چهارشنبه 31 تير 1405 - Wed 22 Jul 2026
  • ؛ تقدیر از بهمن فرمان آرا / عکس

  • لحظه به صدا درآمدن آژیر خطر در کویت / فیلم

  • رکوردشکنی تازه طلای جهانی بازارها را شوکه کرد

  • آمریکا سیلی سخت خورد بار دیگر به نیرنگ مذاکره پناه برد

  • قیمت گوشی سامسونگ و آیفون سه‌شنبه ۳۰ تیر

  • آیا قهوه برای قلب مفید است؟

  • نزاع دسته‌جمعی در محله نیروی هوایی

  • قیمت سکه امروز سه شنبه 30 تیر

  • دیدار وزیر کشور با نخست‌وزیر پاکستان در اسلام‌آباد

  • بازیکن ستاره آلومینیوم اراک به باشگاه استقلال پیوست

  • همه هستی بدهم، هستی من نیز وطن

  • جنگی که به حساسیت‌های غرب‌آسیا دامن زد+عکس

  • تابوت‌های آماده!/ هلاک رسیدن سربازان آمریکایی

  • وقتی سلبریتی‌ها کارشناس جنگ می‌شوند+عکس

  • دستگیری مهره تبلیغاتی رژیم صهیونیستی در تهران

  • دوقطبی‌های کاذبی که فردوسی‌پور در مدت محدود ایجاد کرد + عکس

  • اشک‌های فردوسی‌پور پس از تعریف و تمجید حاج‌رضایی/ فیلم

  • خبر فوری / افزایش حقوق بازنشستگان انجام شد ؟

  • جنایت دشمن علیه کارکنان نیروی دریایی ارتش

  • آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 400025
    تاریخ انتشار: 09/ارديبهشت/1404 - 12:43

    جرئت شهید علی هاشمی در شلاق زدن به شیخ خائن

    حاجی همه‌ی مردم آن منطقه را جلوی خانه ی شیخ جمع کرد. سن شیخ هم بالا بود و برای مردم آنجا حکم والی داشت.

    جرئت شهید علی هاشمی در شلاق زدن به شیخ خائن

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    علاوه بر کارهای عملیاتی و مسائل جنگ، علی آقا باید به شهر حمیدیه هم سر و سامان می‌داد. یک روز بچه ها خبر آوردند که یکی از شیوخ بسیار ثروتمند و صاحب نفوذ منطقه، برای عراقی ها جاسوسی می‌کند! حتی خانه اش در اختیار ضد انقلاب و منافقین است!

    خبر به گوش علی آقا رسید، ابتدا تحقیق کرد و مطمئن شد که خبر درست است. بعد با چند نفر از بچه ها به سمت خانه ی شیخ راه افتاد.


    حاجی همه مردم آن منطقه را جلوی خانه شیخ جمع کرد. سن شیخ هم بالا بود و برای مردم آنجا حکم والی داشت. نمی دانستم چه برخوردی خواهد کرد.

    هرکسی جرئت برخورد با این شخص را نداشت. علی آقا شیخ را برد بالای پشت بام. بعد رو کرد به مردم و گفت: «شنیدم خیانت می‌شود، من جواب خائن‌ها را می‌دهم.» بعد از اینکه دلائل و مدارک را به مردم ارائه کرد، شیخ را خواباند و با شلاق به پشتش زد تا درسی باشد برای دیگران. حقیقتش کسی جرئت این کار را نداشت.

    حاجی با شجاعت، مصلحت اسلام را در نظر گرفت و این گونه بدون واهمه با او برخورد کرد. یادم هست که بعضی از ترس پا به فرار گذاشتند!

    هنوز باورشان نمی شد که هیمنه شیخ فروریخته باشد. خیلی ها می ترسیدند بین عرب و عجم دو دستگی شود. اما رفتار علی آقا رفتار صحیح انقلابی بود؛ سند زنده «اشداء على الکفار رُحماء بینهم» بود.

    با شیوخ منطقه که با انقلاب دشمنی نداشتند، رابطه صمیمانه ای داشت. نیروها و مردم برایش محترم بودند.

    فرقی نمی کرد که طرفش شیخ است یا نیروی عادی. هرکس برای انقلاب و ایران تلاش می کرد، برایش حکم برادر را داشت.


    اگر هم از نیروها کسی شهید می‌شد فرقی نمی کرد از چه شهر و طایفه و قبیله ای باشد. خودش اولین نفر بود که در مراسم او شرکت می کرد و از خانواده شهید دلجویی می کرد.

    علی آقا تا جایی هم که می‌شد از سپاه هزینه می کرد تا به خانواده شهدا سخت نگذرد.

    برگرفته از کتاب هوری زندگی نامه و خاطرات شهید علی هاشمی

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما