یکشنبه 15 شهريور 1405 - Sun 06 Sep 2026
  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • عاصم منیر، حاکم واقعی پاکستان شد؟

  • تجاوزات صهیونیست‌ها با همدستی آمریکا ادامه دارد

  • چگونه می‌توان جنگ اقتصادی را برای آمریکا پرهزینه کرد؟

  • تهدیدهای ترامپ بیشتر در حد عملیات روانی است

  • علی‌الطاهر قبل از سقوط درگیر روایت صهیونیستی شد

  • تکذیب حمله به تاسیسات هسته‌ای اصفهان

  • آیین راهپیمایی نور در بخارست / عکس

  • یک سلبریتی جایگزین نوید محمدزاده در نمایش آرش

  • طحان‌نظیف: انتخابات شوراها تمام الکترونیک برگزار می‌شود/ تأیید طرح ملی «توسعه هوش مصنوعی»

  • پرداخت معوقات بازنشستگان به کجا رسید؟

  • علل بروز سرطان‌ در ایران چیست؟

  • کمک خرس مادر به دو توله‌اش برای عبور از حصار / فیلم

  • تصویر لیلا حاتمی در «بُت»

  • آینده مبهم ستاره مهاجم خارجی استقلال

  • جرئت داری بیا بین مردم مبعوث‌‌ شده!

  • قیمت موبایل‌ امروز شنبه ۱۴ شهریور

  • شنیده شدن صدای انفجار در اطراف جزیره خارگ

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 417511
    تاریخ انتشار: 02/بهمن/1404 - 21:19

    سرقت طلا‌های عمه به قیمت جان او

    پسر معتاد که با دیدن طلا‌های عمه‌اش وسوسه سرقت به جانش افتاده بود با همدستی دوستش سناریوی مرگباری رقم زد.

    سرقت طلا‌های عمه به قیمت جان او

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان

    شامگاه شنبه گذشته، زن جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از مرگ خواهرش خبر داد. وقتی تیم جنایی به خانه مورد نظر رفتند با جسد زن جوان در سالن پذیرایی خانه مواجه شدند که آثار کبودی روی دهانش مشهود بود.

    خواهر مقتول در تحقیقات گفت: «اینجا خانه مادرم است، اما چون او آلزایمر دارد خواهرم مهرنوش با او زندگی می‌کرد. ما هم معمولاً یک روز در میان به مادرم سر می‌زدیم امروز هر چه با مهرنوش تماس گرفتم تا حال مادرم را بپرسم جواب نداد، نگران شدم و به اینجا آمدم که با جسد خواهرم روبه‌رو شدم.»
     
    ردپای آشنا
     
    تحقیقات اولیه نشان می‌داد که طلا‌های مقتول به سرقت رفته است، اما از آنجا که مادر مقتول نیز در زمان سرقت و قتل در خانه بود و سارقان به او آسیبی نرسانده بودند این فرضیه مطرح شد که شاید عامل قتل از بیماری آلزایمر پیرزن اطلاع داشته است که در این صورت وی از آشنایان این خانواده بوده و مطمئن بوده که وی نمی‌تواند هویت آنها را لو دهد. از سوی دیگر سالم بودن در‌های ورودی ساختمان نیز این فرضیه را قوت بخشید. 
    در ادامه تحقیقات کارآگاهان با بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف محل تصویر دو پسر جوان را به دست آوردند که خواهر مقتول به محض مشاهده آنها گفت: «این برادرزاده‌ام فریبرز است. او ۲۳ ساله و معتاد است که گهگاه به خانه مادرم می‌آید.»
     
    اعتراف به جنایت
     
    بدین ترتیب پس از هماهنگی‌های قضایی فریبرز بازداشت شد و او که در مقابل مدارک پلیسی قرار گرفته بود به قتل با همدستی دوستش اعتراف کرد.
     
    پسر جوان در تحقیقات گفت: «عمه‌ام مقدار زیادی طلا داشت و هر بار که چشمم به طلا‌های او می‌افتاد وسوسه می‌شدم. مدتی قبل در پاتوق مواد فروشان با همدستم آشنا شدم و وقتی ماجرای طلا‌های عمه‌ام را گفتم و پیشنهاد سرقت را مطرح کردم او هم گفت اگر بخواهی من در این ماجرا کمکت می‌کنم. روز حادثه دو نفری راهی خانه مادربزرگم شدیم وقتی عمه‌ام در را برای‌مان باز کرد داخل رفتیم. بعد عمه‌ام می‌خواست به آشپزخانه برود تا وسایل پذیرایی برای‌مان بیاورد که او را از پشت گرفته و با بالش خفه کردیم. بعد هم طلاهایش را سرقت کرده و به مبلغ سه میلیارد تومان به طلافروشی فروختیم.»
     
    با اعترافات پسر جوان، همدستش و مرد طلافروش نیز بازداشت شده و به جرم خود اعتراف کردند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما