جمعه 22 خرداد 1405 - Fri 12 Jun 2026
  • دشمن دست از پا خطا کند سیلی محکمی می‌خورد

  • مجلس ترحیم آیت‌الله فیاض از طرف رهبر انقلاب در قم

  • چرا دارایی‌های ماسک در منطقه، هدف نظامی برای ایران است؟

  • الگوی ترامپ و روایت واقعیت از پس یک جنگ روانی

  • نجات ۳۹ مهاجر از یک تریلی آتش گرفته در تگزاس / فیلم

  • نفوذ حنظله به سامانه‌های پهپادی FBI

  • واکنش حزب الله به توافق احتمالی ایران و آمریکا

  • بومی‌سازی کلیشه‌های غربی؛ از دوگانه‌های ساده‌انگارانه تا تقلیل تاریخ + عکس

  • شروع سوخت‌گیری با کارت بانکی از ماه آینده

  • عارف: روند رشد قدرت ایران متوقف‌شدنی نیست

  • نصیحت جالب جولانی به سران بیروت

  • صدور حکم ۳۰ سال حبس برای یک رئیس جمهور

  • جزئیات جدید از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا

  • افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد اعمال می‌شود؟

  • ساعت ترامپ روی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خوابیده

  • اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

  • آتش‌زدن پرچم اسرائیل در افتتاحیه جام جهانی / فیلم

  • اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

  • تمامیت و امنیت ملی ایران موضوع معامله تبلیغاتی نیست

  • مکزیکی‌ها برنده دیدار افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 345684
    تاریخ انتشار: 08/تير/1402 - 21:22

    ماجرای رابطه گرم خواهر شاه با سربازان آمریکایی

    اشرف پهلوی سومین دختر رضاخان و خواهر دوقلوی محمدرضا شاه پهلوی و یکی از پُرحاشیه‌ترین اعضای این خاندان بود.

    ماجرای رابطه گرم خواهر شاه با سربازان آمریکایی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از تاریخ،

    اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه که به گفته خودش زیاد هم مورد توجه و علاقه خانواده پهلوی نبود وقتی از بند سختگیری‌های رضاخان راحت شد به مفسدی تبدیل شد که «حسین فردوست»‌ از آن با عنوان «‌شیطانی به نام اشرف» یاد می‌کند. اشرف از رضاشاه سیاست‌مدار بهتری بود و علاقه شدیدی که به پول و مرد داشت باعث شد آوازه فساد و عیاشی‌اش بلند شود. آنچه که در ادامه می‌خوانید گوشه‌ای از پرونده کثیف دومین فرد خانواده پهلوی است.

    آمریکایی‌ها در خیابان امیرآباد یک باشگاه داشتند که مخصوص افسران و درجه‌داران‌شان بود. آنها به سرعت باشگاه امیرآباد را به مرکز فحشا تبدیل کردند. محلی که اشرف بی‌پروا به آن سر می‌زد و با سربازان آمریکایی رابطه برقرار می‌کرد.

    خودش در این‌باره می‌نویسد: «در نخستین سال‌های پس از رفتن پدرم به تبعید، تغییرات مهمی در زندگی من ایجاد شد... با از بین رفتن کنترل شدیدی که پدرم نسبت به ما اعمال می‌کرد و در شرایط حاد و پرفراز و نشیب دوران جنگ، من آزاد بودم که برنامه روزانه‌ام را آن طوری که خودم می‌خواستم تنظیم کنم... با درنظر گرفتن شیفتگی خاص که به فرهنگ غربی پیدا کرده بودم، هنگامی که شنیدم... سربازان آمریکایی به پایگاه امیرآباد خواهند آمد، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم... دلم می‌خواست یک شب را بدون دردسر و دور از تشریفات رسمی در چنین مجلسی بگذرانم. از این رو...[به‌صورت ناشناس‌] به امیرآباد می‌رفتم... رابطه سربازان آمریکایی نسبتا گرم و دوستانه بود...» (پهلوی، اشرف، من و برادرم، صص ۱۱۱-۱۰۸)


    download

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما