به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
مراد ویسی، کارمند و مجری شبکه فارسیزبان اینترنشنال به تازگی در کانال یوتیوب خود، از دوره پهلوی تمجید کرده و مدعی شده که مردم در آن دوران، شرایط بسیار خوبی از لحاظ اقتصادی داشتهاند.اما مشکل مراد ویسی این است که دقیقاً روی مواردی دست گذاشته که دهها و شاید صدها فکت برای ردّ ادعاهای او وجود دارد و صرفاً با نشاندادن چند صفحه از روزنامههای زمان شاه و منابع معتبر تاریخی، نادرستیِ حرفهایش مشخص میشود.
وضعیت مسکن، معیشت، قدرت خرید مواد غذایی، ارزش پاسپورت و عزت و احترام مردم ایران میان دیگر کشورها در دوره پهلوی، گزارههایی هستند که مراد ویسی به آنها اشاره میکند و با تکیه بر این موارد، رویای عصر مثلاً طلاییِ زمان شاه را به مخاطبانش عرضه میکند.
۹۰ درصد حقوق یک کارمند برای اجاره خانه در سال ۵۵
مراد ویسی در میان صحبتهای خود، چندین بار از وضعیت مسکن سخن میگوید و ادعا میکند که خانهدارشدن در ذوره پهلوی بسیار آسان بود؛ اما سخنان اسناد تاریخی و سخنان شخص محمدرضا پهلوی در اینباره، خلافِ ادعای ویسی را نشان میدهد.
محمدرضا پهلوی در دیدار سالانه با «گروه بررسی مسائل ایران» در ۲۱ خرداد ۱۳۵۶، درباره موضوع مسکن گفته: «مطالبی هم هست که میگویند مسائل روز است. مثل موضوع مسکن.موضوع مسکن را ـ حالا نظامی باشید یا غیرنظامی ـ در هر جایی که من رفتم و هر وقت که سؤالی کردم، اشکال هر دو، نظامی یا غیر نظامی، این بوده ـ حالا این مطلب ۲ سال پیش است و اکنون بدتر هم شده ـ که ما ۵۰ درصد حقوقمان را باید بدهیم برای مسکن! این البته غیر قابل قبول است.آن موقع [یعنی در گذشته] ما فکر میکردیم که ۱۰ تا ۱۵ درصد باید برای هزینه مسکن پرداخت شود؛ البته شاید آن روزها دیگر گذشته و امروز نمیشود همان امیدها و آرزوها را داشت، ولی دیگر نه ۵۰ درصد حقوق و شاید امروز بیشتر».
جالب توجه است که «روزنامه اطلاعات» در پنجم تیر ماه سال ۱۳۵۵، گزارشی را با عنوان «با حقوق ماهی ۳ هزار تومان باید برای دو اتاق معمولی ۳ هزار تومان کرایه داد» ارائه کرده که اوضاع مسکن در آن مقطع را نشان میدهد.این روزنامه نوشته است: «در سمینار مسئولان امور اقتصادی و دارایی، ۴۵۰ میلیون ریال برای امور رفاهی کارمندان در نظر گرفته شد و مقرر گردید این مبلغ تدریجاً افزایش یابد. با این امکانات باید مسأله مسکنِ کارمندان در درجه اول مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا بهای زمین و ساختمان و در نتیجه کرایه خانه، طوری بالا رفته که محال است امروز یک کارمند دولت به آسانی بتواند ماوی و مسکنی برای خود تدارک کند.سناتور حسیندها در تعقیب این سخنان گفت: برای دو اتاق معمولی بیش از ۲۰ هزار ریال در ماه، کرایه باید پرداخت که تازه با این قیمت هم به سهولت(آسانی) پیدا نمیشود. با این ترتیب، کارمندی که ۲۰ هزار یا ۳۰ هزار ریال در ماه حقوق میگیرد چگونه میتواند خانهای اجارهای پیدا کند و اجاره آن را بپردازد؟ سابقاً حداکثر صدیبیست حقوق یک کارمند را برای کرایه خانه منظور میکردند؛ اما امروز بهکلی وضع تغییر کرده و با ۹۰ درصد حقوق هم نمیتوان مسکن تهیه کرد.بهطور قطع، دولت باید برای کارمندان خود چه شاغل و بازنشسته به فکر مسکن باشد. این همه اراضی موات در اختیار وزارت مسکن و شهرسازی است؛ این اراضی را بین کارمندان تقسیم کنید تا از بانک رهنی وام با بهره کم دریافت کنند و برای خود خانه بسازند. چنانچه هر وزارتخانهای در این کار رأساً اقدام کند و تأمین مسکن کارمندان خود را در رده اولِ اهمیت قرار بدهد، خیلی از مشکلات حل خواهد شد». (روزنامه اطلاعات، ۵ تیر ۱۳۵۵، صفحه ۷.)
مردمی که با سوءتعذیه درگیر بودند
بخشی دیگر از صحبتهای مراد ویسی به قدرت خرید مواد غذایی اشاره دارد؛ بهگونهای که ادعا میشود وضع تغذیه مردم در دوره پهلوی بسیار مطلوب بوده.اما این درحالی است که در آن زمان، وضعیت معیشتی مردم به حدی تأسفآور بود که دکتر «جان فوران» استاد جامعهشناسی دانشگاه کالیفرنیا در کتاب خود نوشته است: «۶/۶ میلیون نفر از مردم ایران بین سالهای ۵۱ و ۵۶ دچار سوءتغذیه بودند». (مقاومت شکننده، جان فوران، صفحه ۴۷۷.)
برای ویزا باید پشت دیوار سفارت بخوابیم!
یکی دیگر از مسائلی که مراد ویسی پیش میکشد، موضوع ارزش پاسپورت است. وی مدعی است که در حال حاضر، ایرانیان برای دریافت ویزا با سختی زیادی مواجه هستند، مجبورند پشت دیوار سفارتخانهها بخوابند و میگوید در زمان شاه چنین چیزی وجود نداشته است.اما در این زمینه هم بر خلاف آنچه که در اذهان عمومی تصور میشود و جریان رسانهای فارسیزبان خارجی ادعا میکنند، گزارشهای متعددی وجود دارد که نشان میدهد اتفاقاً، مقوله «پشت سفارتخوابی» متعلق به همان دوره پهلوی است.
بهطور مثال، روزنامه اطلاعات در ۱ شهریور ۱۳۵۵، نوشته است که «برای گرفتن ویزا، صدها دانشجو، پشت سفارت آمریکا میخوابند!».
گزارش روزنامه اطلاعات در تاریخ مذکور، حاکی از آن است که دانشجویان همراه با رختخواب پشت سفارت آمریکا میخوابیدند.در این گزارش، چنین آمده است: «هنوز هم صدها جوان ایرانى مشتاق تحصیل در آمریکا، مجبورند براى گرفتن نوبت ورود به بخش ویزاى دانشجونى سفارت آمریکا، شب تا صبح را روی بیادهروى خیابان تختجمشید پشت سفارت آمریکا بخوابند.در حالی که روزبهروز تعداد داوطلبان تحصیل در دانشگاههای آمریکا فزونى میگیرد، ولى با وجود قولهاى مکرر، سفارت آمریکا هنوز هم نتوانسته فرمول مناسبى جهت حل مسأله پیدا وارائه کند. بنابراین تا موقعی که کنسولگرى سفارت آمریکا دست به گسترش امکانات یخش صدور ویزاى دانشجونى نزند، متأسفانه هر شب چنین صحنههایی که چندان هم خوشایند نیست را باید شاهد بود».
در ادامه این گزارش، درباره وضعیت یکی از دانشجوها نوشته شده است: «با یک پتو و یک متکا شب را در پشت دیوار سفارت آمریکا در تهران به صبح رسانده است تا ویزای خود را برای عزیمت به آمریکا تمدید کند؛ او یکی از دهها جوانی است که چند شب و چند روز است در پشت دیوار سفارت آمریکا اطراق کرده تا نوبت ورود به سفارت به او برسد.تمدید و یا دریافت ویزا برای عزیمت به آمریکا برای گروه بیشمار جوانان دانشجویان یا مشتاقان تحصیل در این کشور، در تهران به صورت یک مشکل و یک مسأله روز درآمده است». (روزنامه اطلاعات، ۱ شهریور ۱۳۵۵، صفحه
۵.)
احترامی که هرگز نداشتیم؛ اخراج ایرانیها با کامیون حمل زباله
در لابهلای این توصیفات افسانهای مراد ویسی از دوره محمدرضا پهلوی ـ که روی دهه پنجاه تکیه دارد ـ میبینم این ادعا نیز مطرح میشود که «ایرانیان زمان شاه از احترام و عزت ویژهای در دنیا برخوردار بودند».هرچند این ادعا نیز در سالهای گذشته با روی کار آمدن شبکههای اجتماعی همواره تکرار شده و به نحوی در افکار عمومی جا خوش کرده است؛ اما در اینباره هم گزارههای زیادی وجود دارد که از تحقیر مردم کشورمان توسط بیگانگان، در آن دوران حکایت دارد.
در یکی از موارد که کمتر به آن پرداخته شده، اخراج صدها خانواده ایرانی از عراق در سال ۱۳۵۰ است. پس از به قدرت رسیدن حزب بعث عراق به سرکردگی حسنالبکر ـ که صدام جانشین او بود ـ درگیریهایی میان ایران و عراق به وقوع پیوست.در پی این اختلافات، بعثیها ـ آن هم درست زمانی که حکومت شاه همواره در حال خرید تسلیحات از غربیها بهویژه آمریکاییها بود و ارتش را تقویت میکرد ـ رژیم بعث دست به اخراج ایرانیان ساکن عراق زد.گزارشهای تلویزیونی ایران در آن زمان، حاکی از آن است که ایرانیها نه تنها از احترام و عزت برخوردار نبودند، بلکه به شکلی تحقیرآمیز از عراق اخراج شدند و با کامیونهای حمل زباله به ایران انتقال یافتند.اما نکته تأسفبار از این سخنان مراد ویسی درباره شرایط ایران و ایرانی در دوره پهلوی، این است که یک مورد هم وجود ندارد که بتوان آن را با فکتهای تاریخی تطبیق داد و آن را تأیید کرد. به عبارتی میتوان گفت که تکتک «ادعاهای اینترنشنالیِ مراد» به واقعیت و حقیقت، حتی نزدیک هم نیستند.



