به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
منطقه الرکبان در جنوب شرقی سوریه و در نزدیکی نقطه اتصال مرزهای سوریه، عراق و اردن، طی سالهای گذشته به یکی از نقاط استقرار و پشتیبانی نیروهای آمریکایی در چارچوب مأموریتهای فرماندهی مرکزی آمریکا تبدیل شده بود.این منطقه که در مجاورت پایگاه راهبردی التنف قرار دارد، میزبان مجتمعها و مواضع عملیاتی نیروهای آمریکایی بوده است؛ مواضعی که به دلیل ماهیت پیشرو و پراکنده خود، برخلاف پایگاههای بزرگ آمریکا در منطقه، دارای شناسه عمومی و معماری کلاسیک پایگاهی نیستند.
در جریان عملیات «نصر ۲»، این منطقه بهعنوان یکی از اهداف حملات ایران مطرح شد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شماره ۴۰ خود اعلام کرد که در موج ۲۴ این عملیات، مجتمع محل استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه الرکبان هدف قرار گرفته و تعدادی از نیروهای آمریکایی کشته شدهاند.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شماره ۴۰ مربوط به عملیات نصر ۲ خود اعلام کرد که در ادامه موج ۲۴ این عملیات، رزمندگان نیروی هوافضای سپاه، «مجتمع محل استقرار نیروهای ارتش آمریکا در منطقه الرکبان اردن» را هدف قرار دادهاند و شماری از نیروهای آمریکایی در این حمله کشته شدهاند.
الرکبان که در ظاهر منطقهای بیابانی و دورافتاده در شرق شام است، به دلیل مجاورت با پایگاه التنف و قرار گرفتن در یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی منطقه، طی سالهای اخیر به یکی از گرههای مهم حضور نظامی آمریکا تبدیل شده است؛ نقطهای که برای واشنگتن نقش دیدهبانی، پشتیبانی عملیاتی و اتصال به شبکه فرماندهی سنتکام را ایفا میکرد.هدف قرار گرفتن این منطقه، بار دیگر توجهها را به اهمیت راهبردی الرکبان و جایگاه آن در معماری نظامی آمریکا در غرب آسیا جلب کرده است؛ منطقهای که اگرچه از نظر وسعت محدود است، اما به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، در محاسبات امنیتی آمریکا جایگاهی فراتر از یک پایگاه کوچک دارد.
چرا یک نقطه بیابانی به مهرهای راهبردی برای آمریکا تبدیل شد؟
در جنوب شرقی سوریه و در نزدیکی محل اتصال مرزهای سوریه، عراق و اردن، منطقه الرُکبان در کنار پایگاه التنف به یکی از مهمترین نقاط حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا تبدیل شده است. اهمیت این منطقه نه به وسعت یا امکانات نظامی، بلکه به موقعیت ژئوپلیتیکی آن در کنترل یکی از مهمترین محورهای ارتباطی منطقه بازمیگردد.برخلاف پایگاههایی مانند العدید، الظفره و شیخ عیسی، التنف فاقد باندهای بزرگ پروازی و استقرار گسترده جنگندههاست و مأموریت اصلی آن بر دیدهبانی، عملیات ویژه، جمعآوری اطلاعات و کنترل تحرکات صحرای سوریه متمرکز است. این پایگاه در مجاورت عمق شرقی سوریه، مرزهای غربی عراق و شمال اردن قرار دارد و به همین دلیل یکی از حلقههای مهم شبکه حضور فرماندهی مرکزی آمریکا محسوب میشود.
الرکبان یک منطقه جغرافیایی و محل استقرار اردوگاه آوارگان سوری است، اما التنف پایگاه نظامی آمریکاست که از سال ۲۰۱۶ در نزدیکی آن ایجاد شد؛ بنابراین منظور از منطقه راهبردی الرکبان، مجموعهای شامل الرکبان، پایگاه التنف، محیط امنیتی اطراف و مسیرهای صحرای سوریه است.التنف نمونهای از الگوی جدید حضور آمریکا در سوریه به شمار میرود؛ پایگاهی کوچک اما تخصصی که مأموریتهایی همچون پشتیبانی از عملیات ضد داعش، آموزش نیروهای محلی، جمعآوری اطلاعات، کنترل تحرکات صحرای سوریه و حفاظت از منافع آمریکا در جنوب سوریه را بر عهده دارد؛ هرچند بسیاری از تحلیلگران اهمیت آن را فراتر از مأموریت ضدتروریسم ارزیابی میکنند.انتخاب التنف نیز بر سه عامل موقعیت مرزی، محیط باز صحرایی مناسب برای عملیات شناسایی، پهپادی و نیروهای ویژه و نزدیکی به مسیرهای زمینی راهبردی استوار بود. از همین رو، این پایگاه به بخشی از راهبرد آمریکا برای حفظ حضور محدود اما مؤثر در سوریه بر پایه پایگاههای کوچک، نیروهای تخصصی، شرکای محلی و برتری اطلاعاتی تبدیل شد.
از تولد التنف تا منطقه ۵۵ کیلومتری؛ معماری دفاعی آمریکا در جنوب سوریه
پایگاه التنف در سال ۲۰۱۶ و در چارچوب راهبرد جدید آمریکا برای حضور محدود اما مؤثر در سوریه ایجاد شد؛ راهبردی که بهجای استقرار گسترده نیروهای رزمی، بر ایجاد پایگاههای کوچک در نقاط راهبردی تکیه داشت. اگرچه مأموریت رسمی این پایگاه مقابله با داعش، آموزش نیروهای محلی، حمایت از عملیات ضدتروریسم و جلوگیری از بازگشت گروههای افراطی اعلام شد، اما قرار گرفتن آن در مجاورت سوریه، عراق و اردن، بهتدریج نقشی فراتر از مبارزه با داعش به آن بخشید.
برای حفاظت از این پایگاه، آمریکا حریم امنیتی ۵۵ کیلومتری را در اطراف التنف ایجاد کرد؛ محدودهای که با افزایش زمان هشدار، حفظ فضای مانور، جلوگیری از نزدیک شدن نیروهای مخالف و ارتقای امنیت پایگاه، نقش یک کمربند دفاعی را ایفا میکرد. این ساختار بر کنترل دسترسی زمینی، افزایش عمق دفاعی و ایجاد منطقه مانور اطلاعاتی استوار بود و امکان استفاده مؤثرتر از گشتهای زمینی، سامانههای دیدهبانی و تجهیزات شناسایی را فراهم میکرد.
در کنار این سازوکار، گروه مغاویر الثوره بهعنوان نیروی همکار محلی آمریکا فعالیت داشت و مأموریتهایی مانند عملیات زمینی محدود، تأمین امنیت پیرامونی، جمعآوری اطلاعات محلی و همکاری در عملیات ضد داعش را بر عهده میگرفت؛ مدلی که امکان حفظ حضور زمینی را بدون افزایش گسترده نیروهای آمریکایی فراهم میکرد.برخلاف پایگاههای بزرگ آمریکا مانند العدید، الظفره و شیخ عیسی که بر قدرت هوایی، دریایی و فرماندهی منطقهای متکی هستند، التنف یک پایگاه سبک، تاکتیکی و عملیات ویژه است که ارزش آن در موقعیت جغرافیایی، برتری اطلاعاتی، توان اجرای عملیات محدود و کنترل محیط پیرامونی نهفته است.از نگاه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، التنف بخشی از شبکه پایگاههای آمریکا در غرب آسیاست و در کنار پایگاههای هوایی خلیج فارس، مراکز دریایی بحرین، پایگاههای زمینی عراق و سوریه و مراکز پشتیبانی اردن، نقش یک گره زمینی در جنوب سوریه را ایفا میکند. به همین دلیل، واشنگتن با ایجاد منطقه امنیتی ۵۵ کیلومتری، این پایگاه کوچک را به یک گره عملیاتی امن و راهبردی در معماری امنیتی خود تبدیل کرد.
شناسنامه پایگاه و پرونده فنی الرکبان–التنف
الرکبان و پایگاه التنف را نمیتوان صرفاً بر اساس وسعت، شمار نیروها یا تجهیزات ارزیابی کرد. اهمیت این پایگاه از جایگاه آن در شبکه فرماندهی، اطلاعات و عملیات فرماندهی مرکزی آمریکا ناشی میشود. التنف بهعنوان یک پایگاه عملیاتی پیشرو ، حلقه اتصال نیروهای عملیات ویژه، شرکای محلی و شبکه اطلاعاتی آمریکا در جنوب سوریه است و نمونهای از راهبرد واشنگتن برای تکیه بر پایگاههای کوچک، تخصصی و شبکهمحور به جای استقرار گسترده نیروها به شمار میرود.در صورت بروز بحران منطقهای، التنف بیش از آنکه سکوی اجرای حملات گسترده باشد، نقش گره اطلاعاتی، فرماندهی میدانی، پشتیبانی از نیروهای ویژه، هماهنگی با نیروهای همکار و انتقال اطلاعات به سنتکام را بر عهده خواهد داشت.از همین رو، اهمیت آن بیش از توان رزمی مستقل، به موقعیت جغرافیایی، اتصال به شبکه فرماندهی و نقش اطلاعاتی و عملیاتی آن بازمیگردد و هرگونه تغییر در وضعیت این پایگاه میتواند بر بخشی از معادلات امنیتی جنوب سوریه و شبکه حضور آمریکا در غرب آسیا اثرگذار باشد.
پایگاه التنف در منطقه الرکبان واقع در استان حمص و جنوب شرقی سوریه و در مختصات تقریبی ۳۳°۳۱′ شمالی و ۳۸°۳۶′ شرقی قرار دارد. آمریکا از سال ۲۰۱۶ حضور نظامی خود را در این منطقه آغاز کرد و مأموریت رسمی آن را مقابله با داعش، آموزش نیروهای همکار و پشتیبانی از عملیات ائتلاف اعلام کرد. این پایگاه تحت فرمان فرماندهی مرکزی آمریکا فعالیت میکند و با همکاری گروه تروریستی مغاویر الثوره، در قالب یک پایگاه پیشرو با مأموریتهای اطلاعاتی، عملیات ویژه و پشتیبانی عمل میکند. همچنین، حریم امنیتی تقریبی ۵۵ کیلومتری پیرامون آن و قرار گرفتن در مجاورت مرزهای سوریه، عراق و اردن و گذرگاه التنف–الولید، جایگاه راهبردی این پایگاه را تقویت کرده است.
در روند تحولات این منطقه، سال ۲۰۱۶ آغاز استقرار نیروهای آمریکایی و ایجاد پایگاه التنف بود. در فاصله ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، نیروهای مغاویر الثوره آموزش دیده و حضور ائتلاف در منطقه تثبیت شد.در سال ۲۰۱۷ نیز حریم امنیتی ۵۵ کیلومتری پیرامون پایگاه ایجاد شد. طی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ مأموریتهای ضد داعش، آموزش نیروهای محلی و همزمان حملات راکتی و پهپادی به این منطقه ادامه یافت و از ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ نیز آمریکا ضمن حفظ حضور محدود خود در چارچوب مأموریتهای ائتلاف، بخشی از آرایش نیروهایش در سوریه را بهصورت تدریجی بازآرایی کرد.
کالبد نظامی التنف؛ ساختار فرماندهی، نیروها و توان عملیاتی پایگاه سایهای آمریکا
برخلاف پایگاههای بزرگ آمریکا که بر قدرت هوایی و استقرار گسترده نیرو متکی هستند، التنف بر پایه الگوی عملیات ویژه شکل گرفته است؛ الگویی که در آن نیروی محدود، برتری اطلاعاتی و تحرک بالا جایگزین حضور گسترده نیروهای رزمی میشود.اگرچه جزئیات رسمی ساختار داخلی پایگاه منتشر نشده، اما بر اساس الگوی پایگاههای مشابه، سازمان عملیاتی آن شامل چهار بخش اصلی سامانه فرماندهی و کنترل برای هماهنگی مأموریتها، نیروهای عملیات ویژه آمریکا برای شناسایی، آموزش و اجرای عملیات محدود، نیروهای محلی مغاویر الثوره برای امنیت پیرامونی و گشتزنی، و بخش اطلاعات و شناسایی برای ایجاد آگاهی مستمر از محیط عملیاتی است.
این توان اطلاعاتی با استفاده از ارتباطات امن، تجهیزات شناسایی و پهپادها تکمیل میشود؛ پهپادهایی که وظیفه مراقبت از محدوده پایگاه، رصد مسیرهای صحرایی، شناسایی تحرکات و انتقال دادههای لحظهای را بر عهده دارند.هرچند فهرست رسمی تجهیزات التنف اعلام نشده است، اما چنین پایگاهی معمولاً به خودروهای تاکتیکی و زرهی سبک، سامانههای ارتباط ماهوارهای، شبکههای انتقال داده و تجهیزات مراقبت و هشدار پیرامونی مجهز است.محدودیت اصلی این پایگاه، وابستگی به خطوط پشتیبانی برای تأمین سوخت، تجهیزات و پشتیبانی هوایی یا زمینی در محیط دورافتاده صحرای سوریه است؛ با این حال، ارزش عملیاتی آن از سرعت واکنش، ظرفیت اطلاعاتی و توان هماهنگی با شبکه گستردهتر آمریکا ناشی میشود.
الرکبان و سنتکام؛ جایگاه التنف در شبکه فرماندهی آمریکا
فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) برای مدیریت عملیات خود در غرب آسیا به شبکهای از پایگاههای هوایی، دریایی و زمینی متکی است که هر یک نقش مشخصی در فرماندهی، اطلاعات، پشتیبانی و عملیات دارند. در این میان، التنف برخلاف پایگاههایی مانند العدید، الظفره و بحرین، یک گره عملیاتی پیشرو در جنوب شرقی سوریه است که اهمیت آن از موقعیت جغرافیایی، توان اطلاعاتی و پشتیبانی از نیروهای همکار ناشی میشود.این پایگاه امکان رصد تحرکات گروههای مسلح، پایش صحرای سوریه، مسیرهای ارتباطی عراق و سوریه و فعالیتهای مرزی را برای آمریکا فراهم میکند. از نگاه برخی تحلیلگران، حضور واشنگتن در التنف با هدف رصد و محدودسازی مسیر زمینی ایران، عراق، سوریه و لبنان نیز ارزیابی میشود، هرچند آمریکا مأموریت رسمی آن را مبارزه با داعش و حمایت از امنیت منطقه عنوان کرده است.
در صورت تشدید تنش میان ایران و آمریکا، التنف به دلیل نبود زیرساختهای بزرگ هوایی، محدود بودن نیروها و فاصله جغرافیایی گزینه مناسبی برای اجرای حملات گسترده نیست؛ اما میتواند بهعنوان یک گره اطلاعاتی و پشتیبانی در حوزه جمعآوری اطلاعات، هشدار زودهنگام، حفظ ارتباطات، هماهنگی عملیات سنتکام و پشتیبانی از نیروهای مستقر در عراق و سوریه ایفای نقش کند.در مقابل، ابعاد کوچک، موقعیت نسبتاً منزوی، وابستگی به خطوط پشتیبانی و آسیبپذیری در برابر پهپادهای انتحاری، حملات ترکیبی و راکتهای کوتاهبرد از مهمترین نقاط ضعف این پایگاه به شمار میرود.در مجموع، ارزش راهبردی الرکبان و التنف بیش از آنکه به توان تهاجمی وابسته باشد، از نقش اطلاعاتی، موقعیت جغرافیایی و جایگاه آن در شبکه عملیاتی سنتکام ناشی میشود.
گره ژئوپلیتیکی رقابت قدرتها در غرب آسیا
اهمیت الرکبان و پایگاه التنف بیش از آنکه به تعداد نیروها یا تجهیزات وابسته باشد، از جغرافیا ناشی میشود. این منطقه در مجاورت مرزهای سوریه، عراق و اردن قرار دارد و بهعنوان یک گره ارتباطی راهبردی (Strategic Chokepoint)، بر اشراف اطلاعاتی، تحرک نیروها و آزادی عمل عملیاتی اثر میگذارد.قرار گرفتن در مثلث مرزی، امکان رصد همزمان تحولات سه جبهه، نظارت بر مسیرهای مواصلاتی صحرای سوریه و افزایش انعطاف عملیاتی را فراهم میکند. همچنین، ویژگیهای صحرای شام شامل میدان دید وسیع، موانع طبیعی محدود و قابلیت بهکارگیری سامانههای شناسایی زمینی و هوایی، این منطقه را به محیطی مناسب برای عملیاتهای ویژه، گشتهای دوربرد و مأموریتهای اطلاعاتی تبدیل کرده است.
یکی دیگر از عناصر مهم منطقه، گذرگاه مرزی التنف است که در سمت عراق به گذرگاه الولید متصل میشود. این گذرگاه یکی از مسیرهای رسمی ارتباط زمینی میان سوریه و عراق است و اشراف بر محیط پیرامونی آن، ارزش اطلاعاتی و لجستیکی قابل توجهی ایجاد میکند.الرکبان در عین حال به یکی از نقاط اصطکاک بازیگران منطقهای تبدیل شده است؛ آمریکا آن را پایگاهی برای حضور محدود، جمعآوری اطلاعات و پشتیبانی از عملیات میداند، دولت سوریه حضور نیروهای خارجی را نقض حاکمیت خود تلقی میکند و اردن و عراق نیز آن را از منظر امنیت مرزهای مشترک و ثبات منطقهای دنبال میکنند.
در چارچوب جنگهای شبکهمحور، ارزش التنف بیش از کنترل سرزمین، در اشراف اطلاعاتی، پشتیبانی از مأموریتهای محدود و حفظ حضور راهبردی آمریکا نهفته است. این پایگاه نیز بهصورت مستقل عمل نمیکند و برای تداوم فعالیت خود به شبکه پشتیبانی شامل پایگاههای آمریکا در اردن، مراکز پشتیبانی عراق، شبکه حملونقل هوایی ائتلاف و سامانههای فرماندهی و کنترل سنتکام متکی است.از منظر نظامی، حذف التنف لزوماً توان عملیاتی آمریکا را از بین نمیبرد، اما میتواند حضور مستقیم واشنگتن در جنوب شرقی سوریه، اشراف اطلاعاتی، انعطاف عملیاتی و بخشی از شبکه دیدهبانی پیشرو را کاهش داده و بخشی از مأموریتهای آن را به سایر پایگاهها یا سامانههای هوایی منتقل کند.در مجموع، الرکبان و التنف بیش از آنکه یک پایگاه یا منطقه مرزی باشند، گرهای ژئوپلیتیکی و اطلاعاتی در شبکه عملیاتی آمریکا هستند؛ نقطهای که اهمیت آن از موقعیت جغرافیایی، اتصال به شبکه سنتکام و نقش آن در معادلات امنیتی غرب آسیا سرچشمه میگیرد.
توان رزمی، آسیبپذیریها و سناریوهای عملیاتی
التنف یک پایگاه پیشرو است که ارزش آن بیش از توان رزمی مستقل، به اتصالش با شبکه فرماندهی، اطلاعات و پشتیبانی سنتکام وابسته است. این پایگاه برای عملیات تهاجمی گسترده طراحی نشده و فاقد باندهای مناسب برای استقرار دائمی جنگندههای سنگین، انبارهای بزرگ مهمات، یگانهای زرهی سنگین و سامانههای پدافند لایهای است.کارکرد اصلی التنف بر حفظ آگاهی اطلاعاتی، پشتیبانی از نیروهای عملیات ویژه، هماهنگی با نیروهای همکار و دفاع اولیه از پایگاه استوار است. حفاظت از آن نیز با سامانههای مراقبت زمینی، تجهیزات اپتیکی و حرارتی، پهپادهای شناسایی، مواضع دفاعی، خودروهای رزمی سبک و سامانههای مقابله با تهدیدات کوتاهبرد انجام میشود، هرچند ترکیب دقیق این سامانهها بهصورت رسمی اعلام نشده است.
مهمترین نقاط ضعف التنف انزوای جغرافیایی، وابستگی به خطوط پشتیبانی، ظرفیت محدود استقرار نیرو و آسیبپذیری در برابر حملات پهپادی، راکتی، نفوذ گروههای کوچک و حملات ترکیبی است. در صورت تشدید بحران، محتملترین سناریوها شامل تقویت پایگاه، فشار بر خطوط لجستیکی و انتقال بخشی از مأموریتهای اطلاعاتی و عملیاتی به سایر پایگاهها یا سامانههای هوابرد خواهد بود.با وجود اصل افزونگی در معماری سنتکام، از دست رفتن التنف به معنای فروپاشی شبکه آمریکا نیست، اما میتواند حضور مستقیم واشنگتن در جنوب شرقی سوریه، اشراف اطلاعاتی و انعطاف عملیاتی را کاهش دهد. از همین رو، اهمیت این پایگاه بیش از توان رزمی آن، در جایگاهش بهعنوان یک گره اطلاعاتی و عملیاتی در شبکه منطقهای سنتکام تعریف میشود.
ضربات ایران به این پایگاه؛ از نقطه امن آمریکا تا میدان آسیبپذیر
پایگاه التنف و منطقه الرکبان طی سالهای گذشته در نگاه آمریکا یکی از نقاط کمهزینه اما پرارزش حضور نظامی در سوریه بود؛ پایگاهی کوچک که با تکیه بر موقعیت جغرافیایی، اطلاعات میدانی و اتصال به شبکه سنتکام، نقش یک گره عملیاتی پیشرو را ایفا میکرد.اما حملات اعلامشده علیه این منطقه نشان داد که پایگاههای کوچک آمریکا در غرب آسیا، برخلاف تصور گذشته، از مصونیت کامل برخوردار نیستند.
گسترش توانمندیهای موشکی و پهپادی بازیگران منطقهای، معادله امنیتی پایگاههای آمریکا را تغییر داده و حتی نقاطی که به دلیل فاصله جغرافیایی و محیط بیابانی، امن تصور میشدند، در معرض تهدید قرار گرفتهاند.بر اساس اعلام سپاه پاسداران، در جریان عملیات نصر ۲، مجتمع استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه الرکبان هدف قرار گرفته است؛ اقدامی که در چارچوب روایت ایران، بخشی از پاسخ به حضور و عملیاتهای نظامی آمریکا در منطقه محسوب میشود.
از منظر راهبردی، اهمیت این حمله فراتر از یک نقطه جغرافیایی است؛ چراکه الرکبان نمادی از مدل جدید حضور آمریکا در غرب آسیاست؛ مدلی که بر پایگاههای کوچک، نیروهای محدود و برتری اطلاعاتی تکیه دارد. هدف قرار گرفتن چنین نقاطی نشان میدهد در محیط امنیتی جدید منطقه، فاصله جغرافیایی و کوچک بودن یک پایگاه، الزاماً به معنای مصونیت آن نیست.به این ترتیب، الرکبان از یک پایگاه کمسر و صدا در صحرای شام، به یکی از نقاطی تبدیل شده که تقابل راهبردی ایران و آمریکا در آن بازتاب پیدا میکند؛ نقطهای که آینده آن همچنان به معادلات بزرگتر امنیتی غرب آسیا وابسته خواهد بود.



