پنجشنبه 18 تير 1405 - Thu 09 Jul 2026
  • آقایان عراقچی ، قالیباف و پزشکیان یک کلام با شما و تمام

  • تنها زبانی که ترامپ آن را می‌فهمد

  • برای پرتاب از پایگاه چابهار آماده‌ایم

  • تصاویری از حملات ناجوانمردانهٔ آمریکا به حسینیهٔ امام خمینی(ره)

  • جزئیات مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در کربلا

  • تصاویر پهپاد سرنگون‌شده آمریکا در بوشهر

  • تازه‌ترین تحولات و صحنه‌های دیدنی در نقاط مختلف جهان / عکس

  • واکنش یاسمین انصاری به گزارش سی.ان.ان درباره میناب

  • شعار "هیهات منا الذله" در آستان مقدس علوی / فیلم

  • ‌برق کویت از مدار خارج شد

  • نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

  • فرمانده اسکادران نیروی دریایی آمریکا کشته شد

  • سواحل ایران جهنم بی بازگشت برای نیروهای خارجی است

  • هدف از «متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان» چه بود؟

  • طواف پیکر شهدای خانواده رهبر شهید در جوار ضریح امام علی (ع) / عکس

  • ستاره استقلالی در آستانه پیوستن به پرسپولیس

  • عراقی‌ها برای رهبر شهید ایران سنگ تمام گذاشتند / فیلم

  • شهید خامنه‌ای آبروی تاریخ ماست

  • واکنش چین به حملات آمریکا و پاسخ ایران

  • آماده سازی حرم رضوی برای مراسم وداع با رهبر شهید

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 395340
    تاریخ انتشار: 04/اسفند/1403 - 09:19

    فرمانده‌ای که لباس نیروهایش را هم می‌شست +عکس

    شهید حاج‌عبدالله نوریان با اینکه فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشکر ۱۰ سیدالشهدا بود، شب‌ها که نیروهایش خواب بودند، مخفیانه لباس‌هایشان را می‌شست.

    فرمانده‌ای که لباس نیروهایش را هم می‌شست +عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    حاج‌عبدالله فرمانده‌ای بود که نیروهایش خیلی دوستش داشتند. او هر کاری می‌توانست برای نیروهایش انجام می‌داد. مرحوم حاج‌پرویز معصومی راننده گردان تخریب بود که خاطره‌ای از این فرمانده را تعریف می‌کرد که این خاطره را می‌خوانیم.

    قبل از عملیات ام‌الرصاص مقر بچه‌های تخریب کنار رود کارون در روستای ام‌النوشه بود. من و پسرم [شهیدسلطان معصومی] در گردان بودیم. سلطان ما مسؤول حمام بود و صبح‌های زود می‌رفت حمام را روشن می‌کرد. من هم آنجا ماشین تحویل گرفتم و راننده گردان تخریب شدم.
     


    پدر و پسر در جبهه؛ از سمت چپ نفر اول شهید سلطان معصومی، نفر سوم مرحوم پرویز معصومی
    یکبار نیمه شب از خواب بیدار شدم. فکر کنم یکی دو ساعت به اذان صبح مانده بود. رفتم به سمت منبع آب که وضو بگیرم، دیدم اطراف منبع آب سر و صدا می‌آید. جلوتر که رفتم، یکی به من سلام کرد.  دیدم حاج‌عبدالله است. گفتم: حاج‌آقا این نصفه شبی داری رخت می‌شویی؟! گفت: حاجی روزها که وقت نمی‌کنیم، شب‌ها باید جورش رو بکشیم.

    شیر آب را باز کردم و مشغول وضو شدم. سرم را پایین آوردم مسح پایم را بکشم، دیدم یک زیرپیراهن دست حاجی بود و داشت آن را می‌شست؛ زیرپیراهن سلطان پسرم بود که از تهران برایش آورده بودم. گفتم: حاج آقا اینکه زیر پیراهن پسر منه! شما چرا داری می‌شویی؟ فهمیدم حاجی لباس‌های بچه‌ها را خیس کرده و می‌خواهد بشوید. حاجی به من گفت: فقط شما سرّ من را می‌دانی، ندیده بگیر!


     

    شهید نوریان در حال صحبت با سردار علی فضلی
    سردار شهید حاج عبدالله نوریان فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشکر ۱۰ سیدالشهدا، روز چهارم اسفند سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید. مزار این فرمانده ۲۴ ساله در گلزار شهدای امامزاده علی‌اکبر چیذر است.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما