جمعه 19 تير 1405 - Fri 10 Jul 2026
  • آخرین وداع به مشهد الرضا (ع ) رسید / رهبر محبوب دل های مسلمین جهان همنیشن ضامن آهو شد +فیلم

  • آقایان عراقچی ، قالیباف و پزشکیان یک کلام با شما و تمام

  • تنها زبانی که ترامپ آن را می‌فهمد

  • برای پرتاب از پایگاه چابهار آماده‌ایم

  • تصاویری از حملات ناجوانمردانهٔ آمریکا به حسینیهٔ امام خمینی(ره)

  • جزئیات مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در کربلا

  • تصاویر پهپاد سرنگون‌شده آمریکا در بوشهر

  • تازه‌ترین تحولات و صحنه‌های دیدنی در نقاط مختلف جهان / عکس

  • واکنش یاسمین انصاری به گزارش سی.ان.ان درباره میناب

  • شعار "هیهات منا الذله" در آستان مقدس علوی / فیلم

  • ‌برق کویت از مدار خارج شد

  • نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

  • فرمانده اسکادران نیروی دریایی آمریکا کشته شد

  • سواحل ایران جهنم بی بازگشت برای نیروهای خارجی است

  • هدف از «متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان» چه بود؟

  • طواف پیکر شهدای خانواده رهبر شهید در جوار ضریح امام علی (ع) / عکس

  • ستاره استقلالی در آستانه پیوستن به پرسپولیس

  • عراقی‌ها برای رهبر شهید ایران سنگ تمام گذاشتند / فیلم

  • شهید خامنه‌ای آبروی تاریخ ماست

  • واکنش چین به حملات آمریکا و پاسخ ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 404624
    تاریخ انتشار: 16/تير/1404 - 15:27

    خورشید در میانه آن شب طلوع کرد

    شب عاشورای امسال را تاریخ بر تارُک خود می‌نشاند و ماجرای این شب تاریخی را سینه‌به‌سینه نقل می‌کند... کاش بودی و می‌دیدی آن لحظه تاریخی را که پرده کنار رفت و حضرت آقا در حسینیه طلوع کرد.

    خورشید در میانه آن شب طلوع کرد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    یادداشت حسین شریعتمداری

     میانه شب بود... شب عاشورای امسال را می‌گویم... باید بودی و می‌دیدی، سخنران به روال هر شب به سخن مشغول بود و جماعت انبوه در حسینیه امام خمینی، سراپا گوش... ناگهان انفجاری بزرگ به‌وقوع پیوست و نوری خیره‌کننده در فضا پیچید. انفجار نور بود. گوئی خورشید بود که برخلاف عادت چندین و چند میلیارد ‌ساله، این بار در میانه شب طلوع کرده بود...
    جماعت، یک‌صدا و از عمق جان فریاد «حیدر، حیدر» برکشیدند. چرا حیدر؟! انگار که، اما نه، «انگار» واژه گویائی برای توصیف آنچه می‌دیدند نبود، نور حیدری را به‌وضوح در چهره نورانی و مقتدر فرزند او می‌دیدند... کاش بودی و می‌دیدی آن لحظه تاریخی را که پرده کنار رفت و حضرت آقا در حسینیه طلوع کرد. خبر به‌سرعت نور پیچید و به گوش همه دلدادگان رسید. اینجا و آنجا و همه‌جا به ترنم آمد که «از در درآمدی و من از خود به در شدم ... گوئی از این جهان به جهان دگر شدم».

    حاج محمود به نمایندگی از همه مردم، آستان ادب بوسید. زبان توده‌های عظیم امت شد که «ما برای شما می‌میریم آقاجان»...

    شب عاشورای امسال را تاریخ بر تارُک خود می‌نشاند و ماجرای این شب تاریخی را سینه‌به‌سینه نقل می‌کند... داستان مردمی وفادار و پاک‌باخته و پا به‌ رکاب مراد و مقتدایشان را ...

     

    مردمی که عمار در میانه جنگ صفین، خبر آمدنشان را به مالک داده بود...

    آن هنگام که مالک با حسرت گفته بود کاش می‌توانستیم علی‌(ع) را به عصری ببریم که مردم قدرش را بدانند و عمار در پاسخ او، از مردمی خبر داده بود که در صلب پدران و رحِم مادران خویش‌اند و چون آن عصر که مالک آرزو کرده بود.

    فرا برسد، لبیک‌گویان از راه می‌رسند، مردمانی که از «‌من‌» و «‌ما» گذشته‌اند. نه در سر سودای سود دارند و نه در دل، غم بود و نبود، دل در گرو اسلام ناب محمدی‌(ص) دارند و علی‌(ع) را امام و مولا و مقتدای خود می‌دانند... راستی ملائکه چرا به آدم سجده کرده بودند؟!

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما