" />
شنبه 28 شهريور 1405 - Sat 19 Sep 2026
  • «دهن‌کجی» اروپا و کانادا به ترامپ؛ آمریکا تنهاتر می‌شود

  • لاله مرزبان و یک اتفاق خوب در فضای مجازی

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • آیا آب سخت واقعاً موجب تخریب بافت مو می‌شود؟

  • هر گونه اشتباه محاسباتی دشمن با قدرت پاسخ داده می‌شود

  • دشمن مانع ورود واکسن به کشور است

  • هرمز در مشت ایران، باب‌المندب در دست یمن؛ چگونه ایران نظم جدید را از مسیر گلوگاه‌های راهبردی شکل می‌دهد؟

  • سقوط ۴۱ درصدی تولید نفت خلیج فارس

  • اهتزاز پرچم ایران در دهکده بازی‌های آسیایی / فیلم

  • انهدام ۳ هسته عملیاتی گروهک تروریستی تکفیری

  • جدایی ۱۰ بازیکن ستاره از پرسپولیس!

  • قیمت جدید خودروهای داخلی در بازار

  • ادعای تازه ترامپ، تلاش چین برای میانجی‌گری و فشارهای تازه آمریکا + عکس

  • عراق: مرز چذابه از فردا باز می‌شود

  • قیمت سکه و طلا امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • چرا خلبان آ‌مریکایی از تلویزیون ایران می‌ترسید؟ + عکس

  • تماس تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه

  • از لایه ازون چه خبر؟

  • فیل کوچکی بدون خرطوم و دم / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 13736
    تاریخ انتشار: 04/آبان/1394 - 17:10

    محافظ‌خانم"ع.م"به سوی‌پسرشهیدلاجوردی هفت تیر کشید+عکس

    پایگاه خبری حامیان ولایت/سیاسی

    فرزند شهید لاجوردی نوشت: شخصی آمد و به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ...

    n00451943-b

     محافظ‌خانم

     

    سید احسان لاجوردی فرزند شهید اسدالله لاجوردی در اینستاگرام خود نوشت:

    امروز ساعت۱۵:۳۰ داشتم از نیاوران وارد سه را یاسر مى شدم. یک خودرو بى ام و با پلاک ایران ١١ - ٣٨٦ م ٥١ که قصد داشت صف ماشین هاى پشت چراغ قرمز را رد کند به سمت چپ جدول هاى وسط خیابان آمد و با ماشین من تصادف کرد.
    از ماشین پیاده شدم و جلویش را گرفتم تا فرار نکند و به پلیس زنگ زدم. راننده خودرو که دخترى نیمه چادرى بود هم تماسى گرفت و منتظر ایستاد.
    بعد از دو سه دقیقه اى که آرام تر شدم قصد کردم بى خیال شوم و بروم که آن خانم به یکى از عابران گفت این آقا شیاد است و چون ماشین من مدل بالاست قصد اخاذى دارد و ... عصبانیت فروخفته بازگشت.
    شمارش دقایق به ٣ و ٤ نرسیده بود که آقایى آمد و بى سیم و کلتش را به رخ کشید و صد البته بدون بى احترامى خواست که کنار بروم و ...
    عرض کردم قصد داشتم بروم که ایشان توهین کردند.
    به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ...
    بى ام و رفت و جناب محافظ که فکر کنم او را ج. صدا مى کردند مشت و لگد زنان به طرف یک خودر پژو رفت. فریاد زد اگر به سمت این ماشین بیایى شلیک مى کنم. سرنشین عقبِ پژو خانمى بود چهره آشنا.
    چهره اى داشت بسیار شبیه خانم ع. م. همسر ا. ه. ر.
    البته فقط خیلى شبیه !

    پلیس تماس گرفت. پاسخ دادم قضیه به خوبی و خوشى پایان یافت و جان من و زن و بچه ام مقدم است بر هر چیز.
    اگر از احوال من بپرسید ملالى نیست جز اندکى درد استخوان و اندکى دلخورى. دلخورى از پاره شدن تى شرتى نو که تازه هدیه گرفته بودم.

    وی در ادامه در کامنتی نوشت:خانومم اومد کلید ماشین رو از من بگیره و ماشین رو جابجا کنه، بدون هیچ صحبتى، حتى یک کلمه.
    دختره شیشه رو کشیده پایین به خانومم میکه چرا شما اینقدر وحشى هستین !

    1394080411051279263858510

     

    منبع: جهان به نقل تسنیم

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما