیزار می‌شوند


    آیات با ترسیم صحنه‌ای از قیامت آغاز می‌شود، روزی که تمام تکیه‌گاه‌های دروغین فرو می‌ریزد. خداوند می‌فرماید که «وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ» همان معبودهایی که مشرکان برای تقرب به آنها عبادت می‌کردند، در قیامت نه تنها کمکی به آنان نمی‌کنند، بلکه از آنان اعلام بیزاری خواهند کرد.


    علامه طباطبایی در تفسیر المیزان توضیح می‌دهد که این آیه بیانگر حقیقتی مهم است هر آنچه انسان به جای خدا دل به آن ببندد، در قیامت نه سودی خواهد داشت و نه توان دفاع از او را. حتی همان معبودهای خیالی یا کسانی که به ناحق پرستیده شده‌اند، از این عبادت اظهار برائت می‌کنند. بنابراین نخستین ویژگی جبهه باطل، تکیه بر قدرت‌ها و امیدهای پوشالی است، امیدهایی که در سخت‌ترین روز زندگی انسان، به دشمن او تبدیل می‌شوند.

     

     

     


    سلاح همیشگی دشمن، متهم کردن حقیقت به دروغ


    پس از بیان سرنوشت مشرکان، قرآن به رفتار آنان در دنیا اشاره می‌کند. آیه هفتم می‌فرماید: «وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُبِینٌ».


    دشمنان حق هرگز پاسخ منطقی برای آیات روشن الهی نداشتند، بنابراین به جای اندیشیدن، راه تخریب را برگزیدند و قرآن را سحر آشکار نامیدند. این شیوه، یکی از ویژگی‌های همیشگی جبهه باطل در طول تاریخ است هنگامی که توان مقابله علمی و منطقی با حقیقت وجود ندارد، شخصیت پیام‌آور یا خود پیام مورد هجمه قرار می‌گیرد.


    قرآن در ادامه، تهمت دیگری را نقل می‌کند و می‌فرماید که «أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ» آیا می‌گویند پیامبر این قرآن را خودش ساخته است؟ خداوند به پیامبر دستور می‌دهد پاسخ دهد اگر چنین کاری کرده باشم، شما هیچ قدرتی برای نجات من از عذاب خدا ندارید. این استدلال نشان می‌دهد کسی که همه زندگی خود را در راه دعوت الهی فدا کرده، هرگز نمی‌تواند سخنی را به خدا نسبت دهد که از جانب او نیست.


    دشمنی از روی لجاجت، نه کمبود دلیل


    یکی از نکات مهم این آیات، ریشه‌یابی رفتار دشمنان است. مشکل آنان کمبود معجزه یا نبود دلیل نبود، مشکل، لجاجت و پیروی از هواهای نفسانی بود.


    قرآن می‌فرماید که «قُلْ مَا کُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ» پیامبر اسلام نخستین فرستاده الهی نیست. همه پیامبران همین دعوت به توحید را داشته‌اند و با مخالفت‌های مشابهی روبه‌رو شده‌اند.


    علامه طباطبایی این آیه را نشانه استمرار سنت الهی می‌داند همان‌گونه که امت‌های گذشته پیامبران خود را تکذیب کردند، مخالفان پیامبر اسلام نیز همان مسیر را ادامه دادند. از این رو دشمنی با حق، رفتاری تکرارشونده در تاریخ است که ریشه در استکبار و دنیاطلبی دارد، نه در نبود برهان.


    گواهی که دشمنان را رسوا کرد


    قرآن برای اتمام حجت، به شاهدی از بنی‌اسرائیل اشاره می‌کند و می‌فرماید که «وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَکْبَرْتُمْ». این شهادت گواهی فردی آگاه از کتاب‌های آسمانی است که نشانه‌های پیامبر خاتم را شناخت و ایمان آورد، اما مشرکان با وجود مشاهده این نشانه‌ها، از روی تکبر راه انکار را برگزیدند.


    در ادامه، قرآن پرده دیگری از روحیه دشمنان را آشکار می‌کند. آنان گفتند که «لَوْ کَانَ خَیْرًا مَا سَبَقُونَا إِلَیْهِ» اگر این دین خوب بود، دیگران پیش از ما به آن ایمان نمی‌آوردند.


    این منطق، نمونه‌ای روشن از غرور و خودبرتربینی است. حق و باطل با جایگاه اجتماعی افراد سنجیده نمی‌شود معیار، حقیقت است، نه اینکه چه کسانی زودتر یا دیرتر آن را پذیرفته‌اند.


    محرومیت از هدایت، مجازات الهی است


    قرآن درباره کسانی که آگاهانه حقیقت را انکار می‌کنند، هشدار می‌دهد که «إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ». این هدایت نشدن، مجازاتی تکوینی معرفی شده است یعنی وقتی انسان بارها در برابر حقیقت می‌ایستد، به تدریج زمینه دریافت هدایت را از دست می‌دهد. ظلم به حقیقت، قلب انسان را چنان گرفتار می‌کند که دیگر نور هدایت در آن اثر نمی‌گذارد.


    بنابراین، بزرگ‌ترین کیفر دشمنان حق تنها عذاب آخرت نیست بلکه از دست دادن ظرفیت هدایت، خود آغاز سقوط و بدبختی آنان است.


    سیمای اهل ایمان در قرآن 


    در مقابل این تصویر تیره، قرآن سیمای اهل ایمان را ترسیم می‌کند «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ».


    از نگاه علامه طباطبایی، ارزش حقیقی تنها در گفتن «ربنا الله» نیست بلکه در استقامت بر این اعتقاد است. ایمان واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان در میدان عمل، سختی‌ها، فشارها و وسوسه‌ها نیز بر عهد خود باقی بماند.


    پاداش این گروه، امنیت کامل است نه ترسی از آینده دارند و نه حسرتی نسبت به گذشته. این آرامش، نتیجه پیوند با خدا و اعتماد به وعده‌های اوست.


    آیه پایانی نیز سرانجام آنان را چنین بیان می‌کند که «أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» بهشت جاودان، پاداش اعمال و استقامت آنان است، نه صرف ادعای ایمان.


    در مجموع، آیات ۶ تا ۱۴ سوره احقاف، تقابل همیشگی دو جبهه را به تصویر می‌کشد، جبهه‌ای که با تکذیب، تهمت، استکبار و دشمنی با حقیقت، خود را از هدایت محروم می‌کند و در نهایت با عذاب الهی روبه‌رو می‌شود، و جبهه‌ای که با ایمان، استقامت و اعتماد به خدا، به امنیت، آرامش و نعمت جاودانه الهی دست می‌یابد. این آیات یادآور می‌شود که سرنوشت انسان را نه ادعاها، بلکه موضع او در برابر حقیقت و میزان پایداری‌اش بر مسیر حق رقم می‌زند.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما