به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» به نقل از مشرق ، ۱- از مهمترین زمینهها آنکه آمریکا هدف اصلی خود در بلندمدت را مهار چین میداند و به همین دلیل چین نیز سیاست خارجی خود را بر مبنای تقابل با منافع آمریکا تنظیم میکند. پس نهتنها همکاری دیپلماتیک جدی با آمریکا علیه ایران ندارد، بلکه سعی میکند دورتر از موضع واشنگتن نسبت به برجام بایستد.
۲- دومین نمونه نقض آشکار تحریمهای آمریکا علیه ایران از سوی چین است. خرید روزانه حدود یک میلیون بشکه نفت ایران از سوی چین، میتواند تأثیر فشار تحریمها علیه ایران را کاهش دهد و توان مذاکره آمریکا و متحدانش را ضعیف سازد.
۳- سومین مسأله، تفاوت رویکرد پکن و مسکو نسبت به برنامه هستهای ایران است. در حالی که روسیه ابراز میدارد که نگران فعالیتهای مبتنی بر اشاعه تسلیحات هستهای است، چین نگرانی چندانی از رشد برنامه هستهای ایران ندارد. زیرا آن را موجب افزایش فاصله ایران با غرب و نزدیکتر شدن به پکن میداند.
به نظر میرسد دولت بایدن متوجه شده که تغییر جهت به سوی اقیانوس آرام بر دیگر پروندههای سیاست خارجی آمریکا نیز تأثیر خواهد داشت. اما تا کنون نتوانسته که راهبردی برای پیگیری منافع دیپلماتیک مشترک با چین و تعدیل تنشها در دیگر موضوعات، داشته باشد.



