پنجشنبه 21 خرداد 1405 - Thu 11 Jun 2026
  • بمباران صور تا ترامپ و نوه‌اش در یک قاب / عکس

  • استقبال متفاوت از پاپ با برج انسانی / فیلم

  • جنگ اخیر آغاز افول نظم آمریکایی بود

  • خشم معترضان کنیایی از احداث مرکز قرنطینه ابولا / عکس

  • واکنش ترامپ به پاسخ قاطعانه ایران به تجاوزات آمریکا

  • راننده نیسان وطن‌دوست غافلگیر شد! / فیلم

  • تماس‌های خانگی رایگان شد

  • «رولت روسی» ترامپ و انبار باروت غرب آسیا

  • سفر یک هیات قطری به تهران

  • تاثیر «کمربند امنیتی مقاومت» در تغییر معادلات جنگ + عکس

  • وقتی حاج علی زاهدی با موتور به خط مقدم آمد

  • مسیر فتح و پیروزی از دل ایستادگی و شهادت می‌گذرد

  • یاوه‌سرایی و تهدید مکرر علیه ایران؛ ترامپ ضعیف‌تر از همیشه + عکس

  • ️انهدام پهپاد متخاصم در آسمان خوزستان

  • سپاه امروز از طرف حنظله هم موشک پرتاب کرد

  • حجت‌الاسلام رضا مطلبی درگذشت

  • شوخی اره‌ای سفارت ایران در ارمنستان با ترامپ

  • آغاز همکاری نظامی روس‌ها با طالبان/ نقش ایران در تحولات مرزهای شرق کشور چیست؟ +عکس

  • واکنش روسیه و چین به تشدید تنش‌ها در منطقه

  • حقوق کارگران در نیمه دوم سال چقدر تغییر می‌کند؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 389821
    تاریخ انتشار: 28/آذر/1403 - 11:36

    آخرین جمله فرمانده دسته تخریبچی‌ها

    علیرضا شکاری از رزمندگان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) خاطره‌ای دارد از آخرین لحظاتی که در کنار فرمانده شهید محمدرضا بسطام‌خانی بود.

    آخرین جمله فرمانده دسته تخریبچی‌ها

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    مأموریت مین‌گذاری و پا‌کسازی میادین مین اطراف شهر مندلی عراق به گردان ما واگذار شده بود. محمدرضا بسطام‌خانی مسئول دسته ما بود. مشغول کار شدیم؛ مین‌های کوشکوبی حساس شده بودند.من یک دوربین ۱۱۰ کتابی با خودم برده بودم که از منطقه و بچه‌ها عکس بگیرم. ۳ -۲ تا عکس که گرفتم، بسطام‌خانی دوربین را از من گرفت و داخل جیب شلوارش گذاشت و گفت: برادر! حواست پرت میشه و خدای نکرده اتفاقی می‌افته.
     
     

    نفر ایستاده علیرضا شکاری، نفر سمت راست شهید بسطام‌خانی، نفر سمت چپ داوود پاداشی؛ بسطام‌خانی ۲ روز بعد از گرفتن این عکس شهید شد.بسطام‌خانی رفت و ما هم مشغول پاکسازی مین‌ها شدیم. هنوز چند تا مین خنثی نکرده بودیم که صدای انفجار مهیبی از وسط میدان مین آمد. سریع از میدان خارج شدم و به سمت محل انفجار دویدم. دیدم پایین تنه بسطام‌خانی رفته و در خون دست و پا میزند. او با دیدن ما با لبخند گفت: برادرها، چیزی نشده! هوا خیلی سرد بود؛ طوری که وقتی با ما صحبت می‌کرد بخار از دهانش خارج می‌شد.بسطام‌خانی با حالت التماس فریاد زد: برادرها تو رو خدا کمک کنید من رو سمت کربلا برگردونید تا به آقام سلام بدهم. او را به سمت کربلا نشاندیم و در حالی که صدایش به لرزه افتاده بود، گفت: السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ... و به شهادت رسید.با هدایت شهید سیدمحمد زینال‌حسینی پیکر شهید محمدرضا بسطام‌خانی را روی پتو گذاشتیم و از میدان مین خارج شدیم. پیکر مطهر شهید بسطام خانی در آخرین روزهای پائیز سال ۶۱ در قطعه ۲۸ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما