جمعه 27 شهريور 1405 - Fri 18 Sep 2026
  • «دهن‌کجی» اروپا و کانادا به ترامپ؛ آمریکا تنهاتر می‌شود

  • لاله مرزبان و یک اتفاق خوب در فضای مجازی

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • آیا آب سخت واقعاً موجب تخریب بافت مو می‌شود؟

  • هر گونه اشتباه محاسباتی دشمن با قدرت پاسخ داده می‌شود

  • دشمن مانع ورود واکسن به کشور است

  • هرمز در مشت ایران، باب‌المندب در دست یمن؛ چگونه ایران نظم جدید را از مسیر گلوگاه‌های راهبردی شکل می‌دهد؟

  • سقوط ۴۱ درصدی تولید نفت خلیج فارس

  • اهتزاز پرچم ایران در دهکده بازی‌های آسیایی / فیلم

  • انهدام ۳ هسته عملیاتی گروهک تروریستی تکفیری

  • جدایی ۱۰ بازیکن ستاره از پرسپولیس!

  • قیمت جدید خودروهای داخلی در بازار

  • ادعای تازه ترامپ، تلاش چین برای میانجی‌گری و فشارهای تازه آمریکا + عکس

  • عراق: مرز چذابه از فردا باز می‌شود

  • قیمت سکه و طلا امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • چرا خلبان آ‌مریکایی از تلویزیون ایران می‌ترسید؟ + عکس

  • تماس تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه

  • از لایه ازون چه خبر؟

  • فیل کوچکی بدون خرطوم و دم / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 199917
    تاریخ انتشار: 10/مهر/1399 - 09:25

    حرکت زیبای مهران احمدی به نیابت از رهبر انقلاب

    مهران احدی با انتشار این عکس نوشت:

    حرکت زیبای مهران احمدی به نیابت از رهبر انقلاب

    پیرمرد جلو امد، فقر از همه جایش شره میکرد، در چشمانش اشک موج میزد وناامیدی.
    همان لحظه دلتنگ شدم، انگار بدون اینکه چیزی بگوید حرفهایش را با چشمانش زد و...
    گفت: اقای احمدی ؟
    گفتم: بله !
    لبخند کم رمقی ودر لحظه چشمانش برق کم سویی زد.
    گفت :عکس بگیریم.؟!
    گفتم :بگیریم
    گوشی فقیرانه ای را بدستم داد.
    عکس گرفتیم
    نگاهی به عکس بی کیفیتش انداخت .بعد به من نگاه کرد،انگار میخواست چیزی بگوید، اما نگفت وبه سمت موتور قراضه ای که انطرفتر گذاشته بود روانه شد.
    دلش طاقت نیاورد برگشت ،
    گفت ببخشید! شما اقا رو می بینید .
    گفتم کدوم اقا؟!
    گفت اقای خامنه ای.
    گفتم چطور؟
    گفت به اقا بگید ،همه چی خیلی گرون شده، موتورم خراب شده نمیتونم درستش کنم، باهاش کار میکنم.
    امدم بگویم نه من اقا رو نمیبینم، یک لحظه که به چشمانش نگاه کردم انگار اب سرد رو سرم ریختند.حس کردم نمیتوانم ناامیدش کنم.
    گفتم باشه، اگه دیدمشون ، میگم
    آنی باشادی کم نور نگاهم کرد.
    شماره اش را گرفتم .
    امروز ناقابلی به حسابش ریختم، و برایش پیامک زدم، اینو اقا داد.و
    گفت همه چی درست میشه.غصه نخور
    اقایان من به ان پیرمرد قول دادم نه از طرف خودم از طرف اقا .
    خودتون میدونید.
    یا حق

    منبع : اخرین خبر

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما