شنبه 14 شهريور 1405 - Sat 05 Sep 2026
  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • عاصم منیر، حاکم واقعی پاکستان شد؟

  • تجاوزات صهیونیست‌ها با همدستی آمریکا ادامه دارد

  • چگونه می‌توان جنگ اقتصادی را برای آمریکا پرهزینه کرد؟

  • تهدیدهای ترامپ بیشتر در حد عملیات روانی است

  • علی‌الطاهر قبل از سقوط درگیر روایت صهیونیستی شد

  • تکذیب حمله به تاسیسات هسته‌ای اصفهان

  • آیین راهپیمایی نور در بخارست / عکس

  • یک سلبریتی جایگزین نوید محمدزاده در نمایش آرش

  • طحان‌نظیف: انتخابات شوراها تمام الکترونیک برگزار می‌شود/ تأیید طرح ملی «توسعه هوش مصنوعی»

  • پرداخت معوقات بازنشستگان به کجا رسید؟

  • علل بروز سرطان‌ در ایران چیست؟

  • کمک خرس مادر به دو توله‌اش برای عبور از حصار / فیلم

  • تصویر لیلا حاتمی در «بُت»

  • آینده مبهم ستاره مهاجم خارجی استقلال

  • جرئت داری بیا بین مردم مبعوث‌‌ شده!

  • قیمت موبایل‌ امروز شنبه ۱۴ شهریور

  • شنیده شدن صدای انفجار در اطراف جزیره خارگ

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 426994
    تاریخ انتشار: 22/خرداد/1405 - 13:32

    اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

    اصفهان، روزگاری نه فقط پایتخت صفویان که پایتخت اندیشه و دیانت ایران بود؛ شهری که هنوز هم در سنگ‌فرش‌هایش، صدای قدم‌های این بزرگان شنیده می‌شود.

    اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،

    اینجا شهری است که در هر کوچه و مدرسه‌اش، عالمی قد کشیده که مسیر تاریخ تشیع را از حجره‌های مدرسه صدر تا شب‌های پرشور تخت فولاد روایت کرده است. اصفهان، قرن‌هاست خاستگاه مردانی است که یکی فلسفه را به حوزه بازگرداند، یکی مرجع ساز شد، یکی پرچم‌دار حمایت از کالای ایرانی شد و دیگری هزینه ایستادن مقابل قدرت را با تبعید پرداخت.امروز تخت فولاد، روایت خاموش همین مردان است؛ عالمانی که هر کدام فصلی از تاریخ اصفهان را نوشتند.
     
     
     
    وقتی یک نگاه، سرنوشت را عوض کرد
    روزی در چهارباغ اصفهان، جوانی اهل موسیقی در جست‌وجوی ساز بود؛ اما سرنوشت برای او طرح دیگری داشت. معماری باشکوه مدرسه صدر، نگاهش را ربود و نهیب یک درویش، زندگی‌اش را زیرورو کرد. همان روز، تار را کنار گذاشت و به حجره‌ای رفت؛ همان جا بود که میرزا جهانگیرخان قشقایی متولد شد.در روزگاری که فلسفه در حوزه‌ها با حساسیت و مخالفت روبه‌رو بود، او آرام و بی حاشیه این علم را تدریس کرد؛ آن‌چنان عمیق و هوشمندانه که حتی مخالفان نیز نتوانستند مانعش شوند. بسیاری معتقدند اگر او نبود، فلسفه هرگز این‌گونه در حوزه‌های علمیه جا نمی‌افتاد.او نه فقط در حکمت و فلسفه، بلکه در فقه، اصول، نجوم، ریاضیات و ادبیات نیز سرآمد بود. بااین‌حال، فروتنی‌اش چنان بود که بسیاری از شاگردانش تازه پس از مرگش به عمق دانش او پی بردند.
     
     
    مرجعی که کلاس درسش تعطیل نمی‌شد
    سید محمدباقر درچه‌ای در حوزه علمیه اصفهان، نظم و استمرار نامی داشت. او از همان کودکی وارد مسیر علم شد، در نجف پای درس بزرگان نشست و پس از بازگشت، یکی از مهم‌ترین استادان حوزه شد. کلاس درسش تحت هیچ شرایطی تعطیل نمی‌شد؛ نه بیماری، نه بحران، نه مناسبت.ثمره این استمرار، تربیت مراجع بزرگی چون سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بروجردی و سید جمال‌الدین گلپایگانی بود.در منبر، اشک مردم را جاری می‌کرد، اما هرگز اجازه نمی‌داد خرافه و روایت‌های غیرمستند وارد مجالس شود. ساده‌زیستی‌اش هم زبانزد بود؛ با وجود وجوهات فراوان، زندگی‌اش رنگ زهد داشت.
     
     
    مردی که شب‌های جمعه تخت فولاد را زنده کرد
    نام شیخ مرتضی ریزی با تخت فولاد گره‌خورده است؛ عالمی که سنت احیای شب‌های جمعه این آرامستان تاریخی را دوباره جان بخشید.او تحصیلاتش را در نجف تکمیل کرد و پس از بازگشت، از ستون‌های علمی حوزه اصفهان شد. در کنار تدریس خارج فقه و اصول، شاگردان بسیاری تربیت کرد و کتاب‌های متعددی نوشت.اگرچه هم‌زمان با نهضت مشروطه زندگی می‌کرد، کمتر وارد منازعات سیاسی شد، اما در یک حرکت مهم اجتماعی، امضایش پای تحریم استفاده از کالاهای خارجی ثبت شد؛ اقدامی که بعدها به‌عنوان یکی از نخستین حرکت‌های اقتصادی -ملی علمای ایران شناخته شد.
     
     
    روحانی تبعیدی که در برابر سردار سپه ایستاد
    در میان رجال سیاسی -مذهبی اصفهان، نام شیخ جمال‌الدین نجفی جایگاه ویژه‌ای دارد. او از خاندان مشهور مسجد شاهیان بود؛ خانواده‌ای که نزدیک به دو قرن محور دیانت در اصفهان و ایران بودند. تحصیلاتش را در اصفهان آغاز کرد و در نجف نزد آخوند خراسانی به درجه اجتهاد رسید.با آغاز جنگ جهانی اول، نیروهای روس که نفوذ او میان مردم را خطرناک می‌دانستند، او را تبعید کردند. اما بازگشتش به تهران، به یک استقبال مردمی کم‌نظیر تبدیل شد.در پایتخت، از یاران نزدیک سید حسن مدرس شد و در صف مخالفان رضاشاه پهلوی ایستاد. اوج این تقابل، زمانی بود که با بسته‌شدن مساجد بازار تهران به دستور سردار سپه، شخصاً در بازار نماز اقامه کرد؛ اقدامی که جرقه اعتراضات گسترده شد.سال‌های پایانی عمرش اما در محدودیت گذشت؛ فقط نماز ظهر در مسجد شیخ لطف‌الله و مراسم شب‌های جمعه در تخت فولاد برایش مجاز بود.وقتی در شب ۱۷ رمضان ۱۳۲۹ قمری درگذشت، مردم اصفهان اجازه ندادند در زادگاهش دفن شود؛ پیکرش را با شکوهی کم‌نظیر تا اصفهان تشییع کردند.
     
     
    عالمی که «مصرف کالای ایرانی» را امضا کرد
    شاید امروز شعار حمایت از تولید ملی، مفهومی مدرن به نظر برسد؛ اما بیش از یک قرن پیش، ملا محمدحسین فشارکی آن را به یک منش اجتماعی تبدیل کرده بود.او به همراه ۱۲ تن از علمای بزرگ اصفهان، اساسنامه‌ای تدوین کرد که مردم را به استفاده از کاغذ ایرانی و کفن با کرباس ایرانی فرامی‌خواند. حتی پا را فراتر گذاشتند، به مهمانی‌های اسراف‌آلود نمی‌رفتند و وارد خانه‌هایی که در آن تریاک مصرف می‌شد، نمی‌شدند.این اقدام، در زمان خود یک حرکت اجتماعی و سیاسی کم‌نظیر بود؛ نوعی مقاومت فرهنگی و اقتصادی در برابر وابستگی.
     
    تخت فولاد؛ آرامستانی که تاریخ در آن نفس می‌کشد
    امروز تخت فولاد فقط یک قبرستان تاریخی نیست؛ موزه‌ای زنده از تاریخ علم، سیاست و عرفان ایران است.اینجا مردانی آرمیده‌اند که هرکدام راهی تازه گشودند؛ یکی فلسفه را احیا کرد، یکی مرجع ساخت، یکی سنت‌های مذهبی را زنده نگه داشت، یکی مردم را به اقتصاد ملی فراخواند و دیگری در برابر قدرت ایستاد.اصفهان، روزگاری نه فقط پایتخت صفویان که پایتخت اندیشه و دیانت ایران بود؛ شهری که هنوز هم در سنگ‌فرش‌هایش، صدای قدم‌های این بزرگان شنیده می‌شود.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما