سه شنبه 30 تير 1405 - Tue 21 Jul 2026
  • یمن محاصره دریایی را بر عربستان اعمال کرد

  • بی محلی ستاره فوتبال اسپانیا به ترامپ!/ فیلم

  • خلیل الحیه رئیس دفتر سیاسی حماس شد

  • چرا واشنگتن قادر به پیروزی نیست؟ /آمریکا و سه جنگ بی‌نتیجه

  • آمریکا از تروریست‌های سابق، جنتلمن می سازد! /پرده از قمار جدید آمریکا علیه حزب‌الله لبنان

  • درد و بلاشون تو سر علی کریمی و اشکان خطیبی

  • تماشاگر پشت شیشه؟

  • کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ در چین / عکس

  • جنگ تا دست‌یابی به بازدارندگی کامل ادامه دارد

  • متن و حاشیه فینال جام جهانی / عکس

  • حمله سایبری به شاپرک رخ نداده است

  • کاپ جام جهانی در دستان لامین یمال و برادرش / فیلم

  • استوری در فضای مجازی؛ دستگیری در میدان آرژانتین+ فیلم

  • کوچ شاه ماهی پرسپولیسی به تراکتور تبریز +عکس

  • اشک های اسکالونی سرمربی تیم ملی آرژانتین / فیلم

  • شور فرمانروای سرزمینم یا رقیه / طاهری

  • بورس با رشد ۵۸ هزار واحدی

  • پشت‌پردۀ روایت «ضدجنگ»؛ بازسازی یک دوقطبی انتخاباتی

  • نتانیاهو امشب نشست امنیتی برگزار می‌کند

  • تکذیب دستور تخلیهٔ چابهار

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 79650
    تاریخ انتشار: 11/آذر/1396 - 09:59
    یادی از شاعر عاشورایی، مرحوم چایچیان

    دوست دارم کز غم جانسوز عاشورا بمیرم

    شعر حسان، شعری است که می‌شود به‌راحتی آن را در تکایا و هیات‌های مذهبی خواند، با آن سینه زد و گریست. اصلا شعر حسان، انگاره قابل تحسینی برای شاعران و شعر هیات است.

    دوست دارم کز غم جانسوز عاشورا بمیرم

    «حسین قرایی» در روزنامه «وطن‌امروز» به تجلیل از مرحوم «حبیب‌الله چایچیان» پرداخت و نوشت:

    سال‌های 77-76 بود که در مقطع راهنمایی درس می‌خواندم. در آن سال‌های پرنشاط نوجوانی، نوحه می‌خواندم. بیشتر نوحه‌های حماسی «غلامعلی کویتی‌پور» را گوش می‌دادم و مقلدانه می‌خواندم و اجرا می‌کردم. یکی از آن نوحه‌هایی که در 15-14 سالگی ورد زبانم بود و به سبک و سیاق سینه‌زنی خوزستانی‌ها زمزمه می‌کردم این بود:

    «دوست دارم کز غم جانسوز عاشورا بمیرم

    بنده آنگه باشم او را کز غم مولا بمیرم»

    درست است که مطلع این غزل در ظاهر با غم و سوز و سوگ آذین بسته شده اما در لفافه‌ای از حماسه گویا و گویاتر جلوه کرده است.

    کویتی‌پور با هنرمندی تمام ادامه می‌داد:

    می‌کشد شرمم که بعد از او نفس آید هنوزم

    جای دارد کز غم این زندگانی‌ها بمیرم

    و به ابیات بعد که می‌رسید دوباره عشق و غم حسینی را در ظرف حماسه می‌ریخت و حق مطلب را توفانی ادا می‌کرد:

    «کاش سیلی گردد این اشک غمش کاید ز چشمم

    تا مگر ویران کند بنیاد عمرم را بمیرم»

    و شاعر با تبحر خاصی 4بار صامت«ش» را در این بیت، ضریب داده است تا کلمه «اشک» به ذهن مخاطب متبادر شود.

    تا بیت دهم که کویتی‌پور می‌خواند، زمزمه می‌کردم. آن سال‌ها این شعر ورد زبانم بود و هنوز هم که هنوز است در ذهنم ته‌نشین شده است.

    سال‌های بعد متوجه شدم این شعر پرشور از ذهن پیر صافی‌ضمیر استاد «حبیب چایچیان»[حسان] تراوش کرده و کویتی‌پور و حسین فخری و دیگران آن را خوانده‌اند. در شعرهایی که «حسان» به این سیاق می‌گوید 4 رکن اساسی شعر عاشورایی تلألؤ و درخشش دارد؛ سوگ، حماسه، پیام و عشق. و از همین منظر اگر به اقیانوس مواج شعر حسان بنگریم، قابل توجه است. شعر حسان، شعری است که می‌شود براحتی آن را در تکایا و هیات‌های مذهبی خواند، با آن سینه زد و گریست. اصلا شعر حسان، انگاره قابل تحسینی برای شاعران و شعر هیات است.

    سال‌های 84-83 بود که تعدادی از دوستان برای مراسمی استاد حسان را دعوت کرده بودند و به یک نفر نیاز داشتند که برود و ایشان را برای آدرس راهنمایی کند و بیاورد. من آژانس گرفتم و مشتاقانه مأمور شدم حسان را به مراسم بیاورم، وقتی او را دیدم و برای نخستین بار بود که می‌دیدمش، بدون هیچ رودربایستی و تعارفی صدایم را بلند کردم و دست راستم را به نشانه شیفتگی بالا بردم و حماسی فریاد زدم:

    بار بگشایید اینجا کربلاست

    آب و خاکش با دل و جان آشناست

    پیرمرد غرق شوق و تبسم شد و گفت: «ماشاءالله، ابیات مرا حفظ کردی.» من هم گفتم: «بله! شعرهای اینچنینی را دوست دارم و زیاد حفظم.» در راه کلی با شعر و اندیشه استاد آشنا شدم و این شد ابتدای خواندن اشعار حسان و بعد ژولیده نیشابوری و...

    آذر ماه 92 بود که تصمیم گرفتیم برای استاد حسان «شب شاعر» بگیریم. برای بزرگداشت ایشان باید کلیپ می‌ساختیم و مصاحبه می‌گرفتیم. 2 ساعت با ایشان و فرزندشان نشستیم که حدود نیم ساعت توانستیم با او صحبت کنیم.

    بهترین قسمت آن مصاحبه که خیلی بازتاب داشت، جریان جالب سرودن شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» است که برای امام رضا(ع) سروده‌اند. استاد این شعر را زبان‌حال مادرشان می‌دانستند در آخرین زیارت عمرشان در حرم حضرت رضا(ع) که شرح آن دیروز در فضای مجازی به دفعات بازنشر شد.

    شعر دیگری که از مرحوم حسان زبانزد است نوحه‌ای است که سالیان سال است در شب عاشورا خوانده می‌شود. نوحه‌ای با این مطلع شورانگیز:

    امشب شهادتنامه عشاق امضا می‌شود

    فردا به خون عاشقان، این دشت، دریا می‌شود

    پنجشنبه‌ای که گذشت پیرمرد زلال 94 ساله که شعرهای آیینی‌اش دهان به دهان می‌گشت از بین ما رفت. خداوند او را قرین رحمتش کند.

    منبع : فارس

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما