شنبه 28 شهريور 1405 - Sat 19 Sep 2026
  • قدرت ملی در قاب «جان‌فدای ایران»

  • قدرت نمایی ارتش سوم

  • ان‌بی‌سی نیوز : ترمیم خسارات پایگاه‌های آمریکا در منطقه در پی حملات ایران، ممکن است «دهه‌ها» زمان ببرد/رویترز به نقل از شاهدان عینی: شعله‌های آتش و ابر قارچی بزرگ در فرودگاه عربستان

  • برگزیدگان مسابقه عکاسی سیاه و سفید

  • نقطه‌ضعف سرخپوشان / پرسپولیس با ستاره اش به دنبال بازگشت به قهرمانی

  • بمباران جنوب لبنان از سوی جنگنده‌های اسرائیلی

  • اعترافات حسین پدران جاسوس موساد که اعدام شد/ فیلم

  • تجلیل متفاوت در اجلاسیه تانزانیا از نماینده ایران

  • شهیدی که ۳۸ سال در جبهه ماند، به خانه بازمی‌گردد

  • رزمایش «جان‌فدا»؛ کابوس جدید رسانه‌های فارسی‌زبان + فیلم

  • نزدیکی فرودگاه ریاض هدف حمله قرار گرفت + فیلم

  • رئیس فدرال‌رزرو: ترامپ نمی‌فهمد

  • مسیحی‌های جان‌فدای ایران

  • استایل عجیب رامین رضاییان در اردوی تیم ملی

  • زمان واریز حقوق بازنشستگان اعلام شد

  • مرغ ارزان شد +جزئیات

  • اوکراین در مرکز مذاکرات در نیویورک قرار دارد

  • ستاره‌های استقلال و تراکتور در ترکیب تیم ملی امید

  • رژه کاروان ایران در مراسم افتتاحیه بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ / فیلم

  • آیا وزارت ارشاد ظرفیت نظارت بر نمایش خانگی را دارد؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 305906
    تاریخ انتشار: 29/تير/1401 - 10:18

    بندبازی سعید در میانه حجاریان و مظفری

    به سادگی می‌توان فهمید که نامه حجاریان مشحون از یک تناقض بزرگ است، تناقضی که البته به شخص خود او و کارنامه ۴۰ ساله‌اش برمی‌گردد.

     بندبازی سعید در میانه حجاریان و مظفری

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از روزنامه جوان او در فرازهایی با لفاظی و تشکیک در معانی می‌کوشد یاران خود را افرادی بی‌گناه و بی‌خبر از همه‌جا نشان دهد و البته در این میان به نوعی در حال تطهیر سرویس‌های اطلاعاتی غرب نیز است. تشکیک او در مفاهیمی، چون براندازی، انقلاب مخملی و ناتوی فرهنگی تنها برای سفید کردن پادوهای سیاسی جریان تجدیدنظرطلب نیست، انکار این الگوها در واقع تلاشی برای بزک کردن کارنامه سیاه سازمان‌های جاسوسی غربی است. همین چند روز پیش بود که جان بولتون صراحتاً از نقش امریکا در سرنگونی حکومت‌های مخالف سیاست‌های واشنگتن پرده برداشت، اینک سعید مظفری سابق منکر چنین پدیده‌هایی می‌شود.

    او در جایی می‌نویسد «شنیده‌ایم که گفته‌شده است عده‌ای در کشور به‌دنبال براندازی قانونی هستند.» فارغ از اینکه آیا کسی این عبارت را گفته یا نگفته که حجاریان مدعی است آن را شنیده، به نظر می‌رسد عمل حجاریان و یارانش چه با این عنوان و چه بدون آن، دقیقاً در همین مسیر است. در اینکه براندازی قانونی واژه‌ای غلط است تردیدی نیست، اما همان‌گونه که مفاهیمی، چون «کلاه‌شرعی» کنایه از تلاش عده‌ای برای دور زدن شریعت است، براندازی قانونی نیز در واقع دورزدن قانون برای زیرپا گذاردن آن است. اگر سعید حجاریان هنوز هم منکر روشن بودن مسئله است، خوب است به عملکرد خود و یارانش در سال ۸۸ مراجعه کند که در انتخابات حضور یافتند و بعد که نتیجه باب میلشان نبود زیر میز زدند و این دقیقاً یعنی سوءاستفاده از آزادی‌های قانونی برای زیر پاگذاردن قانون و این تازه یکی از نمونه‌های تلاش برای به‌اصطلاح «براندازی قانونی» است.

    جالب اینجاست که معاون اسبق وزیر اطلاعات در این نامه خود حتی پا را فراتر نهاده و منکر وجود «ناتوی فرهنگی» می‌شود و کل اقدامات رسانه‌ای بلوک غرب را منحصر به رادیو اروپای آزاد می‌داند. بعید است که معاون اسبق سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک کتاب «جنگ سرد فرهنگی» ساندرز را نخوانده باشد که این‌گونه ناباورانه ناتو و غرب را سفید می‌کند! جالب اینجاست که او حتی تنظیم‌گری رسانه‌ای را که اتفاقاً میراث کشورهای غربی است (چراکه رسانه‌های خصوصی و نظام تنظیم‌گری و نظارت حکومت بر این رسانه‌ها اساساً از غرب وارد ایران شده) نیز آماج حمله خود قرار می‌دهد!

    به سادگی می‌توان فهمید که نامه حجاریان مشحون از یک تناقض بزرگ است، تناقضی که البته به شخص خود او و کارنامه ۴۰ ساله‌اش برمی‌گردد. کسی که این نامه را بخواند به‌خوبی می‌فهمد که چگونه نویسنده میان سعید حجاریان کاشیِ روشنفکر دوم خرداد به بعد و سعید مظفری امنیتیِ معاون وزیر اطلاعات دهه ۶۰ در نوسان است. او گاه در قامت مؤسس شورای عالی امنیت ملی می‌کوشد تعریف ناقص و سویه‌دار خود از امنیت ملی را به مخاطب تحمیل کند و در جای دیگر این نقش خود را از یاد می‌برد و در کسوت یک روشنفکر همه مسلمات امنیتی را منکر می‌شود. این دقیقاً همان مشکل او و بسیاری از افراد مشابهش در سازمان مجاهدین انقلاب است که مایل‌اند ژست به‌اصطلاح روشنفکری بگیرند، اما نمی‌توانند صبغه امنیتی گذشته خود را هم پنهان کنند. چالش دوقطبی شخصیتی اعضای کمیته X عملاً برای جریان موسوم به اصلاحات نیز هزینه داشته و این جریان باید برای حل این مشکل فکری کند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما