پنجشنبه 11 تير 1405 - Thu 02 Jul 2026
  • مراسم وداع با معلم شهید خانم زهرا حداد عادل / عکس

  • دچار تفسیر به رای ولی فقیه نشوید

  • ادای دین به رهبر شهیدمان چه معنایی دارد؟

  • مهمانانی از یکصد کشور در تشییع رهبر شهید حضور می‌یابند

  • علیرضا افتخاری برای رهبر شهید خواند /فیلم

  • ستاد برگزاری مراسم وداع و تشییع در تهران

  • تیم ۵ نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

  • ایران در موضع قدرت است پیام ضعف به دشمن ندهیم

  • توافق پایان همکاری اوسمار با پرسپولیس

  • مهدی رسولی/ مشت گره کرده

  • حضور یک مقام ارشد چین در مراسم تشییع رهبر شهید

  • روایتی از زندگی ۲ شهید کشتی‌گیر تهرانی

  • حمله پهپادی به سفارت روسیه در سوئد

  • جلوه‌ای از هنر با موبایل / عکس

  • گل دوم آمریکا به بوسنی، عجب گلی! / فیلم

  • ستاره خارجی پرسپولیس در آستانه جدایی

  • قیمت جدید تخم‌مرغ اعلام شد

  • جزئیات تلاش‌های دیپلماتیک برای تحقق بندهای تفاهم نامه و آزادسازی دارایی‌های ایران

  • وداع با شهیده زهرا حدادعادل عروس رهبرشهید

  • معاون نخست وزیر طالبان عازم تهران شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420093
    تاریخ انتشار: 07/اسفند/1404 - 15:44

    سکوتی که شکست و هزینه‌ای که آغاز شد

    دهخدا ادیبی بود که پس از غضب پهلوی و تفتیش خانه‌اش، با طعنه‌ای سنگین به صدای آمریکا، استقلال ایران را به رخ جهانیان کشید تا ثابت کند واژه‌ها هم می‌توانند هزینه‌ساز باشند.

    سکوتی که شکست و هزینه‌ای که آغاز شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    نام علی‌اکبر دهخدا بیش از هر چیز با لغت‌نامه‌ای سترگ و تلاشی چهل‌ساله برای پاسداری از زبان فارسی گره خورده است. اما دهخدا فقط مرد واژه‌ها نبود. او در بزنگاه‌های تاریخی، نشان داد که ادیب می‌تواند وجدان بیدار جامعه هم باشد؛ حتی اگر بهایش سنگین باشد.در سالروز درگذشت او، بازخوانی یک مقطع کوتاه اما تعیین‌کننده از زندگی‌اش، تصویر کامل‌تری از نسبت فرهنگ و قدرت در ایران معاصر به دست می‌دهد.

    سکوتی که شکست و هزینه‌ای که آغاز شد

    تیرماه ۱۳۳۲؛ کشور در التهاب بحران نفت می‌سوخت. فشارهای خارجی افزایش یافته بود و صف‌آرایی موافقان و مخالفان دولت ملی به اوج رسیده بود. در چنین فضایی، دهخدا که سال‌ها از سیاست فاصله گرفته و تمام توان خود را صرف تدوین لغت‌نامه کرده بود، سکوت را شکست.او در گفت‌وگویی رادیویی، صریح و بی‌پرده از دولت ملی محمد مصدق حمایت کرد. مخالفان را متکی به «تحریک اجانب» دانست و استقلال کشور را بر هر مصلحت و حتی قانون مقدم شمرد. جمله‌ای که بیش از همه بازتاب یافت، این بود: اگر قانونی در جهت خلاف استقلال حرکت کند، باید قانون را تغییر داد، نه آنکه کشور را قربانی آن کرد.دهخدا در همان مصاحبه، خطاب به شاه وقت، خواستار موضع‌گیری صریح در دفاع از استقلال شد و تأکید کرد که باید «لکه قرارداد نفت» از دامان خاندان پهلوی زدوده شود.این سخنان در فضای ملتهب آن روزها، صرفاً تحلیل یک روشنفکر سالخورده نبود؛ دخالت مستقیم در معادله قدرت بود.

    از هشدار تا کودتا

    پس از کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت محمدرضا پهلوی به قدرت، فضای سیاسی کشور به‌سرعت امنیتی شد. چهره‌هایی که در روزهای پیش از کودتا از دولت ملی محمد مصدق حمایت کرده بودند، زیر نظر قرار گرفتند. علی‌اکبر دهخدا نیز از این قاعده مستثنا نبود.براساس روایت‌های تاریخی، در روزهای پس از کودتا نیروهای امنیتی به منزل دهخدا مراجعه کردند و خانه او مورد بازرسی قرار گرفت. این اقدام با بازداشت یا محاکمه رسمی همراه نبود، اما به‌روشنی حامل یک پیام سیاسی بود. دهخدا، که سال‌ها از فعالیت حزبی فاصله گرفته و صرفاً در قالب یک گفت‌وگوی رادیویی از نهضت ملی حمایت کرده بود، از آن پس وارد دوره‌ای از انزوای ناخواسته شد. او تا زمان درگذشتش در سال ۱۳۳۴ به کار بر روی لغت‌نامه ادامه داد. با این حال، فضای امنیتی پس از کودتا، محدود شدن حضور علنی، و کاهش ارتباطات رسمی، نشان می‌دهد رابطه او با ساختار قدرت تیره شده بود.در واقع، برخورد با دهخدا نه به شکل حذف قضایی، بلکه در قالب فشارهای غیررسمی و مراقبت امنیتی صورت گرفت؛ شیوه‌ای که در آن دوره برای کنترل چهره‌های معتبر فرهنگی رایج بود.

    نامه‌ای با طعم طعنه

    چند ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد، از سوی بخش فارسی «صدای آمریکا» نامه‌ای به دست دهخدا رسید؛ دعوتی برای معرفی زندگی و آثار او در رادیو. پاسخ دهخدا در ظاهر تشکرآمیز و مودبانه بود، اما در باطن، حاوی نقدی دقیق و چندلایه.او نخست اصل پیشنهاد را بی‌فایده دانست: معرفی او به فارسی برای ایرانیان را «تکرار مکررات» خواند. این جمله، در سطح اول، فروتنی یک ادیب است؛ اما در سطح دوم، ردّ محترمانه‌ ورود به یک برنامه رسانه‌ای وابسته به دولت آمریکا، آن هم در فضای پساکودتاست.اما بخش مهم‌تر پاسخ، آنجاست که دهخدا پیشنهاد می‌کند اگر قرار است کاری انجام شود، به زبان انگلیسی برای مردم آمریکا توضیح دهند که در آسیا کشوری به نام ایران وجود دارد که خانه‌های روستایی‌اش قفل ندارد، مردمش امین‌اند، بازرگانانش به عهد خود وفادار می‌مانند، و اخلاق اجتماعی‌اش بر اعتماد استوار است.این تصویرسازی تصادفی نیست. دهخدا دقیقاً به همان نقطه‌ای حمله می‌کند که سال‌ها در ادبیات استعماری غرب درباره ایران ساخته شده بود: تصویری از جامعه‌ای عقب‌مانده، غیرقابل اعتماد و نیازمند قیمومت. وقتی می‌نویسد «تا بدانند اینجا یک مشت آدمخوار زندگی نمی‌کنند»، در واقع به کلیشه‌های تحقیرآمیز شرق‌شناسانه طعنه می‌زند.او نمی‌گوید شما در کودتا نقش داشتید؛ نمی‌گوید تصویر غلطی ساخته‌اید؛ اما با اغراق ظریف در واژه «آدمخوار»، نشان می‌دهد که چگونه ایران در روایت قدرت‌های بزرگ تحریف شده است.در لایه بعدی، دهخدا پیشنهاد می‌دهد در بخش فارسی صدای آمریکا، درباره جنگ استقلال آمریکا سخن گفته شود و از راه واشنگتن‌ها و فرانکلن‌ها برای حفظ استقلال یاد شود. این بخش از نامه، ظریف‌ترین طعنه سیاسی اوست.
    او در زمانی که آمریکا به‌تازگی در معادلات قدرت ایران نقشی تعیین‌کننده یافته بود، از آرمان‌های استقلال‌طلبانه بنیان‌گذاران ایالات متحده یاد می‌کند. به‌نوعی می‌گوید: اگر شما ملتی هستید که با استقلال تعریف می‌شوید، پس این اصل را برای دیگران نیز محترم بشمارید.

    ادیبی که هزینه ایستادن داد

    دهخدا در سال‌های پایانی عمر، بیمار و فرسوده از کار طاقت‌فرسای لغت‌نامه بود. نه جاه‌طلبی سیاسی داشت و نه سودای قدرت. خود در همان مصاحبه تأکید کرده بود که بارها پیشنهاد مقام‌های رسمی را رد کرده است. آنچه گفت، از سر منفعت شخصی نبود؛ از سر دغدغه استقلال بود.با این حال، همراهی کوتاهش با نهضت ملی کافی بود تا پس از تغییر موازنه قدرت، به حاشیه رانده شود. «نقره‌داغ» شدن او بیش از آنکه انتقام باشد، هشداری به دیگر اهل فرهنگ بود.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما