به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
تپه یا رشتهارتفاع علیالطاهر در جنوب لبنان موقعیتی استراتژیک برای حزب الله لبنان و همچنین رژیم صهیونیستی است. موقعیت آن از این جهت مهم است که بر شهر نبطیه، محورهای ارتباطی اطراف و بخش بزرگی از جنوبشرق لبنان اشراف دارد. از همین نقطه میتوان مناطق اقلیم التفاح، جبل ریحان و اطراف لیطانی را دید. قلعهٔ شقیف (بوفور) نیز چند کیلومتر پایینتر از آن قرار دارد. در ادبیات نظامی، علیالطاهر معمولاً یک قلهٔ تک نیست؛ بخشی از یک رشتهارتفاع است که با بلندیهای نزدیک مثل دبشه و رایه الطاهر یک مجموعه را میسازد.
اهمیت رشتهارتفاعات علی الطاهر برای حزب الله و اسرائیل
از نظرگاه نظامی، هر نیرویی که این ارتفاع را در اختیار داشته باشد، دید و امکان آتش روی نبطیه و مسیرهای شمال لیطانی پیدا میکند. به همین دلیل است که علی الطاهر از ماهها پیش یکی از کانونهای درگیری اسرائیل و حزبالله بوده است. اسرائیل آن را مقر زیرزمینی واحد بدر حزبالله میداند؛ حزبالله هم آن را خط دفاعی مهم مقابل پیشروی به سمت نبطیه معرفی کرده است.حزب الله لبنان از گذشته توانسته با استقرار تجهیزات سنتی و همچنین ایجاد جبههها و تونلهای مختلف در این منطقه تفوق خود را بر دشمن صهیونیستی گسترش دهد و حتی گفته میشود این منطقه، بخشی از مرکز فرماندهی و تسلیحاتی حزب الله است.بنابراین اهمیت این رشته ارتفاع بر هیچ کسی پوشیده نیست. خصوصا اینکه درگیریهای ریشهدار و پرحجمی از دیرباز در این منطقه میان حزب الله و رژیم صهیونیستی برای تصاحب آن شکل گرفته است و رژیم صهیونیستی نیز بارها این بخش را هدف حملات و موشکهای خود قرار داده است.
نگاه انتخاباتی نتایاهو به علیالطاهر
البته باید گفت که با توجه به انتخابات در رژیم صهیونیستی این دولت تلآویو که شکستی آشکار در پروژه ایران خورده است، سعی کرده که تمرکز خود را معطوف به جنوب لبنان کند و در این راستا تبلیغات روانی و رسانهای زیادی نیز همزمان با درگیریها صورت گرفته و حتی خود نتانیاهو ادعای تصاحب این منطقه استراتژیک را کرده است. زیرا نتانیاهو به شدت نیاز دارد که روایت تضعیف حزبالله را تقویت و از آن برای خود دستاورد بسازد؛ چراکه جامعه صهیونیستی همچنان به ادعای تضعیف مقاومت ایمان و باور ندارد. از همین روست که در آستانه انتخابات این موضوع از سوی رسانههای صهیونی داغتر شده است. حتی عنوان شده که این موضوع آنقدر برای تلآیو مهم بوده که در این درگیریها از بمب فسفری و خوشهای برای رسیدن به اهداف خود استفاده کرده است.اما روایتهای منابع لبنانی خصوصا نزدیک به حزب الله نیز این ادعاهای رژیم را تکذیب کرده است و حتی «زینب عواضه» خبرنگار شبکه المنار لبنان اعلام سیطره بر تپه علی الطاهر را جنگ روانی اسرائیل به مانند ادعاهای دنبالهدار ترامپ علیه ایران خواند.
ضرورت اجتناب از تحلیلهای شتابزده
با این شرایط علی الطاهر نمادی از مقاومت و تابآوری در دل میدان سخت جنگ است. خصوصا اینکه از نظر نظامی با وجود برتری تجهیزاتی رژیم صهیونیستی به دلیل تنوع جبهههای تهاجمی علیه رژیم، بازهم امکان تثبیت نظامی اسرائیل در این منطقه سخت بوده و تحولات نیز نشان داده که حزبالله در دل روزهای سخت خود توانسته با مدیریت جنگی و مقاومت خاص خود معادلات را به نفع خود تغییر دهد. بنابراین با وجود درگیریها و فشارهای مضاعف قبول سریع روایت صهیونیستی از دست رفتن کلی علی الطاهر نه تنها صحیح نیست بلکه نوعی گرفتاری در بازی روانی دشمن نیز هست. فراز و نشیب جنگ در روند دامنهدار آن و در کل جغرافیای نظامی منطقه غرب آسیا و انعطافپذیری و مقاومت چندلایه حزبالله نیز لزوم عدم ارائه تحلیلهای شتابزده و بدون پشتوانه را مورد تاکید قرار میدهد.
چرا در عین دغدغهمندی نباید گرفتار جنگ روانی دشمن شویم؟
لبنان در این حیطه به دغدغه اصلی بسیاری از دغدغهمندان انقلاب اسلامی تبدیل شده است و همین افراد به طور دلسوزانه تحولات مقاومت در لبنان را دنبال میکنند و انتظاراتی در این خصوص شکل گرفته است اما در این حیطه این دغدغه نباید به سمت روایت نادرست و مبهم که منشا آن دشمن است، پیش برود.برخی افراد متاسفانه این روایتها را به مسائل داخلی پیوند زده و آب در آسیاب دشمن میر یزند. این در شرایطی است که قطعا حزب الله لبنان نیازمند وحدت نظر و روحیه همبستگی ایرانیان است و رویه دامن زدن به یک روایت نادرست و انتساب آن به مسائل داخلی کشور، بیش از اینکه کمکی به مقاومت رزمندگان حزبالله کند، سبب ایجاد اختلاف شده و با فشار تبلیغاتی دشمن آتش اختلافات را برافروخته میکند.
متأسفانه برخی افراد، ناخواسته، روایت رژیم صهیونیستی را پذیرفته و با برجستهسازی آن، به این روایت ضریب میدهند. حمله به برخی چهرههای سیاسی و متهمکردن آنان به کمکاری، در شرایطی که اطلاعات دقیق و مستقلی از وضعیت میدان وجود ندارد، عملاً میتواند در راستای خواسته رسانهای دشمن قرار گیرد. از سوی دیگر، سکوت حزبالله درباره تحولات علیالطاهر نیز نشان میدهد که نباید ادعاهای صهیونیستها درباره تسلط کامل بر این منطقه را قطعی تلقی کرد؛ بنابراین، پیش از هرگونه قضاوت یا متهمسازی، باید منتظر روایت رسمی مقاومت و روشنتر شدن وضعیت میدانی ماند
بازتولید روایت دشمن زمانی خطرناکتر میشود که یک ادعای تأییدنشده، بهجای آنکه با تردید و احتیاط بررسی شود، در فضای داخلی برجسته و به مبنای قضاوت علیه نیروهای مقاومت تبدیل شود. بهویژه در شرایطی که اطلاعات دقیق و روایت رسمی از میدان منتشر نشده، پررنگکردن ادعاهای طرف مقابل میتواند ناخواسته به تکمیل پازل جنگ روانی دشمن کمک کند؛ بنابراین، در مواجهه با چنین اخبار و ادعاهایی، دقت در روایت و پرهیز از قضاوت عجولانه، خود بخشی از مقابله با عملیات روانی دشمن است.دغدغهمندی درباره تحولات لبنان نباید به پذیرش روایتهای تأییدنشده دشمن و ایجاد اختلاف در جبهه مقاومت منجر شود؛ چراکه در جنگ روایتها، حفظ وحدت و دقت در تحلیل خود بخشی از حمایت از مقاومت است. امروز بیش از هر زمان دیگری، حزبالله به همبستگی و روایت دقیق نیاز دارد، نه بازنشر روایتهایی که ناخواسته به تضعیف روحیه مقاومت و تقویت عملیات روانی دشمن کمک میکند.



