پنجشنبه 07 آبان 1405 - Thu 29 Oct 2026
  • واکنش الناز شاکردوست به شایعه مهاجرت

  • شوک به کشتی ایران؛ حسن یزدانی شکست خورد

  • چه آرزوهایی با هم داشتیم علیرضا شریفی /فاطمیه

  • شروع بی‌رحمانه رحمان عموزاد با ضربه فنی +فیلم

  • لحظه منفجر کردن خانه یک زندانی / فیلم

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵

  • آخرین نتایج انتخابات اسرائیل؛ دولت وحدت یا انتخابات مجدد؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز پنج‌شنبه ۷ آبان ۱۴۰۵

  • فلج تنفسی و مرگ با خوردن این غذاها

  • شروع طوفانی حسن یزدانی +فیلم

  • چرا سلطنت‌طلبان از کرامت انسانی خود عبور کرده‌اند؟+ عکس

  • جنون در اسرائیل: بگذارید جهان بداند!

  • انهدام یک فروند پهپاد MQ1 ارتش تروریستی آمریکا در تنگه هرمز

  • اجرای احکام قطعی پرونده آذین خودرو با ۲۱۶۸ شاکی

  • انفعال سازمان ملل در برابر خطرات هسته‌ای

  • چرا دوره نهفتگی ایدز خطرناک است؟

  • بحران گازوئیل ماندگار شد

  • افزایش رفت‌وآمدهای دیپلماتیک همزمان با تقویت آرایش نظامی + عکس و فیلم

  • یحیی سریع: فرودگاه عدن را تخلیه کنید

  • بازگشت بورس به مدار صعود

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 417511
    تاریخ انتشار: 02/بهمن/1404 - 21:19

    سرقت طلا‌های عمه به قیمت جان او

    پسر معتاد که با دیدن طلا‌های عمه‌اش وسوسه سرقت به جانش افتاده بود با همدستی دوستش سناریوی مرگباری رقم زد.

    سرقت طلا‌های عمه به قیمت جان او

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان

    شامگاه شنبه گذشته، زن جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از مرگ خواهرش خبر داد. وقتی تیم جنایی به خانه مورد نظر رفتند با جسد زن جوان در سالن پذیرایی خانه مواجه شدند که آثار کبودی روی دهانش مشهود بود.

    خواهر مقتول در تحقیقات گفت: «اینجا خانه مادرم است، اما چون او آلزایمر دارد خواهرم مهرنوش با او زندگی می‌کرد. ما هم معمولاً یک روز در میان به مادرم سر می‌زدیم امروز هر چه با مهرنوش تماس گرفتم تا حال مادرم را بپرسم جواب نداد، نگران شدم و به اینجا آمدم که با جسد خواهرم روبه‌رو شدم.»
     
    ردپای آشنا
     
    تحقیقات اولیه نشان می‌داد که طلا‌های مقتول به سرقت رفته است، اما از آنجا که مادر مقتول نیز در زمان سرقت و قتل در خانه بود و سارقان به او آسیبی نرسانده بودند این فرضیه مطرح شد که شاید عامل قتل از بیماری آلزایمر پیرزن اطلاع داشته است که در این صورت وی از آشنایان این خانواده بوده و مطمئن بوده که وی نمی‌تواند هویت آنها را لو دهد. از سوی دیگر سالم بودن در‌های ورودی ساختمان نیز این فرضیه را قوت بخشید. 
    در ادامه تحقیقات کارآگاهان با بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف محل تصویر دو پسر جوان را به دست آوردند که خواهر مقتول به محض مشاهده آنها گفت: «این برادرزاده‌ام فریبرز است. او ۲۳ ساله و معتاد است که گهگاه به خانه مادرم می‌آید.»
     
    اعتراف به جنایت
     
    بدین ترتیب پس از هماهنگی‌های قضایی فریبرز بازداشت شد و او که در مقابل مدارک پلیسی قرار گرفته بود به قتل با همدستی دوستش اعتراف کرد.
     
    پسر جوان در تحقیقات گفت: «عمه‌ام مقدار زیادی طلا داشت و هر بار که چشمم به طلا‌های او می‌افتاد وسوسه می‌شدم. مدتی قبل در پاتوق مواد فروشان با همدستم آشنا شدم و وقتی ماجرای طلا‌های عمه‌ام را گفتم و پیشنهاد سرقت را مطرح کردم او هم گفت اگر بخواهی من در این ماجرا کمکت می‌کنم. روز حادثه دو نفری راهی خانه مادربزرگم شدیم وقتی عمه‌ام در را برای‌مان باز کرد داخل رفتیم. بعد عمه‌ام می‌خواست به آشپزخانه برود تا وسایل پذیرایی برای‌مان بیاورد که او را از پشت گرفته و با بالش خفه کردیم. بعد هم طلاهایش را سرقت کرده و به مبلغ سه میلیارد تومان به طلافروشی فروختیم.»
     
    با اعترافات پسر جوان، همدستش و مرد طلافروش نیز بازداشت شده و به جرم خود اعتراف کردند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما