محمدباقر قالیباف طی سخنانی که به مناسبت سالروز شهادت دکتر چمران در جمع مدیران شهرداری ایراد شد، ضمن معرفی زیست شهید چمران به عنوان الگوی عمل جهادی به مقولات مهمی همچون اهمیت نگاه درون زا و استقلال طلبانه و عدم اعتماد و اتکا به بیگانگان در مدیریت کشور به عنوان شاخصهای فرهنگ جهادی اشاره کرد.
وی در این نشست با تاکید بر این که جوهره فرهنگ جهادی بر بسترهای درون زا متکی است، تصریح کرد: این مسئله در حالی است که فرهنگ مدیریت توسعه محور با اقتباس از غرب نگاه به بیرون را مبنای اداره کشور میداند.
قالیباف در ادامه دو نگاه رایج در این عرصه را مورد اشاره قرار داد و گفت: نگاه اول دانش محور، بومی و خود اتکاست و منطق آن، اصالتش و جوهره حرکتش بر پایه عزت و اقتدار درونی است.
وی در توضیح نگاه دوم نیز گفت: نگرش دوم اما اصالت را در کسب سود به هر قیمت میداند ولو آنکه بر تارک استقلال و عزت کشور نیز خدشهای وارد شود. جوهره انقلاب اسلامی، توسعه و تعالی را دو بال پیشرفت میداند، اما در نگاه توسعه محور، تعالی، هدفی فرعی و حاشیهای و ذیل توسعه و رفاه معنا میشود.
شهردار تهران با اشاره به اینکه نظریه امام(ره) برای انقلاب بر مدیریت جهادی و متکی بر سرمایههای ملی استوار بود، تصریح کرد: آنتی تز انقلاب اسلامی، فرهنگی است که اصالت را در توسعه اقتصادی و تولید نامتوازن ثروت، آن هم به هر قیمت میداند و کشور را مقهور حرکت استکبار جهانی و مجبور به تمکین میپندارد. منطق مجاهدت در نظریه امام راحل در مقابل منطق راحت طلبی و اشرافیت برآمده از نگاه سرمایه داری غرب جدالی تاریخی را رقم زده است که اکنون نیز در جریان است.
قالیباف در ادامه و در بخش دیگری از سخنان خود با تبیین فرهنگ جهادی و تمایز آن با منطق اشرافیت و رفاه طلبی اظهار داشت: فرهنگ جهادی هم هدف گرا و ارزش گراست و هم به استفاده از عقل و علم ملتزم است. همانطور که سیره شهید چمران نیز اینگونه بود.
وی همچنین گفت: اما نقطه تباین زیست این شهید بزرگوار با آن ها که عقل و علم و نخبه گرایی را به مثابه پاپیون تکنوکراسی به سینه چسبانده اند، آن است که هویت چمران مبتنی بر خاستگاه معرفتی و دینی او بود. برای چمران عقل ابزاری و منفصل از وحی، تنها در جای خود و به اندازه معیشت دنیوی قابل اعتنا بود.
شهردار تهران با بیان آن که گسترش فرهنگ فن سالارانه همواره در درون انقلاب به عنوان آسیب مطرح بوده است، اظهار داشت: در منطق تکنوکراتهایی که پس از انقلاب فرصتی برای حضور در مناصب سیاسی یافتند و از کرسی مدیریت دولتی تا مدیریت شهری را تجربه کردند، برخی از مهمترین اندیشههای زیرساختی غرب در قالب تفسیری خاص از امام راحل یا برداشتهای شخصی از متون و نصوص دینی اجرایی میشد.
وی افزود: این جاست که تفاوت منش شهید چمران که علم را در خدمت دین و توسعه را در راستای کسب تعالی تفسیر میکند با خط انحرافی تکنوکراتهای پس از انقلاب که علم را جدا از وحی و رفاه را پیشروتر از فرهنگ دینی تفسیر میکنند، مشهود میشود. برای گروه اول ارزشها و دین اصل است و معتقدند که بازسازی جامعه باید بر محور تعالی و حفظ ارزشها و دیانت صورت گیرد. یعنی توسعه کشور و ایجاد رفاه اقتصادی تنها مقدمهای است برای فراهم آوردن شرایطی که در آن مردم فارغ از نیازهای ضروری زندگی به تعالی فردی و ارتقای معنوی خویش بپردازند. در مقابل، گروه دوم اقتصاد و تولید ثروت را هدف غایی خود می دانند و درحقیقت در لوای انقلاب اسلامی به دنبال پیاده سازی نگاه و تفکر سرمایه داری و اشرافی گری هستند.
قالیباف تصریح کرد: چمران نه دلواپس تبادل نظر با غرب بود و نه دل داده تعامل با غرب. چمران امیدوار بود و مجاهد. چمران مصداق تبلور اندیشه و عمل بود.
وی با بیان اینکه اگر چمران امروز در میان ما بود از سوی متحجرین و لیبرالها متهم میشد، ادامه داد: چمران را باید تبلور تربیت الهی امام راحل دانست. او بدون ادعای روشنفکرمآبانه، خط امام را از عمق جان پذیرفت و بی تفسیر و توجیه و بدون دست یازیدن به تحریف اندیشههای امام، تبعیت خود را از ولایت فقیه به اثبات رساند. اگر چمران امروز در میان ما بود به یقین یا به جرم آرمان خواهی و بی اعتمادی به آمریکا و قبول نداشتن نسخه مدرنیته برای جامعه سازی و یا به جرم داشتن افقهای اندیشهای نو و پویا و سیاست ورزی آگاهانه و مبتنی بر درک صحیح از وضعیت اجتماعی و فرهنگی، مورد نقد و تخطئه دو جریان مدافع لیبرالیسم و تحجر قرار می گرفت.
قالیباف تاکید کرد: شهید چمران به حق نشان داد که انقلابی بودن نه به زمان است و نه به مکان؛ بلکه به شناخت و بصیرتی است که در وجود انسان است.
وی ادامه داد: زیست سیاسی شهید چمران در برههای که جریانهایی سعی داشتند در زمان حیات امام(ره) دست به تحریف سیره ایشان و ایجاد انحراف در مسیر انقلاب بزنند، نشان داد که با تاسی از فرهنگ جهاد و منطق مجاهدت میتوان در کالیفرنیا و بیروت و کردستان بود اما انقلابی و آزاده زندگی کرد و در مقابل در مشهد و قم و تهران پشت واژه امام و انقلاب و رهبری پنهان شد و متأثر از نگاه و منش کاخ نشینی و استکباری زندگی و عمل کرد.
شهردار پایتخت افزود: تقلیل دادن شخصیت چمران به یک شخصیت روحانی و معنوی صرف که تنها به نوشتن مناجات سحرگاهی و صدور پیام جهاد و صدور انقلاب برای جهانیان می پرداخته است جفای بزرگی به شخصیت این مرد بزرگ است. چمران واقعی را باید شب عملیات سوسنگرد شناخت. چمران را باید پشت خاکریز شناخت. چمران همیشه از سکون و عدم تحرکی که در جبهه ها وجود داشت رنج می برد و تلاش میکرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه های ابتکاری تحول و حرکتی نو ایجاد کند. وقتی در عملیات سوسنگرد زخمی شد، فقط یک روز در بیمارستان بود و در همان یک روز جلسه شورای عالی دفاع را برای طراحی عملیاتهای بعدی در کنار تخت خود تشکیل داد. ارتفاعات الله اکبر هم با این روحیه جهادی آزاد شد نه با دستور از پشت جبهه.
وی با بیان برخی دیگر از رشادتهای این شهید بزرگوار ادامه داد: اگر شب پیروزی پاوه که مطابق محاسبات مادی پیروزی محال تصور میشد شهید چمران هم فریاد میزد که حمله دشمن کمرش را شکسته و اظهار ضعف و عجز میکرد، نه تنها پاوه آزاد نمیشد که کل کردستان نیز از دست میرفت.
قالیباف ادامه داد: امروز هم ما به منش چمران احتیاج داریم. گمشده جامعه ما روحیه چمرانی است که قطعا اگر امروز هم بود، ارتفاعات تحریم را مانند ارتفاعات الله اکبر فتح میکرد. چرا که امروز هم از بی عملی و سوء مدیریت بیشتر از فشار دشمن رنج میبریم.
منبع:تسنیم




