شنبه 28 شهريور 1405 - Sat 19 Sep 2026
  • «دهن‌کجی» اروپا و کانادا به ترامپ؛ آمریکا تنهاتر می‌شود

  • لاله مرزبان و یک اتفاق خوب در فضای مجازی

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • آیا آب سخت واقعاً موجب تخریب بافت مو می‌شود؟

  • هر گونه اشتباه محاسباتی دشمن با قدرت پاسخ داده می‌شود

  • دشمن مانع ورود واکسن به کشور است

  • هرمز در مشت ایران، باب‌المندب در دست یمن؛ چگونه ایران نظم جدید را از مسیر گلوگاه‌های راهبردی شکل می‌دهد؟

  • سقوط ۴۱ درصدی تولید نفت خلیج فارس

  • اهتزاز پرچم ایران در دهکده بازی‌های آسیایی / فیلم

  • انهدام ۳ هسته عملیاتی گروهک تروریستی تکفیری

  • جدایی ۱۰ بازیکن ستاره از پرسپولیس!

  • قیمت جدید خودروهای داخلی در بازار

  • ادعای تازه ترامپ، تلاش چین برای میانجی‌گری و فشارهای تازه آمریکا + عکس

  • عراق: مرز چذابه از فردا باز می‌شود

  • قیمت سکه و طلا امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • چرا خلبان آ‌مریکایی از تلویزیون ایران می‌ترسید؟ + عکس

  • تماس تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه

  • از لایه ازون چه خبر؟

  • فیل کوچکی بدون خرطوم و دم / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 388615
    تاریخ انتشار: 11/آذر/1403 - 12:00

    این قرص تو را مدافع حرم می‌کند!

    یکی از دوستانش کم آورده بود و از پسِ تمرینات سنگین قبل اعزام به سوریه بر نمی‌آمد. پس یواشکی قرصی به او داد تا قدرتش زیاد شود.

     این قرص تو را مدافع حرم می‌کند!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    شهید مدافع حرم لبنانی، علی عباس اسماعیل برای مادرش از روزهای آموزش قبل اعزامش تعریف می‌کرد: «رفیقم ولا خیلی لاغر است و موقع تمرین‌های سخت همیشه اذیت می‌شود.

    یک روز وقتی دیدم بی‌حال است، ازش سؤال «کردم چه شده؟»گفت: «دیگر نمی‌توانم. این آموزش‌ها خیلی مشکل است.» گفتم: «دوای تو پیش من است.» پرسید: «واقعاً؟» گفتم: «آره بابا. وقتی برگردیم اردوگاه توی چادرمان بهت یک قرصی می‌دهم که مال اینجا نیست.»

    غروب آمد خیمه ما و پرسید: «دوایم چیست؟» بهش گفتم: «به هیچ کس نمی‌گویی‌ها. من دوتا قرص بهت می‌دهم ولی اسمش را نباید بدانی.» بعدش رفتم دو تا قرص برداشتم و خرد کردم. به ولا گفتم: «این پودر را بگیر با یک لیوان آب بخور. یک قرص مخصوص است که دایی‌ام از روسیه برایم آورده.

    با خوردنش هم قوی می‌شوی، هم مثل من عضلانت فرم می‌گیرند.»قرص را گرفت و خورد و بعدش هم خوابید. صبح که از خواب بیدار شد با خوشحالی می‌گفت: «علی من چه‌ام است؟ خیلی پرانرژی شده‌ام!» بهش می‌گفتم: «بابا هنوز کجایش را دیده‌ای.» ولا رفت و زور زد و یک وزنه بتنی خیلی سنگین را برداشت از آن روز به بعد دیگر تمرین‌ها را خوب و با قدرت انجام می‌داد.

    بعد چند هفته دوباره آمد سراغم و گفت: «علی تو را به خدا بگو اسم آن قرصی که دایی‌ات از روسیه برایت آورده چیست تا بروم برای خودم بگیرم.» گفتم: «احمق دیوانه! آن قرص مسکن له شده بود! داروی انرژی‌زا یا این چیزها نبود. تو خودت قوی بوده‌ای.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما