چهارشنبه 13 خرداد 1405 - Wed 03 Jun 2026
  • کشف یک تونل عجیب در مرز مکزیک / فیلم

  • تولد نخستین کره‌خر در عربستان پس از یک قرن / عکس

  • از چاله عراق به چاه ایران؛ اعتراف ترامپ به تکرار یک اشتباه + عکس

  • جزئیات طرح رایگان شدن دائم تردد با مترو و بی آر تی

  • شکوه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان / فیلم

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۱۲ خرداد

  • آنچه باید درباره علیرضا بیرانوند بدانید

  • یک کنایه تمیز به کارمندان شبکه من و تو

  • آقای دکتر قالیباف حد یقف شما و تیم مذاکره کننده با آمریکا تا کجاست؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۲ خرداد

  • پرسپولیس در آستانه جذب ستاره‌های جوان

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۲ خردادماه

  • چگونه ابوترابی نقشه بعثی‌ها برای قتل‌عام اسرا را ناکام گذاشت؟ + عکس

  • حزب‌الله: ایران لبنان را شامل هر توافقی می‌کند

  • ۹۰۰ نقطه تهران میزبان اجتماعات مردمی مقاومت

  • چگونه «بادگلو» را درمان کنیم؟

  • پاسخ نقض آتش‌بس بیانیه نیست، نقض آتش‌بس است

  • وعده تفاهم در سایه نقض آتش‌بس؛ تناقض‌گویی تازه ترامپ

  • سلاح هوشمند سپاه در کنترل تنگه هرمز+فیلم

  • توافق هسته‌ای با ایران بر اساس واقعیت‌ روز باشد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 394468
    تاریخ انتشار: 24/بهمن/1403 - 13:34

    گریه آیت‌الله جوادی‌آملی برای شهدایی که از سرما یخ زدند

    آیت‌الله جوادی‌آملی روایتی دارند از رزمندگانی که در دوره جنگ و ناامنی منطقه کردستان، در برف ماندند و ایستادند تا اینکه در سنگرهایشان یخ زدند.

    گریه آیت‌الله جوادی‌آملی برای شهدایی که از سرما یخ زدند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    آیت‌الله جوادی‌آملی در یکی از جلسات اخیر درس خارج فقه به روایتگری درباره گریه برای شهدایی که در برف کردستان ایستادند و یخ زدند، پرداختند که این روایت را در پیش رو دارید.یکی از علمای اصفهان از دوستان ما بود، باهم به جبهه می‌رفتیم. به امیدیه رفتیم آن روز دما ۵۰ درجه بالای صفر بود. باهم دوره‌ای در امیدیه بودیم.
    همشهری‌های مازندرانی ما در هفت‌تپه بودند؛ یکبار که به هفت‌تپه رفتم آنجا را بمباران می‌کردند اما دوستم آنجا نبود. او هم به کردستان رفته بود. وقتی که از جبهه برمی‌گشتیم، برای همدیگر گزارشی از منطقه می‌دادیم.
     
     
    ایشان که از کردستان برگشتند، تعریف می‌کردند که در کردستان به مناطق صعب‌العبوری رفته بودیم. ۲ بطری آب با خودمان بردیم که در آنجا تشنه نمانیم. چند روزی که در جبهه کردستان بودم، نماز را با تیمم می‌خواندم چون در بالای کوه چشمه آبی نبود. مستحضر هستید که کوههای مرتفع کردستان صعب‌العبور، خطرخیز بود و کومله هم در آنجا بودند و امنیت نبود.

    بعد از یک مدتی گزارش رسید که برف فراوانی روی کوههای کردستان آمده و رزمندگان در بالای کوهها گیر کردند و شهید شدند. قضیه از این قرار بود، عزیزانی که در بالای کوه در سنگر بودند، می‌بینند که برف دامنه‌دار می‌بارد؛ آنها می‌خواستند از سنگر پایین بیایند تا در برف گیر نکنند اما با خودشان گفته بودند که اگر سنگر را خالی کنیم و به پایین بیاییم، ممکن است دشمن حمله کند. آنها آن‌قدر ماندند و ایستادند تا یخ زدند. بعد هم پیکر مطهر این شهدا را به قم آوردند و برایشان نماز خوانده شد.

     

    در همین مسجد اعظم قم مجلس ترحیم گذاشتیم. در مجلس ترحیم، آن شب تا آخر نشستم و گریه کردم؛ نه برای ثواب بلکه گریه خجالت بود. گریه خجالت برای اینکه جوان‌ها ایستادند برای حفظ نظام اسلامی و یخ زدند. اگر خدای نکرده الان بیگانه قصد حمله کند، امروز هم همین‌طور است. بگذرید چند تا بداندیش چهار تا اشتباهی کردند اما مردم که دست از کشورشان و دینشان برنمی‌دارند. چون ما مردم ایران بزرگ‌زاده‌ایم و سند، تاریخ و جغرافیا داریم و شرافتمندیم.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما