به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
به تازگی شاهد حصول یک توافق میان دولت لبنان و رژیم اشغالگر قدس، با هدف اعلامی پایان دادن به درگیریها میان دو طرف بوده ایم. توافقی که با میانجی گری آمریکا و در واشینگتن حاصل شده است. تنها اندکی پس از این رویداد، شاهد طرح دیدگاههای مختلفی در مورد آن بوده ایم. به عنوان مثال، تقریبا اغلب صاحب نظران تاکید می کنند که دولت لبنان بیش از آنکه یک توافق با صهیونیستها را امضا کرده باشد، عملا به یک تسلیمنامه تن داده است.
رسمیت بخشی ضمنی به اشغالگری صهیونیستها در جنوب لبنان و یا طرح درخواستهای غیرمنطقی نظیر خلع سلاح حزب الله، تنها بخش کوچکی از وادادگی دولت لبنان در توافق اخیر با رژیم صهیونیستی را به نمایش می گذارد. مسالهای که سبب شده تا شهرهای مختلف لبنان به تازگی صحنه اعتراضات گسترده علیه دولت این کشور باشند و البته که حزب الله لبنان نیز تاکید کرده که سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت و نتانیاهو و متحدانش بهتر است از توافق مذکور سرخوش نباشند. با این همه، در تحلیل این رویداد، توجه به ۶ نکته مهم به نظر می رسد.
اول اینکه دولت لبنان منصوبِ آمریکا و فرانسویها است. بازیگرانی که خود متحدان راهبردی رژیم صهیونیستی هستند. این بازیگران هم در انتصاب جوزف عون رئیس جمهور و همنواف سلام نخست وزیر لبنان، نقشی محوری داشتهاند. اگر از این منظر به ماجرا نگاه کنیم، اینکه می بینیم این دولت علنا به حزب الله به عنوان مدافع خاک لبنان حمله می کنند و به تسلیم نامه با صهیونیستها تن می دهد، به هیچ وجه عجیب نیست.
نکته دوم اینکه دولت لبنان از پشتوانه مردمی در این کشور برخوردار نیست. به عنوان مثال، بخش اعظم جمعیت لبنان را جامعه شیعیان این کشور تشکیل می دهند که همراهی با تصمیمات دولت لبنان در مواردی نظیر سازشکاری با اشغالگران صهیونیست ندارند. حتی در میان دیگر اقلیتهای قومی و مذهبی لبنان نیز دولت این کشور محبوبیت چندانی ندارد. از این رو، بار دیگر این موضوع برجسته می شود که تکنوکراتهای فعال در دولت لبنان، بیش از آنکه به پشتوانه ملت خود در تصمیم سازیهای مهمی نظیر حصول توافق با صهیونیستها اقدام کرده باشند، صرفا متمرکز بر خوشرقصی برای بازیگران خارجی و حفظ صندلیهای خود در قدرت بودهاند.
مساله سوم اینکهدولت لبنان با مقبولیت و شمول حداقلی خود در جامعه این کشور، به نحوی غیرمنطقی، از سوی حزب الله لبنان تعهداتی را در مذاکرات با رژیم صهیونیستی متقبل شده است! این در حالی است که مثلا مساله سلاح حزب الله لبنان، از منظر قانونی سالهاست در لبنان حل شده و توافق تاریخی طائف نیز بر آن صحه گذاشته است. چرا حزب الله در مقام مدافع خاک و تمامیت ارضی لبنان باید تسلیم درخواستهای زیاده خواهانه و اشغالگرانه رژیم صهیونیستی شود؟ و عجیب اینکه چرا دولت لبنان در مقابل دشمن باید خود را خلع سلاح کند؟ تعهد حزب الله همان است که بارها از زبان دبیرکل این جنبش بیان شده و آن مقابله با رژیم صهیونیستی و تجاوزات و توحش آن است و ایده خلع سلاح این جنبش نیز هیچگاه رنگ واقعیت به خود نخواهد گرفت.
نکته چهارم اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی از رهگذر بکارگیری دولت واداده لبنان و تحمیل یک تسلیم نامه به آن سعی داشتهاند تا لبنان را از شمول مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکا خارج سازند. به بیان سادهتر، آنها سعی داشتهاند تا یکی از نکات مذاکراتی ایران را خنثی و اینطور وانمود کنند که مساله لبنان صرفا به دولت این کشور محدود است و نباید در مورد آن صحبت کرد. این در حالی است که ایران و جبهه مقاومت تاکید کردهاند که صهیونیستها باید کل جنوب لبنان را تخلیه کرده و به تمامیت ارضی این کشور احترام بگذارند. تا زمانیکه آتش بس دقیق و درست در لبنان برقرار نشود نیز نمی توان از اجرایی شدن بندهای مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکا صحبت کرد.
مساله پنجم اینکه توافق اخیر میان دولت لبنان و رژیم اشغالگر قدس، تا حد زیادی ماهیتی باز دارد و بسترهای مساعدی را برای تداوم نامحدود اشغالگری و همچنین اقدامات تروریستی صهیونیستها علیه لبنان فراهم می کند. به بیان سادهتر، اشغالگران اسرائیلی از این رهگذر سعی دارند جای پای خود را در خاک لبنان محکم کنند و زمینه را برای تجاوزات آتی خود به این کشور فراهمسازند. درست به همین دلیل است که حزب الله تاکید کرده این توافق را معتبر نمی داند و در مورد اخراج کامل صهیونیستها از جنوب لبنان مصمم است.
و در نهایت نکته ششم اینکه اقدام سازشکارانه و عجیب دولت لبنان در پذیرش تسلیم نامه تحمیلی از سوی صهیونیستها در نوع خود می تواند مقدمهای برای اوج گیری درگیریهای داخلی در لبنان باشد. به بیان سادهتر، دولت لبنان به جای اینکه ظرفیتهای داخلی را بسیج و در نبرد با دشمن اسرائیلی بکار گیرد، به واسطه توافق سازش با صهیونیستها، جبهه داخلی لبنان را تضعیف و یک پاس گل به اسرائیل داد. این اقدام دولت لبنان، عینِ زیرپا گذاشتن منافع ملی این کشور و تضعیف بنیانهای امنیت ملی آن است.



