جمعه 29 خرداد 1405 - Fri 19 Jun 2026
  • آقای یگانه بوی کباب نبود داشتن خر داغ میکردن ‌

  • دستگیری اوباش قمه‌کش در جنوب تهران / فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • پیام تبریک رئیس جمهور تاجیکستان به پزشکیان

  • کلیک نکنید؛ پیام‌های جعلی ۳۵۰ قربانی گرفت

  • باباجون بین همه عممونو خیلی زدن / حمید علیمی

  • توسعه کریدور شمال–جنوب با پشتوانه بانکی شتاب می‌گیرد

  • قدرت‌های بزرگ‌تر از هم این نابود شدند، اما دشمن عبرت نمی‌گیرد+عکس

  • نرخ افزایش اجاره‌بها در تهران چقدر است؟

  • آلودگی هوا با خطر زوال عقل مرتبط است

  • تغییر در خط حمله بلژیک برای بازی مقابل ایران؟

  • جزئیات توافق ایران و آمریکا؛ مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را امضاء کردند +عکس و فیلم

  • لحظه امضای تفاهم‌نامه با ایران ازسوی ترامپ /فیلم

  • نتانیاهو در جنگ ایران ملاحظات متفاوتی با آمریکا داشت

  • ثبت‌نام اربعین۱۴۰۵ از چه‌زمانی است؟

  • حسین جان ای آبروی دو عالم / پویانفر

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • عصبانیت لاپید از شکست نتانیاهو مقابل ایران

  • حمله گسترده پهپادی اوکراین به روسیه+ فیلم

  • لحظه برخورد شدید بازیکن ازبکستان با تصویربردار در جام جهانی! / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 388212
    تاریخ انتشار: 06/آذر/1403 - 09:53

    برای خدا خالی نبند!

    نماز شبش ترک نمی‌شد اما معتقد بود کسی که نماز شب می‌خواند کارهای روزانه‌اش هم باید در اختیار خدا باشد؛ اما متوجه شد چندتا از نمازشب خوان‌ها از زیر کار در می‌روند.

    برای خدا خالی نبند!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    حمید داوودآبادی یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس، تعریف می‌کند: «نادر محمدی از بچه‌هایی بود که نماز شبش ترک نمی‌شد؛ ولی سعی می‌کرد کسی متوجه نشود.
    در عین حال اعتقاد سختی داشت به این که کسی که نماز شب می‌خواند باید از همه لحاظ خود را در اختیار خدا قرار دهد و سر بر فرمان او باشد و نماز شب در کارهای یومیه‌اش اثر مثبت داشته باشد.
    بعضی از بچه‌ها بودند که به قول خودشان با تیز بازی از زیر کار در رویی می‌کردند و هنگامی که نوبت شستن ظرف غذای دسته سی ـ چهل نفری به آن‌ها می‌رسید، به بهانه‌ای جیم می‌شدند و خواه ناخواه بار این مسئله می‌افتاد بر دوش عده‌ای از نیروهای مخلص که در این گونه مواقع همیشه داوطلب بودند و بدون هیچ ادعا یا کلامی کارهای دیگران را هم بر عهده می‌گرفتند.
     
    بعضی شب‌ها که نادر برای خواندن نماز شب می‌رفت، چراغ قوه‌های همراه می‌برد و می‌رفت سراغ کسانی که به قول خودشان خیلی تیز بودند و در آن نیمه شب مشغول خواندن نماز شب. جلوی دیگران نور چراغ را به صورت آن‌ها می‌انداخت و خیلی صریح و تند می‌گفت: «بی‌خودی برای خدا خالی نبند ... کی گفته از زیر شستن ظرف غذای خودت و بقیه دربری و بیای نماز شب بخونی؟ جمعش کن بینم. فردا حالت رو می‌گیرم.»

    صبح که می‌شد نادر با همان صراحت سر سفره جلوی همه نیروها فریاد می‌زد: «بچه‌ها. برادر فلانی که از زیر کار در می‌ره و می‌ذاره ظرف غذاش رو شما بشورید و محل استراحت رو جارو کنید و همه کارهای دیگه رو شما انجام بدید، شب‌ها خیلی مخلص می‌شه و می‌ره نماز شب می‌خونه و کلی برای خدا خالی می‌بنده.

    این جا بود که طرف از خجالت آب می‌شد و از آن به بعد از تیز بازی گذشته خبری نبود و زودتر از بقیه داوطلب می‌شد برای شستن ظروف غذا.البته همین مسئله بعدها شد نقل کلام و شوخی بچه ها و نادر با همان بچه‌ها خودمانی و دوست جدا نا‌شدنی می‌شد.»

    نظرات بینندگان
    نظرات شما