به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
برای فهم واکنش رسانههای فارسیزبان خارج از کشور به رزمایش «جانفدایان ایران»، لازم نیست سراغ تحلیلهای پیچیده برویم؛ کافی است به واژههایی که در چند ساعت گذشته دربارهٔ شرکتکنندگان به کار بردهاند، دقت کنیم.
در این رزمایش، نیروهای بسیج، زنان، کودکان، نوجوانان، ورزشکاران و گروههای مختلف به همراه مقامهای رسمی حضور یافتند. اما رسانههای فارسیزبان، از جمله ایراناینترنشنال، بیبیسی و صدای آمریکا، در پوشش خبری این رویداد، تمام تلاش خود را به کار بستند تا این جمعیت را از «مردم» به چیزی دیگر تبدیل کنند.کارشناس اینترنشنال ابتدا سراغ عددها میرود: «۵۰۰ هزار نفر ثبت نام کردند، اما ۳۰۰ هزار نفر شرکت کردند.»
اما چند جمله بعد، وارد توصیف اجتماعی حاضران میشود و آنها را «داشمشتی»، «کلاهمخملی»، «لات» و «اراذل و اوباش» مینامد؛ تا آنها را از حیث شخصیت اجتماعی، ارزشزدایی کند و به زعم خود، هواداران حکومت را افرادی فاقد صلاحیت و شخصیت بازنمایی کند.
از آن عجیبتر اینکه در همین روایت، شرکتکنندگان همزمان به دو شکل متناقض معرفی میشوند؛ از یک طرف آنقدر وابسته و سازمانیافتهاند که حضورشان هیچ ارزش اجتماعی ندارد؛ از طرف دیگر آنقدر مهماند که این رسانهها باید ساعتها توضیح دهند اینها چه کسانیاند و چرا آمدهاند. این، علاوه بر تناقض، در واقع تغییر زمین بازی است.
وقتی نمیتوانند اصل تصویر را انکار کنند، دربارهٔ صاحب تصویر حرف میزنند و او را تحلیل میکنند.مجری اینترنشنال میپرسد: «با این هزینههای هنگفت [حکومت] این نمایش را برگزار میکند؛ هدفش از اجرای این رزمایش چیست؟»او در واقع، در همین سؤال، پاسخ را به خورد کارشناس میدهد و «نمایش» بودن را قطعی قلمداد میکند.
کارشناس هم پاسخ میدهد «حکومت در تلاش است هواداران خودش را به نوعی سرگرم کند».این عبارت به سادگی یک برچسب آماده را برای توصیف صدها هزار نفر با انگیزههای مختلف، ارائه میکند؛ «آمدهاند که سرگرم شوند». اگر مسئله فقط سرگرمی است، چرا همین شبکهها این تعداد گفتوگوی کارشناسی دربارهٔ آن ترتیب دادهاند؟در بخش دیگر گفتوگوی مجری اینترنشنال با کارشناس، حضور زنان و نوجوانان «قسمت تأسفبرانگیز» مراسم نامیده میشود.
با این حال، نمایش آن در رسانههای مخالف تا این اندازه برجسته میشود و برای تلقین این ادعا که «حکومت شکست خورده و دست به دامن کودکان و نوجوانان شده است» ساعتها وقت و انرژی صرف میشود.
صدای آمریکا نیز با لحنی مشابه سراغ تصاویر رفته است. مجری با اشاره به دو زن موتورسوار با پرچم و نمادهای مذهبی میگوید: «میخواهند به مردم بگویند ما هنوز هم طرفدار داریم.» دقیقاً همین جمله، ناخواسته اصل مسئله را لو میدهد: «هنوز هم طرفدار داریم.»یعنی تصاویر، این روایت را چنان قابل مشاهده و قابل توجه ارائه کرده است که شبکههای فارسیزبان برای تغییر روایت و معنای تصویر در ذهن مخاطب، به تکاپو افتادهاند.
حتی عبارتهایی مانند «تابوت رهبران کشورهای مختلف را بگذارید در خیابون» و «توهم و سراب پیروزی ایجاد کنید» نیز بیش از آنکه گزارشی از واقعیت مراسم باشند، بخشی از ادبیات تفسیری هستند که میکوشند برنامه را کوچک و حقیر نمایش دهند.
در واقع، مخاطب به جای آنکه با داده و سند مواجه شود، با استعاره و تمسخر مواجه میشود.مزیت رسانهای این شیوه این است که کار تحلیل را آسان میکند و دیگر لازم نیست دربارهٔ تعداد واقعی شرکتکنندگان، انگیزهٔ حضور یا میزان حمایت اجتماعی بحث شود. کافی است چند برچسب انتخاب شود؛ «لات»، «اوباش»، «هوادار حکومت»، «سرگرمی» و «نمایش».
مشکل اصلی اینجاست که رسانههایی که مدعی هستند با «واقعیت جامعهٔ ایران» سروکار دارند، وقتی با بخشی از جامعهٔ ایران مواجه میشوند که تصویر مطلوبشان را تأیید نمیکند، شروع به برچسبزنی به آن میکنند تا آنها را از دایرهٔ «مردم» بیرون بیندازند.




