به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،
آیات ۴۷ تا ۵۴ سوره فصلت در صفحه ۴۸۲ قرآن کریم، تصویری روشن از علم بیپایان خداوند، وابستگی همه امور عالم به اراده او و نیز روحیه ناسپاسی و غفلت انسانهای دور از حق ارائه میدهد.
چرا دشمنان قدرت الهی را دیر باور میکنند؟
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را بیانگر حقیقتی بنیادین میداند که هیچ حادثهای در جهان خارج از قلمرو علم و مشیت الهی رخ نمیدهد و انسان هنگامی که از این حقیقت فاصله میگیرد، گرفتار غرور، ناسپاسی و در نهایت حسرت و عذاب میشود.
علم خدا بر همه چیز احاطه دارد
آیات با این حقیقت آغاز میشود که علم زمان قیامت تنها نزد خداست «إِلَیْهِ یُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ». سپس قرآن با بیان نمونههایی از عالم آفرینش میفرماید که هیچ میوهای از غلاف خود بیرون نمیآید و هیچ مادری باردار نمیشود و فرزندی به دنیا نمیآورد مگر آنکه خداوند از آن آگاه است.
ذکر این نمونهها برای نشان دادن احاطه کامل علم الهی بر کوچکترین و بزرگترین حوادث عالم است، یعنی همان خدایی که از اسرار تولد یک میوه و شکلگیری جنین آگاه است، به قیامت و سرنوشت بندگان نیز علم کامل دارد.
بر اساس تفسیر المیزان، این آیات نشان میدهد که نظام جهان بر پایه علم و تدبیر الهی استوار است و هیچ پدیدهای مستقل از اراده و خواست خدا نیست. بنابراین انسان نباید گمان کند که قدرتها و اسباب ظاهری، مستقل و تعیینکننده نهایی سرنوشت او هستند.

روزی که دشمنان به ناتوانی خود اعتراف میکنند
در ادامه، قرآن از روزی سخن میگوید که خداوند مشرکان و منکران را مورد خطاب قرار میدهد و میپرسد که «أَیْنَ شُرَکَائِی؟»؛ شریکانی که برای من میپنداشتید کجا هستند؟ آنان در پاسخ، با اعترافی تلخ میگویند که «آذَنَّاکَ مَا مِنَّا مِنْ شَهِیدٍ» ما اعلام میکنیم که هیچ گواهی بر وجود آن شریکان نداریم.
این اعتراف نشانه آشکار شدن حقیقت در قیامت است روزی که تمام پردههای توهم و غرور کنار میرود و دشمنان حق درمییابند آنچه به آن تکیه کرده بودند، هیچ قدرتی نداشته است. آیه بعد نیز میفرماید که «وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ» همه معبودها و تکیهگاههای خیالی از نظرشان ناپدید میشود و آنان یقین میکنند که راه گریزی ندارند.
این آیات بیانگر آن است که غفلت از قدرت خدا، سرانجامی جز پشیمانی و حسرت ندارد و دشمنان حقیقت، دیر یا زود با واقعیت قدرت مطلق الهی روبهرو خواهند شد.
ناسپاسی در روزهای نعمت
بخش دیگری از این آیات به یکی از ویژگیهای اخلاقی انسانهای دور از ایمان اشاره میکند. خداوند میفرماید که «لَا یَسْأَمُ الْإِنْسَانُ مِنْ دُعَاءِ الْخَیْرِ» انسان از درخواست نعمت و خیر خسته نمیشود، اما هنگامی که گرفتار سختی شود، ناامید و مأیوس میشود.
مقصود، انسان تربیتنشده و غافل از خداست انسانی که در هنگام برخورداری از نعمت، آن را نتیجه تواناییهای خود میداند و هنگام گرفتاری، روحیه خود را میبازد.
قرآن در ادامه میفرماید که اگر پس از سختی، رحمتی به او بچشانیم، با غرور میگوید که «هَذَا لِی» این نعمت حق من است و گمان نمیکنم قیامتی برپا شود. این روحیه، اوج ناسپاسی و خودبینی است. چنین انسانی نعمت را به خدا نسبت نمیدهد و از یاد میبرد که همه داراییها و موفقیتها، عطای پروردگار است.
عذاب در انتظار ناسپاسان
قرآن پس از بیان این روحیه متکبرانه هشدار میدهد که «فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ»، کافران را از اعمالشان آگاه خواهیم ساخت و عذابی سخت به آنان خواهیم چشاند.
عذاب الهی نتیجه طبیعی کفر و ناسپاسی است. کسانی که نعمتهای خدا را نادیده میگیرند و با تکبر و انکار زندگی میکنند، در حقیقت خود زمینه مجازات خویش را فراهم میکنند. این تهدید، بیانگر سنت الهی در برابر دشمنان ناسپاس و لجوج است.
غفلت در آسایش و بازگشت در سختی
آیه «وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ» تصویری دقیق از رفتار انسان غافل ترسیم میکند. هنگامی که نعمت به او میرسد، روی گردان میشود و با تکبر فاصله میگیرد، اما زمانی که گرفتاری و رنج به سراغش میآید، دعاهای طولانی و فراوان سر میدهد.
علامه طباطبایی این حالت را نشانه وابستگی فطری انسان به خدا میداند. حتی کسانی که در دوران آسایش خدا را فراموش میکنند، هنگام شدت و سختی ناخودآگاه به سوی او بازمیگردند زیرا سرشت انسان، وابسته به پروردگار است.
گواهی خدا بر حقانیت قرآن
آیات پایانی این بخش با طرح پرسشی هشداردهنده همراه است اینکه اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما آن را انکار کنید، چه کسی گمراهتر از شما خواهد بود؟ سپس خداوند وعده میدهد که نشانههای خود را در جهان و در وجود انسانها نشان خواهد داد تا روشن شود که قرآن حق است و در پایان میفرماید که «أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ».
این جمله پایانی جمعبندی همه مطالب گذشته است، یعنی خداوند بر همه چیز احاطه و گواهی دارد و همین علم و شهود مطلق، برای اثبات حقانیت او کافی است. از این رو، تکیه بر قدرتهای ظاهری و فراموش کردن خدا، سرانجامی جز حسرت و پشیمانی نخواهد داشت و تنها راه نجات، شناخت ربوبیت الهی و سپاسگزاری در برابر نعمتهای اوست.



