به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
بنطالبلو، کارشناس صهیونیست بنیاد دفاع از دموکراسی در یادداشتی تحلیلی به «متفاوت بودن این دوره از اغتشاشات» اشاره میکند و مدعی است که اینبار مشکلات معیشتی، مردم را به کلی از حمایت از نظام سیاسی کشور، ناامید کرده است؛ او در حالی از اغتشاشات در ایران میگوید که اینبار مردم از همان ابتدای اعتراض به برخی مشکلات اقتصادی، صف خود را از اغتشاشگران و تروریستهای اجیر شده موساد جدا کردند.در روزهایی که جامعه ایران بار دیگر با اتکا بر ظرفیت بالای تبیینی و تحلیلی خود، مرز روشنی میان اعتراضات معیشتی و پروژههای اغتشاشمحور ترسیم کرد، کارشناس اجیرشده بنیاد دفاع از دموکراسیها، یادداشتی تحلیلی درباره اغتشاشات در ایران منتشر کرده است؛ یادداشتی که نه بر مبنای واقعیتهای میدانی جامعه ایرانی، بلکه در امتداد روایتی کلیشهای و فرسوده تنظیم شده که سالهاست در اتاقهای فکر موساد و سیا بازتولید میشود. این روایت، که با نادیدهگرفتن بلوغ سیاسی جامعه و آگاهی عمومی نسبت به سازوکارهای فشار اقتصادی و فساد نوشته شده، بیش از آنکه تحلیلی معتبر باشد، تلاشی ناکام برای احیای نسخهای شکستخورده از جنگ ادراکی علیه ملت ایران است.
الگوی تکرارشونده اندیشکدههای آمریکایی
یادداشت بهنام بنطالبلو در امتداد یک الگوی تکرارشونده در ادبیات اندیشکدههای آمریکایی تنظیم شده است؛ الگویی که در تمامی ادوار بروز ناآرامیها و اغتشاشات داخلی در ایران، تقریباً با همان مفروضات، همان گزارهها و همان پیشبینیها بازتولید شده و در عمل هیچگاه با واقعیتهای عینی جامعه ایرانی انطباق نداشته است. ادعای «تفاوت بنیادین» اعتراضات، نه تنها نوآورانه نیست، بلکه نسخهای بازنویسیشده از همان روایتهای پیشین است که از ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز مطرح شد و هر بار به شکست تحلیلی انجامید.
تلاش برای دور کردن مردم از منشأ مشکلات
نخستین اشکال بنیادین یادداشت بنطالبلو، خطای تشخیص منشأ بحران اقتصادی است. او مانند اغلب تحلیلگران همسو با جریانهای فشار حداکثری، بحران معیشتی را بهطور تقلیلگرایانه به «ناتوانی ذاتی نظام سیاسی» فرو میکاهد، در حالی که بخشی از مشکلات اقتصادی ایران محصول پروژه فشار حداکثری غرب و لابی و دشمنی اسرائیل است.
نادیده گرفتن انباشت ظرفیت دانشی و سختافزاری در جامعه ایران
دوم، یادداشت با نادیدهگرفتن تابآوری اجتماعی و سیاسی مردم ایران نوشته شده است. فرض پنهان بنطالبلو این است که جامعه ایران در برابر فشار اقتصادی به نقطه فروپاشی رسیده، حال آنکه تجربه چهار دهه تحریم، جنگ، فشار حداکثری و عملیات ترکیبی نشان داده که مردم ایران فرو نپاشیدهاند. نتیجه مقاومت، انباشت کمسابقهای از ظرفیت دانشی، توان فنی-سختافزاری، و قدرت تحلیل سیاسی-ادراکی در سطح جامعه بوده است؛ ظرفیتی که امکان تشخیص مرز میان مطالبهگری واقعی و پروژهسازی امنیتی را برای مردم فراهم کرده است.
درونی شدن قدرت تبیین
سوم، بنطالبلو بهاشتباه اعتراضات معیشتی را نشانه عبور جامعه از کلیت نظام سیاسی تفسیر میکند. این در حالی است که تجربه میدانی نشان میدهد اکثر جامعه ایران میان «مشکلات اقتصادی» و «توان راهبردی ملی» تمایز قائلاند. اعتراض به فساد، رانت و ناکارآمدی، لزوماً بهمعنای پذیرش پروژه فروپاشی یا بیاعتبار دانستن ظرفیت دفاعی و راهبردی کشور نیست. اتفاقاً یکی از دلایل ناکامی سناریوهای بیثباتسازی، همین درونیشدن این تمایز در سطح افکار عمومی است.
اجابت نیاز راهبردی واشنگتن یا مطالبه حقوق مردم؟
در نهایت، یادداشت بنطالبلو بیش از آنکه تحلیلی از جامعه ایران باشد، بازتاب یک نیاز راهبردی در واشنگتن است: توجیه تداوم فشار اقتصادی و مشروعسازی تحریمها. وقتی امکان رویارویی مستقیم نظامی با ملت ایران وجود ندارد، فشار معیشتی به ابزار جایگزین تبدیل میشود. از این منظر، روایت «اعتراضات متفاوت» نه تحلیل واقعیت، بلکه ابزارسازی از روایت برای استمرار جنگ اقتصادی است.
جمعبندی: نادیده گرفتن بلوغ سیاسی و تجربه تاریخی مقاومت ایرانی
یادداشت بنیاد دفاع از دموکراسی، نهتنها تصویری دقیق از میدان اجتماعی ایران ارائه نمیدهد، بلکه با نادیدهگرفتن ریشههای واقعی بحران اقتصادی، سطح بلوغ سیاسی جامعه و تجربه تاریخی مقاومت مردم ایران، بار دیگر به دام همان خطای تحلیلی افتاده است که طی دو دهه گذشته بارها تکرار شده و هر بار از سوی واقعیتهای میدانی تکذیب شده است.



