به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مشرق ،
نامه اخیر هیئتمدیره انجمن صنفی شرکتهای نمایش ویدیویی برخط (امضاشده توسط مدیران فیلمنت، فیلیمو، نماوا، چارخونه و دیگران) خطاب به رئیسجمهور، بار دیگر مناقشه قدیمی تنظیمگری شبکه نمایش خانگی را به سطح ملی کشاند.
پلتفرمها از «بلاتکلیفی، تأخیر و غلبه رویکرد سلبی و قضایی» در ساترا گلایه کردهاند و خواستار نظارت ضابطهمند، شفاف و قابلپیشبینی شدهاند. این نامه، هرچند بهظاهر اعتراضی به ساترا است، اما در لایههای عمیقتر، نشاندهنده تمایل برخی بازیگران (حلقه خاص اسپرسو) به بازگشت یا تقویت نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
چنین تمایلی نه تنها نادرست، بلکه خطرناک است. حوزه نظارت آنلاین و فراگیر صوتوتصویر، بهویژه شبکه نمایش خانگی، نمیتواند و نباید در قلمرو وزارت ارشاد و سازمان سینمایی قرار گیرد.
مأموریتهای این وزارتخانه بیش از آن است که بتواند به شکل مؤثر در فضای آنلاین فعالیت کند. عملکرد تاریخی و جاری آن نشان میدهد که ساترا، با همه نقصهایش، فضای بازتر و انعطافپذیرتری برای تولید محتوا ایجاد کرده است. این گزارش با تکیه بر شواهد رسانهای، نمونههای عینی و تحلیل ساختاری، نقصهای وزارت ارشاد را برجسته و نقاط قوت نسبی ساترا را روشن میکند.
مأموریتهای سنگین وزارت ارشاد: چرا حوزه آنلاین از ظرفیت آن خارج است؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طبق قانون اهداف و وظایف خود، مسئول سیاستگذاری فرهنگی عمومی، شناساندن مبانی انقلاب، هدایت فعالیتهای فرهنگی و هنری، صدور مجوز برای مؤسسات فیلمسازی، سینماها، مراکز نمایش فیلم و تولیدکنندگان نوار سمعیوبصری، توسعه کتابخانهها و تأسیسات فرهنگی، و نظارت بر طیف گستردهای از حوزهها از جمله کتاب، مطبوعات، موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی و سینماست. سازمان سینمایی بهعنوان بازوی تخصصی آن، مسئولیت تولید، ارزشیابی، نظارت بر عرضه و نمایش فیلمهای سینمایی، حمایت از بنیاد فارابی، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، انجمن سینمای جوانان و تجهیز سالنهای سینما را بر عهده دارد. این مجموعه وظایف، حتی در حوزه سنتی سینما و رسانه، با تأخیرهای ساختاری، صفهای طولانی مجوز، سلیقهگرایی شوراهای بازبینی و محافظهکاری شدید همراه بوده است.
افزودن نظارت بر پلتفرمهای آنلاین، سریالهای نمایش خانگی، محتوای کاربرمحور و صوتوتصویر فراگیر به این بار سنگین، نه تنها غیرعملی، بلکه مخرب است. فضای آنلاین ماهیتی پویا، مقیاسپذیر و رقابتی دارد که نیازمند تنظیمگری تخصصی، سریع و مبتنی بر فناوری است؛ چیزی که ساختار بوروکراتیک و چندلایه ارشاد فاقد آن است.
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و تقسیم کار میان ارشاد و صداوسیما نیز بهصراحت حوزه سریالها و برنامههای شبکه نمایش خانگی را به ساترا (زیرمجموعه صداوسیما) سپرده و نقش ارشاد را عمدتاً در حوزه فیلم سینمایی و برخی رسانههای سنتی محدود کرده است. اصرار بر گسترش نقش ارشاد در این حوزه، نادیده گرفتن این تقسیم کار و بازگشت به وضعیت پیش از تثبیت ساتراست؛ وضعیتی که خود باعث بلاتکلیفی بیشتر میشد.
اگر وزارت ارشاد قرار بود نسبت به کارکرد نظارتی ساترا با پلتفرمها تعامل بیشتری داشته باشد، چرا در صدور مجوزهای سینمایی و حتی اکران آنلاین اینقدر محافظهکارانه عمل میکند؟ عملکرد این وزارتخانه در سالهای اخیر نشان میدهد که سعه صدر آن در حوزه نظارت بسیار محدودتر از ساترا است. پلتفرمها با نوشتن این نامه در واقع میخواهند ذیل پرچمی تعریف شوند که محدودیتهایش سختگیرانهتر و پیشبینیناپذیرتر است. این پارادوکس را نمیتوان نادیده گرفت.
ساترا بازتر عمل کرده است: نمونههای بدنام و سووشون
عملکرد ساترا و وزارت ارشاد در برخورد با محصولات نمایش خانگی نشان میدهد که ساترا خیلی بازتر و آزادتر با محتوا برخورد میکند. دو نمونه برجسته، سریالهای «بدنام» و «سووشون» هستند. این دو محصول امکان دریافت مجوز آسان یا بدون چالش را از وزارت ارشاد نداشتند و در چارچوب سنتی سینمایی آن وزارتخانه، بعید بود بتوانند به این شکل تولید و پخش شوند.
سریال «بدنام» به تهیهکنندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی، مجوز تولید از ساترا دریافت کرد. این مجموعه با محتوای روابط ساختارشکنانه و روایتی نسبتاً جسورانه (شامل روابط پیچیده، شخصیتهای خاکستری و لایههای اجتماعی-سیاسی) پخش شد، هرچند با توقیف موقت پس از قسمت اول مواجه گردید. ساترا در نهایت مسیر را برای ادامه باز کرد (یا حداقل فضای ادامه فراهم شد).
«بدنام» به مراتب نسخهای رادیکالتر از نظر اخلاقی و محتوایی نسبت به فیلم سینمایی «پیرپسر» است. با این حال، وزارت ارشاد پس از اکران سینمایی «پیرپسر» (که خود پس از سالها توقیف و فشار مجوز گرفت و به پرفروشترین فیلم سال تبدیل شد)، آن را به آکادمی اسکار معرفی نکرد و حتی پروانه اکران آنلاین آن در شبکه نمایش خانگی را صادر نکرد.
پخش آنلاین «پیرپسر» در فیلمنت متوقف شد و ساترا اعلام کرد مجوز اکران آنلاین از ارشاد نداشته است. این دوگانگی گویاست: فیلمی که ارشاد برای سینما مجوز داد، برای آنلاین سختگیری کرد، در حالی که ساترا برای سریالی جسورتر مانند «بدنام» مسیر تولید را باز کرده بود.

«سووشون» (اقتباسی از رمان سیمین دانشور، تولید نماوا) نیز نمونه دیگری است. این سریال پس از تولید طولانیمدت، با چالشهای مجوز مواجه شد. ساترا اعلام کرد فیلمنامه نهایی مجوز تولید نداشته، اما پس از رایزنیها و اصلاحات، مسیر پخش باز شد. نماوا ادعا کرد مجوز ساخت داشته و تنها اختلاف بر سر ثانیههایی از محتوا بوده است. در هر حال، این اثر که با مضامین تاریخی و اجتماعی حساس همراه بود، در فضای تحت نظارت ساترا امکان تولید و انتشار (هرچند با وقفه) یافت. در چارچوب سنتی ارشاد و سازمان سینمایی، چنین اقتباسهایی با موانع بسیار سختتری روبهرو میشوند، زیرا شوراهای بازبینی سینمایی بر اساس سابقه حساسیت بالاتری به مضامین سیاسی-تاریخی و اخلاقی نشان دادهاند.
این نمونهها نشان میدهد حوزه نمایش خانگی تحت ساترا، ممیزیهای سختگیرانهای شبیه وزارت ارشاد و سازمان سینمایی ندارد. رئیس سابق ساترا نیز صراحتاً اعلام کرده بود که در شبکه نمایش خانگی آزادیهایی در پوشش، دکور، محتوا و دیالوگنویسی وجود دارد که در مقایسه با صداوسیما (و بهتبع آن استانداردهای سنتی ارشاد) متفاوت است. این تفاوت ناشی از آییننامهها و ماهیت مخاطب خصوصی پلتفرمهاست.
سختگیری ساترا با نزدیکان به صدا و سیما؛ مورد شفرونی
نکته قابلتأمل دیگر، برخورد ساترا با برنامههایی است که متعلق به برنامهسازان و تهیهکنندگان نزدیک به سازمان صداوسیما هستند. برنامه «شفرونی» (رئالیتیشو آشپزی با اجرای نیما شعباننژاد، کارگردانی رضا مهرانفر و تهیهکنندگی حسین ربانی) پس از پخش چند قسمت توقیف شد. تهیهکننده اعلام کرد هم مجوز تولید و هم مجوز انتشار داشته و ۱۲ قسمت بازبینی و اصلاحیه دریافت کرده است. با این حال مرجع قانونی درخواست توقیف انتشار این مجموعه را تا زمان اصلاح کامل آن داد.
