به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
قتل حاصل از زور گیری یک دانشجوی دانشگاه تهران باعث بروز مواضع و سخنان مختلفی در این باب از سوی اشخاص و جریانات سیاسی کشور در فضای رسانه ها گردید که شایسته است به نکاتی چند در این باب اشاره کنیم:
1- تا امروز هیچ مدرکی دال بر اینکه این حادثه دارای عقبه ای سیاسی بوده باشد بدست نیامده است.
2- تجربه فتنه88 و 1401 نشان داد که اصولا این حوادث بیش از آنکه جرقه ای باشد برای بروز آشوب های خیابانی، موضوعی است که بیشتر از باب تندتر کردن فضای ملتهب جامعه بکار می رود نه آغاز آن و برنامه های بزرگتر و خطرناکتر می تواند در این پوشش به مرور در خیابان ها و یا فضای سیاسی کشور بروز کند.
3- فتنه ها :
. 18 تیر 78 را باید فتنه ای کاملا دارای صبغه دانشگاه و دانشگاهی دانست که فقط در محیطهای دانشگاهی ظهور و روز یافت و در همانجا هم خاموش گردید.
. فتنه 1388 را باید فتنه ای انتخاباتی از سوی فتنه گران دانست که با توجه به استراتژی فتنه گران که تجربه 18 تیر 78 را در چنته خود داشتند به خیابان ها کشیده شد و چند ماه کشور را دچار التهاب نمود اما این فتنه نیز فتنه ای کاملا سیاسی بود که سرمداران آن سیاستمداران شناخته شده ای بودند که مردم با شاخص های کاملا واضح ولایتمداری با حضور در راهپیمایی 9 دی ماه این فتنه را هم به شکست کشاندند. قتل ندا آقا سلطان در این فتنه نشان داد که برابر رهنمود متفکران امنیتی – سیاسی غربی انقلابات رنگی در کشورها نیازمند خون است که با مرگ شخص یاد شده به اجرا درآمد تا آتش این براندازی تندتر گردد که با شکست م واجه شد.
. فتنه 1401 را باید فتنه ای بر اساس رهنمودهای داخلی براندازان اصلاح طلب تفسیر کرد که می خواستند تا فتنه را نه در اقشار خاص که در میان همه مردم گسترش داده و خود را از محدودیت های اقشار گرایی دانشگاه یا سیاست رهایی بخشند در نتیجه این فتنه با مرگ مهسا امینی چهره اجتماعی – قومیتی بخود گرفت و با تعمق در رسانه های آن موقع خواهیم دید که فتنه گران گستره کار خود را هم در تهران و هم دیگر نقاط کشور خصوصا در استانهای مرزی که بدلیل فرهنگی و نظامی همیشه می توانستند تنش ها را گسترش دهند کشاندند اما این فتنه نیز بدلیل بی عملی و بی تدبیری دولت وقت که فشار اقتصادی بر مردم را افزایش داده بود و در برجام هیچ نیر هیچ در هیچ کاری نکرده و غرب با قلدری هل من مبارز می طلبید شکست خورد و مردم به فتنه گران که خود منتصب به جریانات تغییر خواه غربگرا در کشور بودند نه بزرگی گفتند و فتنه زن زندگی آزادی که با رفتارهای هنجار شکنانه اخلاقی و فاسد در معابر عمومی نمود پیدا کرده بود در نطفه خفه شد.
و اینک قتل امیرمحمد خالقی درمیان دانشجوی دانشگاه تهران توسط اراذل و اوباش زورگیر و متعاقب آن موجسواری و تقلای ایجاد غائله توسط جریان غربگرا و اوباش سیاسی به بهانه این حادثه، بار دیگر لزوم برخورد قاطعانه قوه قضائیه و دیگر مراکز مسئول با این دو گروه ضد امنیت جانی - روانی مردم را آشکارتر کرد.
در مجموع وجه مشترک همه فتنه های حال و محتملا آینده موضوعاتی همچون: کشته سازی زنان و مردان بیخبر از همه جا/ گسترش فتنه ها به میان اقشار و صنوف مختلف/ ایجاد نارضایتی و یا تشدید آن به عناوین گوناگون/ اهمیت یافتن هر چه بیشتر رسانه های مجازی در هدایت افکار عمومی و بستر سازی برای فتنه های دیگر و..... است که باید بعنوان شاخص براندازی ها و فتنه ها همیشه مورد توجه قرار گیرد. والسلام.



