به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
در روزهایی که رئیسجمهور آمریکا در توییتها و اظهاراتش از زبان قدرت مطلق سخن میگوید، تناقضی عمیق میان این ادعاها و واقعیت در صحنه نبرد آشکار شده است.
ترامپ قبل سفر به چین ادعا کرده که «هیچ کمکی از کسی درباره ایران نمیخواهم و ما پیروز میشویم.» او حتی از مذاکرهای طولانی با رئیسجمهور چین درباره «جنگ علیه ایران» سخن میگوید، اما باز تأکید میکند که نیازی به کمک خارجی ندارد. این در حالی است که هماکنون مهمترین آبراه نفتی جهان داستان دیگری روایت میکند.
بر اساس دادههای رصد شده، ایران نزدیک به ۱۰ هفته است کنترل ترافیک تنگه هرمز را در دست دارد. این یعنی نه فقط کشتیهای تجاری، که عملاً نبض جابهجایی نفت از خلیج فارس تابع ارادهای است که از تهران مخابره میشود.
همزمان، تهران توانسته بخش بسیار زیادی از زرادخانه راهبردی خود - بهویژه پهپادهای شاهد و موشکهای ضدکشتی - را علیرغم حملات مکرر حفظ کند. این یعنی کارتهای بازدارندگی ایران نه تنها از بین نرفته، بلکه همچنان منطقه عملیاتی وسیعی را پوشش میدهد.
هشدار یک سناتور آمریکایی خطاب به وزیر جنگ این کشور، سند گویایی از عمق شکاف میان ادعا و واقعیت است. وقتی پنتاگون از «کنترل تنگه هرمز» میگوید، قانونگذاران آمریکایی از این طرف میز فریاد میزنند که «مشخص است تردد کشتیها در دست ما نیست.»
این اعتراف در دل نهاد قانونگذاری آمریکا یعنی عملاً محاصرهای که قرار بود ایران را فلج کند، نه تنها به نتیجه نرسیده، بلکه حالا ترامپ را در محاصره تناقضهای راهبردی خودش گرفتار کرده است.ترامپ میگوید «هرگز توافقی با ایران نخواهیم داشت مگر آنکه توافق خوبی باشد»، گویی قفل مذاکره صرفاً در دست کاخ سفید است.
اما وقتی تنگه هرمز ۱۰ هفته زیر سایه قدرت ایرانی نفس میکشد، «توافق خوب» دیگر فقط به خواست واشنگتن تعریف نمیشود.
تهران حالا در موقعیتی نیست که صرفاً از موضع انفعال پای میز مذاکره بنشیند؛ کارتهای برندهای که ترامپ ادعا میکند منحصراً در اختیار اوست، لااقل در جغرافیای خلیج فارس بخش اعظم آن در دست ایران است.نکته تأملبرانگیز آنکه ترامپ شخصاً به مذاکره با چین درباره «جنگ علیه ایران» اشاره میکند، درست در همان حالی که میگوید کمک نمیخواهد. اگر قرار است «پیروزی» یکجانبه و بدون کمک دیگران رقم بخورد، چرا باید رئیسجمهور آمریکا با پکن برای جنگی گفتوگوی طولانی داشته باشد؟
این پارادوکس بیش از آنکه یک تاکتیک دیپلماتیک باشد، نشانهای از فشار پنهانی است که از دل شکست میدانی به اتاقهای تصمیمگیری کاخ سفید خزیده است. ترامپ در مصاحبهای اخیرا عنوان کرده که از ایران نپرسید و حرف نزنید که این موضوع از فشار جنگ با ایران به وی حکایت دارد.حملات نظامی که بنا بود به «اهداف قابل توجه» ضربه بزند، به اعتراف حتی سناتورهای همحزبی ترامپ، نتوانسته قفل تنگه هرمز را برای عبور بیدغدغه نفتکشها باز کند.
ایران همچنان پهپادهای شاهد را در آشیانهها نگه داشته، موشکهای ضدکشتیاش را در موقعیت شلیک حفظ کرده، و ترافیک دریایی را زیر سایه مدیریت خود دارد. همه اینها در حالی رخ میدهد که تهدید «پیروزی مطلق» هنوز از بلندگوهای آمریکا قطع نشده است.
در نهایت، تصویری که از دل این تناقضها بیرون میآید، تصویر برتری گفتمانی نیست؛ تصویر میدانیاست که در آن کارتهای بازی دیگر فقط در جیب یک بازیکن نیست.ترامپ شاید همچنان بر طبل جنگ بکوبد، اما کسی که ۱۰ هفته کنترل شاهرگ انرژی جهان را در مشت دارد، لاجرم صدایش در هر مذاکره احتمالی بلندتر از گزینههای نظامی خواهد بود.همه این موارد نشان میدهد که ترامپ حال و روز خوبی قبل از سفر به چین با همه تهدیداتش ندارد و از سوی دیگر آمریکا دیگر آن هژمونی و قدرتی که داشته را ندارد و قدرت آمریکا بسیار افول کرده است.موضوعی که در سفر ترامپ به چین به خوبی مشخص است.



