به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،
جزء هشتم قرآن کریم مجموعهای از آیات اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی را دربرمیگیرد که شالوده یک جامعه الهی را ترسیم میکند. این آیات تنها توصیههای فردی نیستند، بلکه نظامی هماهنگ از باور، اخلاق و رفتار اجتماعی را ارائه میدهند.
در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی با رویکردی عقلی و تفسیری و با تکیه بر تفسیر قرآن به قرآن، نشان میدهد که چگونه این دستورات در عین تنوع موضوعی، بر محور توحید و حکمت الهی به هم پیوند میخورند و انسان را از انحراف فردی و اجتماعی بازمیدارند.
اکثریت، معیار حق نیست؛ سوره انعام آیه ۱۱۶
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه تأکید میکند که ملاک حقانیت، «حقیقت» است نه «کثرت پیروان». از منظر المیزان، منشأ گمراهی اکثریت مردم، پیروی از ظن و گمان و تمایلات نفسانی است، نه علم و یقین. قرآن هشدار میدهد که بسیاری از مردم بر اساس تخمین، عادتهای اجتماعی و تقلید کورکورانه حرکت میکنند.
طبیعت زندگی دنیوی، انسانها را به محسوسات و ظواهر مشغول میکند و کمتر کسی در پی تعقل عمیق و حقیقتجویی است. بنابراین اگر معیار هدایت، رأی اکثریت باشد، جامعه به سمت سطحینگری و انحراف خواهد رفت. هدایت، نیازمند حجت الهی و برهان روشن است، نه محبوبیت اجتماعی.
احسان مستقیم و بی واسطه به والدین؛ سوره انعام آیه ۱۵۱
در این آیه، احسان به پدر و مادر بلافاصله پس از نهی از شرک آمده است. این همجواری نشانه عظمت حق والدین است. احسان صرفاً تأمین مالی نیست، بلکه احترام، تواضع، خدمت حضوری و رعایت کرامت آنان را نیز شامل میشود.
فلسفه این تأکید، نقش واسطهگری والدین در فیض وجود انسان است، همانگونه که خداوند علت هستیبخش است، والدین نیز علت ظاهری پیدایش انساناند. بنابراین بیتوجهی به آنان نوعی ناسپاسی نسبت به نظام حکیمانه الهی محسوب میشود.
نهی از کشتن فرزندان از ترس فقر؛ سوره انعام آیه ۱۵۱
علامه طباطبایی در تحلیل این بخش، به زمینه تاریخی آن اشاره میکند که برخی عرب جاهلی از ترس فقر، فرزندان خود را میکشتند. اما تفسیر المیزان تأکید میکند که ملاک آیه عام است و هر نوع نابودی نسل به انگیزه نگرانی اقتصادی را دربرمیگیرد.
از دیدگاه علامه، رزق حقیقی در دست خداست و نظام اسباب، تحت تدبیر اوست. ترس از فقر ناشی از ضعف توکل و بدفهمی نسبت به سنتهای الهی است. خداوند هم روزی فرزندان و هم روزی والدین را تضمین کرده و نظام خلقت را بر پایه توازن رزق بنا نهاده است.
حرمت تصرف نادرست در مال یتیم؛ سوره انعام آیه ۱۵۲
نزدیک نشدن به مال یتیم، تعبیری شدیدتر از «نخورید» است؛ یعنی حتی زمینههای سوءاستفاده نیز باید بسته شود. علت این شدت، ضعف طبیعی یتیم در دفاع از حقوق خویش است.
تنها استثنا، تصرف به «بهترین وجه» است، یعنی مدیریتی که به حفظ و رشد مال بینجامد. بنابراین اسلام، هم از ظلم جلوگیری میکند و هم رکود سرمایه یتیم را نمیپذیرد. معیار، مصلحت واقعی یتیم است نه سود سرپرست.
نهی از کمفروشی؛ سوره اعراف آیه ۸۵
در تفسیر این آیه، به داستان حضرت شعیب(ع) اشاره میشود که با فساد اقتصادی قوم خود مقابله کرد. کمفروشی تنها کم کردن وزن کالا نیست، بلکه هرگونه تضییع حق در معاملات را شامل میشود.
علامه ریشه این انحراف را حب مال و دنیاطلبی میداند. فساد اقتصادی، امنیت اجتماعی را متزلزل میکند و اعتماد عمومی را از بین میبرد. بنابراین عدالت در پیمانه و ترازو، پایه قوام جامعه است.
آراستگی در نماز و مسجد؛ سوره اعراف آیه ۳۱
«زینت» در این آیه، هم شامل آراستگی ظاهری مانند لباس پاکیزه است و هم زینت معنوی چون تقوا و حضور قلب. از، عبادت در اسلام با بینظمی و ژولیدگی سازگار نیست.
ایشان تأکید میکند که اسلام دین فطرت است و فطرت انسان زیبایی را دوست دارد. بنابراین حضور در مسجد با ظاهری آراسته، نشانه احترام به مقام عبودیت و شعائر الهی است.
دعا با تضرع و بدون تعدی؛ سوره اعراف آیه ۵۵
«تضرع» حالت خضوع قلبی و احساس نیاز واقعی به خدا معنا میشود. دعا نباید به صورت نمایشی، پرخاشگرانه یا همراه با درخواستهای خلاف حکمت باشد. تعدی در دعا میتواند به معنای درخواست امور نامشروع یا خلاف سنت الهی باشد. دعا باید هماهنگ با نظام حکمت خداوند باشد، یعنی بنده در عین درخواست، تسلیم اراده الهی باقی بماند.
نهی از فساد پس از اصلاح؛ سوره اعراف آیه ۵۶
فساد خروج هر چیز از حد اعتدال است. هنگامی که خداوند نظام اجتماعی را بر پایه امنیت و عدالت سامان میدهد، ایجاد آشوب، ظلم یا اختلافافکنی، مخالفت با سنت اصلاح الهی است.
اصلاح جامعه نتیجه هدایت انبیاست و فساد، نتیجه پیروی از هواهای نفسانی. بنابراین حفظ آرامش اجتماعی، وظیفهای دینی است و تخریب آن، نوعی مقابله با جریان هدایت محسوب میشود.
صبر و همزیستی مسالمتآمیز؛ سوره بفروش؛ اعراف آیه ۸۷
علامه در تفسیر این آیه بیان میکند که مؤمنان مأمورند در برابر مخالفتها، صبر پیشه کنند و داوری نهایی را به خدا بسپارند. این صبر، به معنای انفعال نیست بلکه پایداری در مسیر حق است.
المیزان تأکید میکند که اختلاف عقیده، لازمه اختیار انسان است و تا زمانی که به ظلم و تعدی نینجامد، باید با حلم و مدارا با آن مواجه شد. داوری نهایی میان انسانها، به سنت قطعی الهی واگذار شده است.
آیات جزء هشتم مجموعهای منسجم از اصول فردی و اجتماعی را ترسیم میکنند، استقلال فکری در برابر اکثریت، استحکام خانواده، امنیت اقتصادی، عدالت اجتماعی، آراستگی معنوی، دعا با خضوع، حفظ نظم اجتماعی و صبر در اختلافات.
وجه مشترک همه این دستورات، حرکت انسان در چارچوب فطرت و حکمت الهی است. از دیدگاه المیزان، شریعت مجموعهای پراکنده از احکام نیست، بلکه نظامی هماهنگ برای رساندن انسان به کمال فردی و اجتماعی است.



