در اواخر دوره اصلاحات یعنی سال ۸۲ کارخانه رشت_الکتریک با حدود ۶۰۰ کارگر به مالکیت کرباسچی، همسر قبه، همسر عبدالله نوری و همسر شریعتی دهقان در آمد! کارگرانش بدبخت و بیکار شدند و از آن کارخانه فقط زمینش باقی ماند! حالا قرار است زمین باقیمانده از آن کارخانه پررونق با ۶۰ آپارتمان لوکس در جماران معاوضه شود!
حالا دختران آن کارگرها باید از پست برق بالا بروند، روسری از سر بردارند و آزادی را فریاد کنند! باید به استادیوم بروند تا فوتبال تماشا کنند.
اما همسران و دختران کرباسچی ها پول پارو کنند، ثروتمندتر بشوند،خوش بگذرانند و به این جماعت بیچاره و بیخبر از همه چیز که برای مبارزه به خیابان فرستاده اند، بخندند!
می بینیدچه تقسیم کار عادلانه ای!؟
نبرد برای شما، پول برای ما!
بیکاری برای شما، عیش و خوشی برای ما!
بی شوهری و تنهایی برای شما، سفر اروپایی و ازدواج اشرافی برای ما!
اما یادتان باشد، شما مبارزید! شما دختران_خیابان_انقلاب هستید!
بیش از ۶۰ درصد دانشجوها دخترند و همین الان دختران فارغ التحصیل زیادی وجود دارند که شغلی ندارند و هیچ فرصت شغلی هم برای آنها به این زودی ها متصور نیست.
عدد دختران مجرد ابدی تکان دهنده و جانکاه است.
سرانه فضاهای تفریحی و بوستان اختصاصی برای بانوان تهرانی یک سانتی متر مربع است! وضع شهرها و استان های دیگر معلوم است و نیازی به اندازه گیری نیست!
اما رفتن یا نرفتن به استادیوم باید مهمترین مساله دختر ایرانی بشود! با کدام پول مهم نیست! چند درصد مهم نیست! برای چه مهم نیست! مهم این است که او را پر از بغض کنیم نسبت به گروه دیگری از جامعه خودش! به او بگوییم مشکلات اصلی چیزی نیست! اگر تو بتوانی بروی استادیوم، هم شغل داری، هم شوهر داری، هم مسکن داری، هم بچه داری و …
خلاصه همه چیز داری! اگر بتوانی بدون روسری راه بروی، به همه آرزوهای مادی و معنوی رسیده ای!
دختر فلانی با پسر فلانی صرافی می زند و در حالیکه بابا جان حق اوقات فراغت می گیرد، با رانت کرباسچی و سهمیه دو میلیارد تومانی به لیست امید میرود و از آنجا به کرسی مجلس می رسد!
میبینید که مبارزه شما نتیجه داده و آنها بازهم ثروتمندتر شدند!
منبع : حامیان ولایت