این برخورد سختگیرانهتر با طیفی که خود را نزدیکتر به صدا و سیما و حتی حاکمیت میداند، نشاندهنده تلاش نسبی برای اعمال استاندارد یکسان میان همه هنرمنئدان است، نه صرفاً تبعیض به نفع رقبا. در مقابل، وزارت ارشاد در حوزه سینما اغلب با آثار نزدیک به جریانهای خاص یا فشارهای سیاسی، رفتار دوگانهای داشته است.
یکی از مضحکترین این اعتراضها قرار گرفتن پلتفرم از رده خارج نماوا در کنار دو پلت فرم دیگر است. شنیدهها حاکی از آن است که نماوا پس از فصل سریال سووشون همچنان نتوانسته فصل دوم این مجموعه یکسال پس از پخش فصل اول توزیع کند و هیچ سریال با کیفیتی را عرضه نکرده و تنها سریال اخیر این مجموعه با عنوان کوری به صورت اشتراکی با پلت فرم فیلمنت پخش می شود. درخواست اعتراضی پلت فرم تقریبا بدون محصول نماوا در این نامه نگاری بسیار مضحک است.
نقصهای ساختاری وزارت ارشاد در مقابل نقاط قوت نسبی ساترا
وزارت ارشاد و سازمان سینمایی با مشکلات ساختاری عمیقی روبهرو هستند که آنها را برای نظارت آنلاین نامناسب میسازد:
-محافظهکاری مزمن و سلیقهگرایی: شوراهای پروانه ساخت و نمایش تاریخاً با تأخیرهای طولانی، حذفهای گسترده و تصمیمهای غیرشفاف شناخته میشوند. فیلمهایی مانند «پیرپسر» سالها در توقیف ماندند و حتی پس از اکران موفق، حمایت بینالمللی (اسکار) دریافت نکردند. این الگو در صورت تسری به آنلاین، سرمایهگذاری را خشک میکند.
- تعارض مأموریتی و کمبود تخصص دیجیتال: ارشاد برای سینمای سالنی و رسانههای سنتی طراحی شده است. فضای پلتفرمی نیازمند مانیتورینگ ۲۴ ساعته، تحلیل داده و تنظیمگری پویاست که ساترا (با تیمهای مانیتورینگ) حداقل ساختار اولیه آن را دارد.
تاریخچه بلاتکلیفی: پیش از تثبیت نقش ساترا، رفتوبرگشت مجوزها میان ارشاد و صداوسیما خود باعث اختلال میشد. بازگشت به آن وضعیت، همان چیزی است که پلتفرمها از آن فرار میکنند.
در مقابل، ساترا نقاط قوتی دارد که نباید نادیده گرفته شود:
- انعطاف بیشتر در محتوا: آزادی نسبی در پوشش، دیالوگ و مضامین که خود مقامات ساترا به آن اذعان کردهاند.
- سرعت نسبی در برخی مجوزها: بسیاری از سریالها (از جمله طرحهایی مانند «بدنام») مجوز تولید گرفتهاند، در حالی که مسیر سینمایی ارشاد کندتر است.
- تمرکز تخصصی: بهعنوان نهاد تنظیمگر صوتوتصویر فراگیر، حداقل چارچوب قانونی (هرچند محل اختلاف) برای این حوزه دارد.
نتیجهگیری: حفظ تخصص و جلوگیری از عقبگرد
سپردن نظارت آنلاین به وزارت ارشاد، حوزه نمایش خانگی را به باتلاق بوروکراسی سنتی، محافظهکاری و مأموریتهای بیشازحد خواهد کشاند. شواهد نشان میدهد ساترا، با همه انتقادی که به آن می شود، فضای بازتری برای تولید محتوایی فراهم کرده که در چارچوب ارشاد بعید بود. «پیرپسر» نمونه بارز محدودیت ارشاد است و «شفرونی» نشان میدهد ساترا حتی با نزدیکان خود سختگیرانه برخورد میکند. پلتفرمها با نامه اخیر، ناخواسته به سمت پرچمی حرکت میکنند که سعه صدرش محدودتر است.
برای توسعه صنعت نمایش خانگی، باید به عمکلرد این نهاد و برخوردهای مصلحانه این نهاد توجه کرد، نه اینکه بر اساس ایده اختلافهای گذشته چند تهیه کننده با مدیریت این مجموعه اقدام به چنین بیانیه نویسی و نامهنگاریهایی کرد نه اینکه آن را با نهادی جایگزین کرد که ظرفیت و اراده لازم برای فضای دیجیتال را ندارد. نظارت باید تخصصی، شفاف و پیشبینیپذیر باشد؛ نه اینکه بار سنگین مأموریتهای فرهنگی سنتی را بر دوش حوزهای بگذاریم که نیازمند چابکی است.



