دوشنبه 22 تير 1405 - Mon 13 Jul 2026
  • استراتژی "مقابله به مثل یا پینگ پونگی" برای مقابله با تهاجمات آمریکا کافی است؟

  • گراهام به مرگ طبیعی مُرد یا کُشته شد؟

  • وضعیت بورس امروز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

  • کشور همچنان در شرایط جنگی قرار دارد

  • معمار جنگ در حساس‌ترین مقطع جنگی از صحنه محو شد + فیلم و عکس

  • وعده پشت وعده؛ الان هم وقت تغییر نسل نیست!

  • لیندسی گراهام قربانی کدام سرویس اطلاعاتی شده است؟ + عکس

  • حمله هوایی به لرستان

  • قیمت سکه و طلا امروز یکشنبه ۲۱ تیر

  • جنگ با واقعیت در قاب اسرائیل اینترنشنال +فیلم

  • توضیحات بقائی درباره جزئیات سفر عراقچی به عمان

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

  • تاکتیک فشار حداکثری با پوشش دیپلماسی

  • پیش‌بینی جدیدترین مسیر احتمالی بورس

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۲۱ تیر

  • بیانیه سنتکام درباره جدیدترین تجاوز آمریکا به ایران

  • قالیباف: دوران توافقات یک طرفه تمام شده است

  • قالیباف در مسیر لاریجانی؛ لانچر جنگ شناختی دست کیست؟

  • استوری مهران غفوریان برای مزار رهبر شهید

  • پایان اعضای باند دالتون‌های تهران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 389821
    تاریخ انتشار: 28/آذر/1403 - 11:36

    آخرین جمله فرمانده دسته تخریبچی‌ها

    علیرضا شکاری از رزمندگان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) خاطره‌ای دارد از آخرین لحظاتی که در کنار فرمانده شهید محمدرضا بسطام‌خانی بود.

    آخرین جمله فرمانده دسته تخریبچی‌ها

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    مأموریت مین‌گذاری و پا‌کسازی میادین مین اطراف شهر مندلی عراق به گردان ما واگذار شده بود. محمدرضا بسطام‌خانی مسئول دسته ما بود. مشغول کار شدیم؛ مین‌های کوشکوبی حساس شده بودند.من یک دوربین ۱۱۰ کتابی با خودم برده بودم که از منطقه و بچه‌ها عکس بگیرم. ۳ -۲ تا عکس که گرفتم، بسطام‌خانی دوربین را از من گرفت و داخل جیب شلوارش گذاشت و گفت: برادر! حواست پرت میشه و خدای نکرده اتفاقی می‌افته.
     
     

    نفر ایستاده علیرضا شکاری، نفر سمت راست شهید بسطام‌خانی، نفر سمت چپ داوود پاداشی؛ بسطام‌خانی ۲ روز بعد از گرفتن این عکس شهید شد.بسطام‌خانی رفت و ما هم مشغول پاکسازی مین‌ها شدیم. هنوز چند تا مین خنثی نکرده بودیم که صدای انفجار مهیبی از وسط میدان مین آمد. سریع از میدان خارج شدم و به سمت محل انفجار دویدم. دیدم پایین تنه بسطام‌خانی رفته و در خون دست و پا میزند. او با دیدن ما با لبخند گفت: برادرها، چیزی نشده! هوا خیلی سرد بود؛ طوری که وقتی با ما صحبت می‌کرد بخار از دهانش خارج می‌شد.بسطام‌خانی با حالت التماس فریاد زد: برادرها تو رو خدا کمک کنید من رو سمت کربلا برگردونید تا به آقام سلام بدهم. او را به سمت کربلا نشاندیم و در حالی که صدایش به لرزه افتاده بود، گفت: السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ... و به شهادت رسید.با هدایت شهید سیدمحمد زینال‌حسینی پیکر شهید محمدرضا بسطام‌خانی را روی پتو گذاشتیم و از میدان مین خارج شدیم. پیکر مطهر شهید بسطام خانی در آخرین روزهای پائیز سال ۶۱ در قطعه ۲۸ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما