به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ تحمیلی است، سخنان چهرههای سیاسی تنها یک اظهارنظر معمولی به حساب نمیآید؛ هر جمله میتواند در داخل کشور بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی پیدا کند و همزمان در بیرون از مرزها نیز مورد بهرهبرداری رسانهای قرار گیرد. به همین دلیل، مسئولیت سیاسیون، فارغ از اینکه متعلق به کدام جریان سیاسی هستند، در چنین مقاطعی سنگینتر از همیشه است.
اظهارات تازه «حسن روحانی» رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم درباره حاشیههای سخنان پیشین او، نمونهای قابل تأمل از همین مسئله است. وی درباره سخنانی که پیشتر در فضای سیاسی کشور بازتاب زیادی یافت، عنوان میکند: «اصلاً من نه کلمه رفراندوم را گفتم و نه کلمه همهپرسی را گفتم» و تأکید میکند که منظورش ضرورت برخورداری اهداف ملی از پشتوانه مردم بوده و دفاع در برابر تجاوز نیز «جزو بدیهیات اولیه» است.
اما مسئله اینجاست که سخنان قبلی او فارغ از اینکه دقیقاً چه واژهای در آن به کار رفته بود، در فضای سیاسی کشور چگونه متبادر شده است.روحانی در سخنرانی ۹ شهریور گفته بود اگر قرار باشد کشور برای سالهای طولانی با قدرتهای بزرگ بجنگد، باید نظر مردم درباره این مسیر پرسیده شود و اگر مردم راه دیگری را نشان دادند، آیا نباید آن را پذیرفت؟ همین عبارتها باعث شد بخش قابل توجهی از فضای سیاسی و رسانهای آن را به معنای مراجعه به آرای عمومی درباره مسیر جنگ و سیاست خارجی تفسیر کند.
از این منظر، مسئله فقط استفاده یا عدم استفاده از یک واژه نیست؛ مسئله اصلی، پیام سیاسی است که یک سخن در شرایط خاص به جامعه و افکارعمومی ارسال کرده است. خصوصا اینکه این سخنان همراستا با نظر اصلاحطلبان که سعی دارند دوقطبی و فضای سیاسی خاص خود را به جامعه القا کنند، ایراد شد.
وقتی یک مفهوم وارد افکار عمومی شد، نمیتوان اثر آن را نادیده گرفت؛نکته قابل توجه این است که موضوع «رفراندوم» در همان مقطع صرفاً از سوی منتقدان روحانی مطرح نشد.«مصطفی هاشمیطبا»، از چهرههای اصلاحطلب، نیز در اظهاراتی درباره ادامه جنگ، صراحتاً از برگزاری رفراندوم سخن گفت و اظهار کرد اگر رسانههایی مانند کیهان به دیدگاه خود اطمینان دارند، میتوانند از برگزاری همهپرسی حمایت کنند.
بنابراین نمیتوان فضای ایجادشده را صرفاً نتیجه «تحریف» سخنان یک فرد دانست. وقتی برخی چهرههای سیاسی، با فاصلهای کوتاه، درباره مراجعه به نظر مردم و رفراندوم سخن میگویند، طبیعی است که این موضوع به یک مسئله سیاسی تبدیل شود و افکار عمومی نیز میان این اظهارات ارتباط برقرار کند.نکته دیگر اینکه متاسفانه در دورههای قبل برخی از چهرههای سیاسی از همین روش جهت توجهگیری از افکارعمومی استفاده میکردند و سخنان چندپهلو، ابهامدار و تندی را مطرح میکردند اما بعد از مدتی که فضای سیاسی بهم میریخت عنوان میکردند که منظور آنان چنین مفهومی نبوده و برداشتها در این حوزه درست نبوده است.
اما موضوع اینجاست که فضای سیاسی چه در جرگه افراد همسو و چه در میان منتقد یک برداشت سیاسی با محور سخنان این افراد داشته است. از این نظر بعضا دیده میشود برخی از سیاستمداران مسئولیت سخنانی که شامل نوع بازتاب آن نیز میشود را عهدهدار نمیشوند.خصوصا در این دوره زمانی که ضدانقلاب و کشورهای بیگانه نیز با راهاندازی رسانههای متعدد سعی دارند فضای افکارعمومی کشورمان را مخدوش کنند از یک سیاستمدار انتظار میرود که سیاستمدارانه سخن بگوید و نسبت به تبعات سخنانش هوشیار باشد.
به هر جهت، مسئله امروز بیش از آنکه دعوای واژهها باشد، مسئله مسئولیت در برابر افکار عمومی و منافع ملی و بسته فکری است که به جامعه ارسال میشود. سیاستمداران در این دوره که دشمن سعی دارد اختلافات میان مسئولان ایرانی را پررنگ و القاء کند باید با حساسیت و شفافیت بیشتری سخن بگویند.



