چهارشنبه 31 تير 1405 - Wed 22 Jul 2026
  • ؛ تقدیر از بهمن فرمان آرا / عکس

  • لحظه به صدا درآمدن آژیر خطر در کویت / فیلم

  • رکوردشکنی تازه طلای جهانی بازارها را شوکه کرد

  • آمریکا سیلی سخت خورد بار دیگر به نیرنگ مذاکره پناه برد

  • قیمت گوشی سامسونگ و آیفون سه‌شنبه ۳۰ تیر

  • آیا قهوه برای قلب مفید است؟

  • نزاع دسته‌جمعی در محله نیروی هوایی

  • قیمت سکه امروز سه شنبه 30 تیر

  • دیدار وزیر کشور با نخست‌وزیر پاکستان در اسلام‌آباد

  • بازیکن ستاره آلومینیوم اراک به باشگاه استقلال پیوست

  • همه هستی بدهم، هستی من نیز وطن

  • جنگی که به حساسیت‌های غرب‌آسیا دامن زد+عکس

  • تابوت‌های آماده!/ هلاک رسیدن سربازان آمریکایی

  • وقتی سلبریتی‌ها کارشناس جنگ می‌شوند+عکس

  • دستگیری مهره تبلیغاتی رژیم صهیونیستی در تهران

  • دوقطبی‌های کاذبی که فردوسی‌پور در مدت محدود ایجاد کرد + عکس

  • اشک‌های فردوسی‌پور پس از تعریف و تمجید حاج‌رضایی/ فیلم

  • خبر فوری / افزایش حقوق بازنشستگان انجام شد ؟

  • جنایت دشمن علیه کارکنان نیروی دریایی ارتش

  • آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 401095
    تاریخ انتشار: 24/ارديبهشت/1404 - 13:32

    اقدام شهید علی هاشمی برای ترور صدام کافر

    نمی دانستم چه هدفی را دنبال می‌کند. اما مدتی بعد اعلام شد که در کاخ صدام درگیری شدیدی رخ داده و یکی از پسران صدام به شدت مجروح شده و چندین فرمانده و محافظ کشته شده اند!

    اقدام شهید علی هاشمی برای ترور صدام کافر

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    بنده و امثال من که دوران دفاع مقدس را در خدمت علی هاشمی بودیم، یقین داریم که حاج علی از بزرگ ترین و بی نظیرترین فرماندهان نخبه ما بود. برای این حرف هم صدها دلیل داریم. یکی از آنها را من به چشم خود دیدم.


    یادم هست که در سالهای میانی جنگ، یکی از فرماندهان بزرگ ارتش عراق به اسارت درآمد.
    حاج علی من را صدا کرد و چون عرب بودم و جزو مسئولیتم بود گفت: باید این فرمانده را تخلیه اطلاعاتی کنی.

    صدام این گونه تبلیغ می‌کرد که ما با اسیران جنگی رفتار بدی داریم. برای همین این فرمانده عراقی خیلی ترسیده بود.

    من وقتی وارد محل نگهداری اسیر شدم، با روی خوش سلام کردم. بعد هم چای و سیگار برای فرمانده عراقی آوردم. چای و سیگار برای آنها از غذا مهم تر بود. لذا خیلی از من تشکر کرد.

    مدت ها در زندان با او رفت و آمد داشتم. او هرچه می‌دانست بیان کرد. تا اینکه علی هاشمی به من گفت: تو باید با این فرمانده عراقی طوری رفیق شوی که فکر کند نفوذی هستی! مثلا پیامهایش را به خانواده اش برسان و....

    تعجب کردم. اما دستور او را اجرا نمودم. او آن قدر به من اعتماد کرد که یک روز گفت: دخترم برای تو، من هر چه بخواهی به تو می دهم.

    این ماجرا گذشت تا اینکه یک روز علی هاشمی گفت: این فرمانده عراقی یک خودروی دولتی در خانه دارد که بدون بازرسی می تواند وارد کاخ صدام شود. این خودرو پلاک ویژه دارد. یعنی صدام آن قدر به او اعتماد داشته. تو باید بتوانی نامه ای از او بگیری که این خودرو را تحویل دهد! بگو دوستان من جهت زیارت در عراق به این خودرو احتیاج دارند.

    تازه فهمیدم که چرا این قدر برای این فرمانده وقت گذاشته! من همان روز توانستم نامه را بگیرم. بعد تحویل حاج علی دادم.

    حاجی هم نامه را به یک گروه از مجاهدین عراقی تحویل داد.

    نمی دانستم چه هدفی را دنبال می‌کند. اما مدتی بعد اعلام شد که در کاخ صدام درگیری شدیدی رخ داده و یکی از پسران صدام به شدت مجروح شده و چندین فرمانده و محافظ کشته شده اند!


    تازه من فهمیدم که همه ماجرای تخلیه اطلاعاتی آن فرمانده و.... بهانه ای بود برای ورود به کاخ صدام و ترور او، اما این حمله ناموفق ماند.

    علی بعدها نیز از این قبیل کارها انجام می داد. من اعتقاد دارم که او از بنیانگذاران بیداری اسلامی در کشورهای منطقه بود.

    او آینده را به خوبی پیش بینی می‌کرد. میگفت دیر یا زود خود آمریکا وارد این جنگ خواهد شد!

    برای همین یگان دریایی سپاه وقتی که راه اندازی شد، از روش حاج علی در آموزش و کار در هور الگو گرفت.

    برگرفته از کتاب هوری زندگی نامه و خاطرات شهید علی هاشمی
    راوی: عبدالفتاح اهوازیان

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما