" />
دوشنبه 05 مرداد 1405 - Mon 27 Jul 2026
  • پهپادها و موشک‌های ایرانی از پدافند آمریکا رد می‌شوند

  • چالش بنزین در ایران

  • تصاویر پهپاد ساقط شده عربستان در یمن

  • هدف اصلی آتش‌بس زمینه‌سازی تصرف تنگه هرمز بود

  • کنایه بقایی به اتحادیه اروپا /فیلم

  • سیلی موشکی ایران به چشم و گوش آمریکا در خلیج فارس + عکس و فیلم

  • تحت هیچ شرایطی نباید از توطئه‌های دشمن غافل شویم

  • اعتراف نظامی آمریکا به ناکامی در رسیدن به اهداف علیه ایران

  • بازگشت موقت ۲ خرید استقلال به آلومینیوم

  • یوسف مصر کربلا سلام / میثم مطیعی

  • نسخه تسلیم در کادوی صلح

  • نقل‌وانتقالات / بلاتکلیفی دو بازیکن ستاره در تیم پرسپولیس

  • سردارانی که در عین گمنامی حماسه آفریدند +عکس

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه ۵ مرداد

  • واکنش تند غریب‌آبادی به فاسد خواندن دیوان لاهه

  • اجازه نداده و نمی‌دهیم آمریکا تعیین کننده جنگ باشد

  • درس های فراموش ناشدنی برای آمریکا

  • انهدام مهمات عمل نکرده دشمن شهرستان‌ پاکدشت

  • جزئیات افزایش حقوق، متناسب‌سازی و پرداخت معوقات بازنشستگان اعلام شد

  • قیمت خودرو امروز دوشنبه ۵ مرداد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 13736
    تاریخ انتشار: 04/آبان/1394 - 17:10

    محافظ‌خانم"ع.م"به سوی‌پسرشهیدلاجوردی هفت تیر کشید+عکس

    پایگاه خبری حامیان ولایت/سیاسی

    فرزند شهید لاجوردی نوشت: شخصی آمد و به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ...

    n00451943-b

     محافظ‌خانم

     

    سید احسان لاجوردی فرزند شهید اسدالله لاجوردی در اینستاگرام خود نوشت:

    امروز ساعت۱۵:۳۰ داشتم از نیاوران وارد سه را یاسر مى شدم. یک خودرو بى ام و با پلاک ایران ١١ - ٣٨٦ م ٥١ که قصد داشت صف ماشین هاى پشت چراغ قرمز را رد کند به سمت چپ جدول هاى وسط خیابان آمد و با ماشین من تصادف کرد.
    از ماشین پیاده شدم و جلویش را گرفتم تا فرار نکند و به پلیس زنگ زدم. راننده خودرو که دخترى نیمه چادرى بود هم تماسى گرفت و منتظر ایستاد.
    بعد از دو سه دقیقه اى که آرام تر شدم قصد کردم بى خیال شوم و بروم که آن خانم به یکى از عابران گفت این آقا شیاد است و چون ماشین من مدل بالاست قصد اخاذى دارد و ... عصبانیت فروخفته بازگشت.
    شمارش دقایق به ٣ و ٤ نرسیده بود که آقایى آمد و بى سیم و کلتش را به رخ کشید و صد البته بدون بى احترامى خواست که کنار بروم و ...
    عرض کردم قصد داشتم بروم که ایشان توهین کردند.
    به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ...
    بى ام و رفت و جناب محافظ که فکر کنم او را ج. صدا مى کردند مشت و لگد زنان به طرف یک خودر پژو رفت. فریاد زد اگر به سمت این ماشین بیایى شلیک مى کنم. سرنشین عقبِ پژو خانمى بود چهره آشنا.
    چهره اى داشت بسیار شبیه خانم ع. م. همسر ا. ه. ر.
    البته فقط خیلى شبیه !

    پلیس تماس گرفت. پاسخ دادم قضیه به خوبی و خوشى پایان یافت و جان من و زن و بچه ام مقدم است بر هر چیز.
    اگر از احوال من بپرسید ملالى نیست جز اندکى درد استخوان و اندکى دلخورى. دلخورى از پاره شدن تى شرتى نو که تازه هدیه گرفته بودم.

    وی در ادامه در کامنتی نوشت:خانومم اومد کلید ماشین رو از من بگیره و ماشین رو جابجا کنه، بدون هیچ صحبتى، حتى یک کلمه.
    دختره شیشه رو کشیده پایین به خانومم میکه چرا شما اینقدر وحشى هستین !

    1394080411051279263858510

     

    منبع: جهان به نقل تسنیم

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما