به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
خون بیش از ۸۰۰ شهید و مجروح روی آسفالت خیابانهای داغ تهران در تیرماه ۱۳۳۱ (۷۴ سال قبل) ریخته شده بود. تانکها مقابل مجلس صف کشیده بودند.
احمد قوام، نخستوزیر (پنج روزه) که با بیانیهای مغرورانه و شعار «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» پا به میدان گذاشته بود، و با تهدید مردم اعلام کرده بود: «ایران دچار درد عمیقی شده و با داروهای مخدر درمانپذیر نیست، دوره عصیان سپری شده و روز اطاعت از قانون فرا رسیده است… وای به حال کسانی که در راه تندرویهای بیرویه گام برمیدارند»، ساعت هفت عصر همان روز تسلیم شد و از تهران فرار کرد.
محمدرضا پهلوی و مستشاران واشنگتن و لندن گمان میکردند با پذیرش استعفای محمد مصدق و بازگرداندن قوامالسلطنه، کار نهضت ملی تمام است، اما خروش مردم محاسباتشان را به هم زد. امروز سالگرد قیام ۳۰ تیر است.
درست در روزهایی که کاخ سفید همچنان با تحریم، فشار اقتصادی و کارشکنیهای دیپلماتیک و جنگ سعی در تضعیف استقلال ایران دارد، ۳۰ تیر یک درس زنده است: مستکبران هرگز تغییر نکردهاند، آنها فقط نقاب خود را عوض میکنند.
.png)
.png)
ریشه بحران پافشاری بر یک اصل حاکمیتی بود؛ مصدق اصرار داشت تعیین وزیر جنگ باید در اختیار نخستوزیر باشد تا ارتش به ابزار دست دربار تبدیل نشود، اما محمدرضا پهلوی ارتش را ملک طلق خود میدانست، به همین خاطر مصدق مجبور به استعفا شد.
بلافاصله، اشرف پهلوی به عنوان مهره اصلی دربار برای چیدمان کابینه جدید وارد تهران شد. علیاصغر امیرانی، مدیر وقت نشریه خواندنیها، درباره آن ساعات مینویسد: «والاحضرت اشرف چند روز قبل از حوادث خونین سیام تیر وارد تهران شد و با قوامالسلطنه تماس گرفت و با نمایندگان مجلس برای زمینهسازی و تحمیل حکومت انگلیسی… به تکاپو پرداخت.»
این جابهجایی دقیقاً با چراغ سبز انگلیس و آمریکا انجام شد؛ روزنامه فرانسوی «پاری پرس» بیست روز پیش از واقعه ۳۰ تیر فاش کرده بود: «انگلیسیها و آمریکاییها بیشتر از همه به قوامالسلطنه معتقدند… فقط یک مرد قوی مانند قوامالسلطنه میتوانست بعد از سقوط مصدق، آتش احساسات مردم را فرو نشاند و با دول غرب سازش کند.»
.png)
اما پاسخ بطن جامعه به این گستاخی، فراتر از تصور استعمارگران بود. آیتالله کاشانی با صدور بیانیهای، نقاب از چهره قوام کشید و گفت: «سیاستی که قرون متمادی دولتهای مزدور را بر سر کار میآورد، بالاخره حکومت دکتر مصدق را که بزرگترین سد راه خیانت خود میدانست برکنار و درصدد برآمد عنصری را که در دامان دیکتاتوری و استبداد پرورش یافته… برای چندمین بار بر مسند خدمتگزاران واقعی بگمارد.» او صراحتاً از عموم مردم خواست تا در این جهاد اکبر کمر همت ببندند.
از اولین ساعات روز ۳۰ تیر، تهران وضع یک شهر اشغال شده را داشت. اکثر خیابانها مخصوصاً آنهایی که به مجلس شورا ختم میشد در محاصره نیروهای پلیس و نظامی و تانکها و زرهپوشها بود.
از بازار تهران تا کارخانجات چیتسازی، راهآهن و پالایشگاه آبادان همگی به اعتصاب پیوستند. در خیابان اکباتان تهران که از همان روز به «خیابان ملت» مشهور است، مردم سینه خود را سپر گلوله کردند.
مقاومت چنان بیباکانه بود که نیروهای نظامی را دچار لرزش کرد؛ تا جایی که خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: «نزدیک میدان توپخانه سه هزار نفر از مردم به طرف یک تانک حملهور شدند ولی سربازان و مردم به جای آنکه یکدیگر را مضروب و مجروح سازند، همدیگر را در آغوش گرفتند و بوسیدند.»
.png)
با درخشش قیام ۳۰ تیر و عقبنشینی قوام، مصدق به قدرت بازگشت و رأی دادگاه لاهه به نفع ایران مبنی بر عدم صلاحیت آن دادگاه در رسیدگی به قضیه نفت ایران نیز به ایران رسید و این پیروزی را تکمیل کرد.
محمد رضا پهلوی نیز که سرکردگی جیرهخواران استعمار را بر عهده داشت مفتضحانه عقب نشینی کرد،
اما کانون اصلی توطئهها پاکسازی نشد و مستشاران آمریکایی در ارتش باقی ماندند؛ همانهایی که به نوشته جراید وقت به نظامیان ایرانی میآموختند: «شیوه فرانسوی یعنی تیراندازی به طرف پا کهنه شده؛ باید شیوه آمریکایی به کار برد و مستقیماً مغز و قلب را هدف قرار داد تا مردم بدانند شما شوخی نمیکنید.»
.png)
واشنگتن و لندن که منافع خود را در خطر میدیدند، در قالب پیام مشترک ترومن-چرچیل، طرحی فریبنده برای غرامت نفت پیشنهاد دادند که جوهره آن، احیای قرارداد استعماری ۱۹۳۳ بود. مصدق پس از قرائت آن گفت: «من شرم دارم این پیشنهاد را بخوانم تا چه رسد به قبول آن.»
او بعدها در پیامی فاش کرد که بریتانیا عملاً «بابت منافعی که اگر شرکت سابق به کار خود در ایران ادامه میداد و غارت گذشته همچنان دوام داشت ممکن بود استفاده کند، از ما غرامت مطالبه میکرد.»
بعد از قیام ۳۰ تیر اژدهای استعمار نمرده بود؛ فقط چند قدم عقب نشست تا لایه به لایه، با کارشکنیهای کانون افسران بازنشسته زاهدی و چاقوکشان جیرهخوار، زمینه شبیخون نهایی را در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فراهم کند.
امروز نیز همان جبهه استکبار با همان فرمولِ «فشار اقتصادی، ایجاد آشوب داخلی و پیشنهاد مذاکره فریبکارانه» در حال توطئه علیه استقلال ایران است. ۳۰ تیر به ما یادآوری میکند که نظام سلطه و در رأس آن آمریکا، تغییرپذیر نیستند و تنها سد محکم در برابر این جنگ همهجانبه، تکیه بر اراده هوشیار ملت و ایستادگی بر اصول حاکمیتی است.



