به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
در دهههای هفتاد که به نوعی آغاز کمدی بود بسیاری از آثار با کنش، مخاطب را میخنداند همانند «کلید ازدواج»، «مدرسه پیرمردها» و برخی از آثار علیرضا خمسه همین کمدی در دهه 80 جنس دیگری به خود گرفت یعنی به سراغ زیست مردم رفت و کمی هم به روز شده بود یعنی جنسی از دهه هشتاد به خود گرفت مثل «بیپولی»، «شیش و بش» و ....
البته زوج کمدین هم در دهه هشتاد جان گرفت و سریالهای کمدی هم در این دوره جان گرفت.حتی اگر از این مسئله عبور کنیم و یک گام عقبتر برویم، میبینیم که کمدیهای دهه ۷۰ و بخشی از دهه ۸۰ «مسئلهمحور» بودند؛ آثاری چون «آدمبرفی»، «اجارهنشینها» یا «مرد آفتابی» دغدغه اجتماعی داشتند.
اما از اواخر دهه ۸۰ به بعد این روند کمکم کنار گذاشته شد و در دهه ۱۴۰۰ به اوج رسید؛ اوجی که هدفش صرفاً خنداندن و گیشه است: بخنداند، بفروشد و تمام!پرسش آغازین «شوخی جنسی تا کی؟» بیش از آن که یک اعتراض فردی باشد، انعکاسی از نارضایتی عمومی است.
کمدی اگر قرار باشد تنها به سطحیترین شکل خنده متکی باشد، در نهایت به ابتذال و بیخاصیتی خواهد رسید.کمدی امروز در ایران از یک هنر اجتماعی و سرگرمکننده به یک کالای تجاری کوتاهعمر تقلیل یافته است. این تغییر نه تنها کیفیت سینما را پایین آورده، بلکه رابطه مخاطب با کمدی را هم سطحی کرده است به نحوی که فقط زمان خالی را پر کند اما این در حالی است که روزگاری کمدی به نام «مارمولک»، «چند میگیری گریه کنی» و ... تولید شده بودند که مخاطب را به فکر وا میداشت.




