خوشبختانه امروز در کشور انتخاباتی نداریم تا بهبهانهی وحدت گفتن از «معیارها و شاخصها» از نظر عدهای جرم تلقی شود. بنابر این بهتر میتوان بعضی مسائل را بازخوانی کرد.
در سالهای اخیر شاهد دو رویکرد و کُنش متفاوت بودیم: «جمنا» و «جلیلی» دو مدل و شیوهی متفاوت از فعالیت را پیشروی جریان انقلابی قرار دادهاند که میتوان با بازخوانی آن به نکات مهمی دست یافت.
جمنا:
۱️ - جماعتی در آستانهی انتخابات ۹۶ دور هم جمع شدند و خود را جریان انقلابی فعال در عرصهی انتخابات معرفی کردند. در این جمع و حتی موثرین آن از فلان فیلمساز انقلابی تا طرفداران فکری و سیاسی هاشمی رفسنجانی و تا برخی افرادِ کاندید وزارت در دولت اعتدال حضور داشتند.
تئوریسینهای سیاسی جمنا آنچنان محکم و استوار تحلیلهای انتخاباتی ارائه میدادند که تو گویی به مخزن اسرار غیبی دسترسی دارند و در نهایت حرفشان که غلط از آب در میآمد آنچنان تغییر موضع محکمی میدادند که گویی از ابتدا همین را میگفتند! آرشیو سایتها و کانالهایشان موجود است.
۲️- در میدان عمل هم از آن همه تشتت نظری و عملی نتیجهای در نیامد و «فیل موش زائید». چهرههایی که در همین جمع فعال بودند عموما در همان دورهی انتخابات (آن هم کمرمق و کماثر) در انظار ظاهر شدند و البته دریغ از کار مستمر انقلابی.
۳️ - الان جمنا کجاست و چه میکند؟ آن برادران و خواهران بزرگوار کجا هستند؟ کدام فعالیت موثرِ جریانساز را در دست اقدام دارند؟ واقعیت این است که نیستند چراکه اساسا هویتی نداشتند که به اتکای آن دوام و اثرگذاری داشته باشند.
جلیلی:
۱️- بعد از اتخابات ۹۲ به پستوی عافیتطلبی و فلان دفتر مشاوره و هیئت مدیرهی فلان و… نرفت. شهر به شهر رفت و حرف زد و آنچه را که از خط انقلاب و ولایت میفهمید «تبیین» کرد. در حد بضاعت و توانش تیم فکری و کارشناسی تشکیل داد و سعی کرد برای موضوعات و مسائل گوناگون کشور از منظر انقلابی فکر کرده و بهکمک مشاورین علمی راهحل ارائه دهد. در این روند مسائل اقتصادی، صادرات و واردات، محصولات تراریخته، نفت و انرژی و… از جمله مسائلی بود که با تشکیل حلقههای فکری و کارشناسی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
از سوی دیگر ارتباط با طبقات و اقشار مختلف مردم هم در دستور کار او بوده و هست. از سرکشی به فلان واحد تولیدی و سخنرانی در فلان مسجد تا حضور در جمع حاشیهنشینانِ مستضعف اسلامشهر و سیستان و بلوچستان و…
۲️ - اینکه بهعنوان قطب سیاسی مخالف جریانِ حاکم بر دولت اینچنین در میدان حاضر باشی طبیعتا از تو آلترناتیو وضع موجود و رقیب سیاسی دولت میسازد. اما جلیلی در انتخابات ۹۶ علیرغم همهی تلاشهای چهارسالهاش کاندیدا نشد و این علاوه بر آنکه اخلاص، سلامت نفس و تقوای سیاسی او را میرساند بیانگر نگاه جبههای و بصیرتش هم هست. جلیلی اگر به میدان انتخابات ۹۶ وارد میشد خودبخود دو قطبی ۹۲ توسط جریان غربگرای داخلی بازتولید میشد اما جلیلی با عدم ورودش فرصتِ این دوقطبیسازی را بهسهم خود به این جریان نداد.
۳️ - بعد از انتخابات و در حالی که بسیاری از حزباللهیهای «انتخاباتزده» و «پراگماتیستهای انتخاباتی» قافیه را باخته و ناامید از عالم و آدم، آیهی یأس میخوانند جلیلی دقیقا در امتداد «خط امیدآفرینیِ رهبری» وسط میدان فعالیت و تلاش انقلابی ایستاده است.
نتیجهگیری:
اساسا «مجاهدت انقلابی» از «پراگماتیسم انتخاباتی» جداست. «کُنش بسیجی» کُنشِ معطوف به تکلیف است و نه کُنش معطوف به قدرت و پُست و مقام. هرچند در منظومهی ارزشی انقلاب کسب قدرت سیاسی، ارزشیِ مهم بوده و تلاش مومنانه برای در اختیار گرفتن اهرم قدرت براساس ارزشهای انقلاب خود تکلیفی مهم است اما فعالیت انتخاباتیِ صحیح و ناظر به کسب «نتیجه» فقط «بخشی از تکلیف» و در امتداد سایر تکالیف است نه چنانکه برخی مدعیان انقلابیگری «عملا» پذیرفتهاند مهمترین و تنها مسئله.
آری، انقلابیِ تراز محسن حُججی است که فعالیتهایش را با اخلاص بسیجیوار دنبال کرده، با خون خود «خطِ خامنهای» را در فضای کشور تثبیت و «حجت الهی» میشود.
الگوی ما همین جوان ۲۶ ساله است و سیاسیون و چهرهها و نخبگان را با متر و میزان حُججی و حُججیها میسنجیم.
پینوشت:
۱- نقد جمنا حداقل از سوی بنده به این معنا نیست که چهرههای دلسوز، موثر و انقلابی در این جریان نبوده و نیستند بلکه بحثم عمدتا دربارهی رویکرد، مدل و خروجیهاست.
۲- دربارهی عملکرد جلیلی نیز به نوبهی خود نقدهایی داشته و دارم. از جمله گفتمان و نوع عملکرد سیاسیاش در انتخابات ۹۲ و…
۳- وحدت و همافزایی نیروهای انقلابی را یک ضرورت میدانم. اما وحدت حولِ «اصول انقلاب» و نه وحدت حولِ «سفرهی انقلاب».
منبع : کانال تلگرامی خیابان انقلاب



