به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
روایت نوسانی دونالد ترامپ درباره ایران دیگر فقط موضوع تحلیل رسانههای ایرانی نیست؛ حتی یک رسانه غربی نیز به این الگوی تکرارشونده اشاره کرده است. یورونیوز با مرور مواضع رئیسجمهور آمریکا نوشت که ترامپ از زمان آغاز جنگ آمریکا علیه ایران بارها تهران را به حملات گسترده و نابودی زیرساختها تهدید کرده، اما اندکی بعد لحن خود را تغییر داده یا از تشدید درگیری فاصله گرفته است. این رسانه حتی ۱۰ نمونه از این تغییر مواضع را برشمرده و آن را الگویی تکراری توصیف کرده است.

یورو نیوز نوشت: «ترامپ بارها مدعی پیروزی شده و گفته است که توان نظامی ایران به طور کامل نابود شده، اما پس از آن، زمانبندی جنگ را تغییر داده یا بار دیگر تهران را به حملات بیشتر تهدید کرده است.»این رسانه اروپایی مطرح کرد:« او روز ۱۷ ژوئن از رهبران جدید ایران به عنوان افرادی «بسیار باهوش» و «به مراتب کمتر افراطی» نسبت به مقامهایی که در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شدند، یاد کرد. اما کمتر از یک ماه بعد، در ۸ ژوئیه، لحن خود را تغییر داد و گفت: «دیگر نمیخواهم با آنها سر و کار داشته باشم.»
این رسانه غربی با شمارش لاف زدن ها و تهدیدات مکرر ترامپ و عقب نشینی وی نوشته است: « دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در سالهای اخیر برخی از شدیدترین تهدیدهای علنی درباره اقدام نظامی را در میان رؤسای جمهوری معاصر ایالات متحده مطرح کرده است؛ تهدیدهایی که در بسیاری از موارد، اندکی بعد از آنها عقبنشینی کرده یا لحن خود را تغییر داده است.»

یکی از کاربران انگلیسی زبان هم در همین راستا نوشت:«این وضعیت دیگر واقعاً خستهکننده شده است؛ احتمالاً این دهمین باری است که او از زمان آغاز جنگ چنین کاری میکند؛ تهدید به یک حمله سنگین و سپس عقبنشینی، نشاندهنده ضعف شدید است... غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ برای او یک مزیت راهبردی محسوب میشد، اما در حال حاضر، او شاید قابلپیشبینیترین مرد تاریخ باشد...»
اگر استراتژی موسوم به «مرد دیوانه» بر این ایده استوار بود که حریف با غیرقابلپیشبینی بودن رهبر آمریکا دچار تردید و محاسبه اشتباه شود، تکرار مداوم تهدید و عقبنشینی میتواند اثر معکوس بگذارد.

در همین چارچوب، برخی تحلیلگران در ایران معتقدند که آمریکا پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی مورد انتظار، تمرکز خود را بیش از گذشته بر ایجاد فشارهای روانی، جنگ رسانهای و تلاش برای ایجاد اخلال اجتماعی قرار داده است.
از این منظر، هدف از تهدیدهای مکرر و فضاسازی رسانهای، اثرگذاری بر افکار عمومی و دامن زدن به التهابهای داخلی است. در مقابل، با حفظ انسجام داخلی و حضور میدانی مردم، این تلاشها در جریان جنگ نیز به نتیجه نرسیده و تا امروز خنثی شده است.



