به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
واشنگتن برای نخستین بار دست به تشکیل یک ائتلاف نهادی بیسابقه زده، اما به اعتراف خودش، ابتکار عمل در جنگ سایبری و اطلاعاتی کاملاً در دستان تهران است. ماجرای پهپادهایی که از روزنهای در سفارت ریاض عبور کردند و هکرهایی که به مغز نیروگاههای آمریکا نفوذ کردند، چه معنایی برای معادلات جهانی دارد؟
مقدمه: جنگی که دیگر فقط در میدان نیست
وقتی صحبت از جنگ ایران و آمریکا به میان میآید، ذهن اغلب به سمت موشکها، ناوهای هواپیمابر و تنگه هرمز میرود. اما آنچه در ماههای اخیر، بهویژه از مارس ۲۰۲۶ به این سو، در سایه حملات نظامی رخ داده، پرده از یک واقعیت جدید برمیدارد: ایران به یک بازیگر تمامعیار در نبرد سایبری و اطلاعاتی تبدیل شده که نه تنها سفارتها و پایگاههای آمریکا را در غرب آسیا نشانه میگیرد، بلکه اعماق زیرساختهای حیاتی خاک آمریکا را نیز به لرزه درآورده است.
در یک سوی میدان، گزارشی از خبرگزاری رویترز فاش میکند که تأسیسات فوقمخفی سیا در قلب ریاض و شرق عراق با دقتی خیرهکننده هدف گرفته شدهاند؛ و در سوی دیگر، پنج نهاد امنیتی ارشد آمریکا با صدور یک هشدار فوری و مشترک اذعان میکنند که هکرهای ایرانی به «عمیقترین لایههای» سیستمهای صنعتی ایالات متحده نفوذ کردهاند. این دو رویداد، دو روی یک سکه هستند.
بخش اول: عملیات «سوراخسازی» در قلب متحدان آمریکا
رویترز در گزارشی اختصاصی به نقل از مقامات آگاه نوشت که ایران دستکم دو تأسیسات حیاتی سیا را در جریان جنگ اخیر هدف قرار داده است. مهمترین این تأسیسات، ایستگاه سیا در داخل سفارت ایالات متحده در ریاض بود. اما روش حمله، چیزی فراتر از یک درگیری نظامی معمولی بود.
جزئیات فنی این عملیات نشان میدهد که ایران از پهپادهای شاهد با نسخههای ارتقاءیافته استفاده کرده است. تاکتیک به کار گرفته شده به طرز شگفتآوری هوشمندانه بود: یک پهپاد ابتدا دیوار سفارت را سوراخ کرد و پهپاد دوم دقیقاً از همان روزنه وارد ساختمان شد و در داخل به انفجار پرداخت. این سطح از هماهنگی، نشان از یک عملیات از پیش طراحیشده بر اساس شناسایی دقیق و طولانیمدت دارد.
اما نکته مهمتر، کاربردیتر از تاکتیک نظامی، محل اصابت است. هدف قرار دادن مستقیم یک ایستگاه سیا در داخل یک سفارت - که به طور همزمان توسط افسران امآی۶ بریتانیا و موساد اسرائیل نیز استفاده میشود - یک پیام روشن دارد: شبکه جاسوسی غرب در منطقه برهنه شده است.
هرچند کاخ سفید و سیا از اظهارنظر رسمی درباره این حملات خودداری کردهاند، اما تحقیقات گسترده آمریکا معطوف به یک سوال کلیدی است: «دقت غیرمعمول» این حملات از کجا نشأت گرفته است؟
تحلیلگران غربی که نمیتوانستند چنین موفقیتی را صرفاً به ایران نسبت دهند، انگشت اتهام را به سمت مسکو نشانه رفتند و مدعی شدند که روسیه با ارائه سیستم ناوبری پیشرفته «کومتا-ام» (Kometa-M) که اختلالپذیری بسیار پایینی دارد، به ایران در این عملیات یاری رسانده است. اما فارغ از تأیید یا رد این ادعا، آنچه مسلم است، شکست سنگین اطلاعاتی آمریکا در حفاظت از حساسترین تأسیسات خود در منطقه است.

بخش دوم: وحشت در شبکه برق و آب آمریکا
اگر حمله به سفارت ریاض یک ضربه اطلاعاتی-نظامی بود، هشدار مشترک هفتههای اخیر واشنگتن، ابعاد یک فاجعه احتمالی داخلی را نمایان کرد.
ادارهی تجسس فدرال (FBI)، آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت (CISA)، آژانس امنیت ملی (NSA)، وزارت انرژی (DOE) و آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA) - این پنج نهاد که هر کدام به تنهایی متولی بخش عظیمی از امنیت ملی آمریکا هستند، برای نخستین بار در تاریخ با یک ترکیب واحد و با سطح هشدار قرمز دست به انتشار یک بیانیه مشترک زدند.

ماجرا از چه قرار است؟ بر اساس این هشدار که نخستین بار در ۷ آوریل ۲۰۲۶ منتشر و در ۲۲ جولای ۲۰۲۶ بهروزرسانی شد، هکرهای وابسته به ایران موفق شدهاند به کنترلکنندههای منطقی برنامهپذیر (PLC) نفوذ کنند. این دستگاهها بهعنوان «مغز» تأسیسات حیاتی شناخته میشوند و وظیفه کنترل فرآیندهای فیزیکی در تصفیهخانههای آب، نیروگاههای برق و تأسیسات شهری را بر عهده دارند.
حملات که از مارس ۲۰۲۶ یعنی دقیقاً همزمان با آغاز درگیری نظامی کلید خورده بود، ابتدا تجهیزات شرکت راکول اتومیشن/آلن-برادلی را هدف گرفت و سپس به برندهای مطرح دیگری مانند زیمنس و اشنایدر الکتریک گسترش یافت. هکرها با بارگذاری فایلهای پروژه مخرب در نمایشگرهای HMI و SCADA، نه تنها دادهها را دستکاری کردند، بلکه توانستند مستقیماً فرآیندهای عملیاتی را مختل سازند. به عبارت سادهتر، آنها میتوانستند فشار آب یک شهر را تغییر دهند یا جریان برق یک ایالت را قطع کنند.
آمریکا اذعان کرده که این حملات تا کنون باعث «اختلال عملیاتی و خسارت مالی» برای سازمانهای هدف شده است. اما آنچه بیش از خسارت مالی نگرانکننده است، اذعان صریح مقامات آمریکایی به این است که ایران ابتکار عمل را در جنگ سایبری به دست گرفته است.
بخش سوم: جنگ ترکیبی؛ از مرکز داده بحرین تا تهدیدات ترامپ
تصویر بزرگتر از این دو رویداد، نشاندهنده یک راهبرد هماهنگ و چندلایه از سوی ایران است. در حالی که هکرهای ایرانی در اعماق شبکههای آمریکا رخنه میکنند، سپاه پاسداران در ۲۲ جولای اعلام کرد که مرکز داده آمازون در بحرین را با موشکهای کروز منهدم کرده است. این مرکز داده به عنوان «نقطه کلیدی تبادل اطلاعات نظامی آمریکا» توصیف شده است.
این یعنی ایران به طور همزمان در دو جبهه به جنگ با زیرساختهای دیجیتال آمریکا رفته است:
۱. جبهه داخلی آمریکا (سایبری): نفوذ به PLCهای آب و برق.
۲. جبهه منطقهای (نظامی): انهدام فیزیکی مراکز داده و پایگاههای اطلاعاتی.
در مقابل، واکنش واشنگتن چیز زیادی برای دفاع ندارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اقدامی که نشان از درماندگی راهبردی دارد، تهدید کرد که اگر ایران به هدفگیری کشتیها ادامه دهد، آمریکا «یک پل یا یک نیروگاه» را در ایران هدف قرار خواهد داد. این تهدید لفظی در شرایطی مطرح میشود که زیرساختهای خود آمریکا هماکنون زیر ضربات سایبری قرار دارند و عملاً یک تقارن تهدید ایجاد شده که پیشتر سابقه نداشته است.
تحلیل نهایی: تغییر معادله بازدارندگی
جمعبندی این دو گزارش - یکی از میدان اطلاعاتی-نظامی و دیگری از جبهه سایبری-صنعتی - نشان میدهد که ایران موفق شده است هزینههای جنگ را از میدان نبرد به داخل خاک آمریکا منتقل کند.
۱. در عرصه اطلاعاتی: هدفگیری تأسیسات سیا در ریاض ثابت کرد که ایران بر هستههای جاسوسی دشمن در منطقه سوار شده است و میتواند به حساسترین نقاط نفوذ کند. این یک شکست اطلاعاتی ساده نیست؛ این به معنای از دست رفتن «مصونیت» سفارتها و پایگاههای دیپلماتیک آمریکا در منطقه است.

۲. در عرصه سایبری: نفوذ به PLCها یک بازی را کاملاً تغییر داده است. تا پیش از این، جنگ سایبری عمدتاً به هک وبسایتها یا سرقت دادهها محدود میشد، اما ورود به لایه کنترل صنعتی یعنی تهدید زیرساختهای آمریکا بدون شلیک یک گلوله. این سطح از توانایی، یک بازدارندگی جدید خلق کرده است که نه با موشکهای قارهپیما، بلکه با خطوط کدهای مخرب تعریف میشود.
۳. نتیجه راهبردی: آمریکا که پیشتر با اتکا به برتری نظامی و اطلاعاتی خود در منطقه حضور داشت، اکنون با یک دشمن چندوجهی روبرو است که در عرصههای نامتقارن - سایبر و اطلاعات - از آن پیشی گرفته است. حتی اگر نقش روسیه در تأمین برخی تجهیزات ناوبری یا فناوری صحت داشته باشد، اجرای هماهنگ این حملات و شناسایی دقیق اهداف، ناشی از یک دستگاه اطلاعاتی-امنیتی بالغ در داخل ایران است که توانسته است برتری اطلاعاتی غرب را در قلب خلیج فارس به چالش بکشد.
در نهایت، آنچه رویترز و هشدار مشترک آژانسهای آمریکایی روایت میکنند، چیزی فراتر از یک خبر نظامی یا یک هشدار امنیتی است. این گزارشها تصویری از تغییر توازن قوا را ترسیم میکنند؛ توازنی که در آن، خطوط قرمز بازدارندگی دیگر تنها بر اساس برد موشکها تعیین نمیشود، بلکه بر اساس عمق نفوذ در شبکههای دشمن و توانایی در خاموش کردن چراغهای شهرهای او معنا پیدا میکند. تهران ثابت کرده است که در این نبرد ترکیبی، نه تنها عقبنشسته، بلکه در حال نگاشتن قواعد جدید بازی است.



