دوشنبه 01 تير 1405 - Mon 22 Jun 2026
  • گردباد ناگهانی مراسم سیاسی را برهم زد / فیلم

  • سرنگونی گاومیش در هجوم گروهی شیرها / فیلم

  • سوخو-۳۰های روسی در راه ایران؛ تغییر موازنه قدرت در آسمان خاورمیانه

  • خشم قلعه‌نویی در جام جهانی پیچید + عکس

  • زمان ثبت‌نام حج تغییر کرد + عکس

  • دستور مهم هیأت مذاکره کننده ایرانی در سوئیس

  • قیمت نقره امروز یکشنبه ۳۱ خرداد

  • آغاز نشست چهارجانبه ایران، آمریکا، قطر و پاکستان در سوئیس

  • وضعیت بورس یکشنبه ۳۱ خرداد

  • هزارمین بازی جام جهانی با پیروزی ژاپن رقم خورد

  • درباره یک چریک عارف

  • دیدار گروسی با وزیر خارجه سوئیس در بورگن اشتوک

  • پیام وزیر خارجه سوئیس پس از دیدار با عراقچی

  • جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس +فیلم

  • خط و نشان بی‌سابقه‌ی روزنامه‌ی اسراییلی برای ترامپ + عکس

  • چه کسی پشت نبویان پنهان است؟

  • قیمت موبایل‌ امروز یکشنبه ۳۱ خرداد

  • یارانه‌بگیران در آستانه تغییر بزرگ

  • خبر امضای مجدد توافق ایران و آمریکا صحت ندارد

  • حیرت غرب از شکست در مأموریت حذف موشک‌های ایران + عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 427405
    تاریخ انتشار: 29/خرداد/1405 - 12:22

    رئیس موساد هم به رضا پهلوی رکب زد!

    رژیم صهیونیستی چهل سال پیش به این جمع‌بندی رسیده بود که رضا پهلوی و ژنرال‌های فراری‌اش کمترین قدرت تأثیری در ایران ندارند و مهره‌هایی غیرقابل اعتمادند و خط وابستگی خاندانی را فاش می‌کند که تاج‌وتخت خود را همیشه از بیگانه گدایی کرده‌اند؛ از کودتاهای ۱۳۳۲ تا التماس‌های امروز در تل‌آویو برای جنگ با ایران، چرخ بر همان پاشنه توهم و شکست می‌چرخد.

    رئیس موساد هم به رضا پهلوی رکب زد!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس

    در زمستان سال ۱۳۶۰ ش (فوریه ۱۹۸۲ میلادی)، درست در روزهایی که ملت ایران تازه طعم استقلال را چشیده بود و درگیر جنگ تحمیلی بود، یعقوب نیمرودی، مامور کهنه‌کار رژیم صهیونیستی، مقابل دوربین برنامه «پانوراما» شبکه بی‌بی‌سی نشست و رسماً خواستار دست‌به‌کار شدن غرب برای سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران شد. چند روز پس پخش این گفت‌وگو رضا پهلوی از مراکش با او تماس تلفنی برقرار کرده و از بابت این ایده تشکر کرده بود.

     

    این مکالمه، آغازگر یکی از پیچیده‌ترین توطئه‌های عبری-عربی علیه ایران بود. تابستان سال ۱۳۶۱ ش و هم‌زمان با تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و فاجعه کشتار اردوگاه‌های صبرا و شتیلا، حس غرور کاذبی برای اسرائیلی‌ها و دوستان ایرانی‌شان ایجاد شد. در همین فضا، هواپیمای اختصاصی عدنان خاشقچی، میلیاردر سعودی با نام رمز «عقاب» در موساد، در مراکش به زمین نشست تا جلساتی سه‌روزه میان رضا پهلوی، ژنرال‌های فراری ارتش شاهنشاهی نظیر رضوانی و جم و مقامات ارشد صهیونیست برگزار شود.

     

     

     

     

    این نشست که در کلوپ گردشگری «کوه کنیا» در مرز تانزانیا متعلق به خاشقچی برگزار شد، به پیشنهاد آریل شارون، وزیر جنگ اسرائیل، قرار شد پایتخت سودان به زرادخانه تسلیحاتی کودتا تبدیل شود. در این میان، عدنان خاشقچی اعلام کرد موافقت ملک فهد پادشاه عربستان را برای امضای یک چک ۸۰۰ میلیون دلاری دریافت کرده و تأکید کرد که در صورت نیاز، آمادگی پرداخت حتی تا یک میلیارد دلار را نیز از سوی عربستان تقبل خواهد کرد. جعفر نمیری، رئیس‌جمهور سودان نیز پرداخت ۱۰۰ میلیون دلار دیگر را متعهد شد تا بودجه کامل این عملیات براندازی تأمین شود.

     

    اما ارزیابی‌های درون‌سازمانی موساد، پایانی تلخ برای این معامله بود. اسحاق خوفی، رئیس وقت موساد، پس از بررسی گزارش‌های دیوید کیمحی به این جمع‌بندی قاطع رسید که رضا پهلوی و افسران اطرافش در برابر اقتدار درون‌مرزی نظام جمهوری اسلامی ایران «نه تنها کمترین قدرت تأثیرگذاری را ندارند، بلکه اصلاً قابل اعتماد نیستند.» هراس از شکست و رسوایی، سران رژیم صهیونیستی را به عقب‌نشینی واداشت تا به دستور اسحاق خوفی، نماینده رسمی موساد به مراکش برود و صراحتاً به رضا پهلوی گوشزد کند که «با طناب پوسیده امثال نیمرودی خود را به درون گرداب پرتاب نکند

     

     

     

     

    این بی‌اعتمادی و نگاه ابزاری، مدتی بعد در ماجرای رابرت مک‌فارلین با ابعادی بسیار پیچیده‌تر تکرار شد. کانون‌های دسیسه‌گر یهودی و غربی، این بار یک جنگ روانی گسترده را در اوج دفاع مقدس طراحی کردند تا با القای ارتباط پنهان ایران با واشنگتن و تل‌آویو، روحیه رزمندگان را در جبهه‌ها متزلزل کنند. این توطئه چندلایه حاصل نشست‌های فشرده‌ای بود که در تل‌آویو، واشنگتن و حتی خانه شخصی یعقوب نیمرودی در لندن برگزار شد؛ شبکه پیچیده‌ای از مهره‌های اطلاعاتی و سیاسی که هدایت آن را در آمریکا افرادی چون دریاسالار پویندکستر، سرهنگ اولیور نورث، گاسپار واینبرگر، وزیر جنگ، و جرج شولتز، وزیر خارجه، تحت نظارت مستقیم رونالد ریگان و جرج بوش پدر بر عهده داشتند.

     

    دلالان تبهکاری چون منوچهر قربانی‌فر و آل شویمر در کنار مایکل لدین، مشاور تیم آمریکایی، نیز نقش واسطه را ایفا می‌کردند. در طرف مقابل، شمعون پرز، اسحاق رابین و اسحاق شامیر با هماهنگی ناحوم ادمونی، رئیس موساد و شلومو گازیت، رئیس پیشین امان، تیم صهیونیستی را مدیریت می‌کردند. اما تمام بافته‌های این شبکه عریض و طویل، با فرمان قاطع و تاریخی امام خمینی (ره) مبنی بر بازگرداندن و اخراج مک‌فارلین و همراهان صهیونیست او، در یک لحظه به باد فنا رفت. شکست این طرح به تعبیر خود نیمرودی، «بزرگ‌ترین رسوایی تاریخ آمریکا» و بلکه اسرائیل را رقم زد؛ افتضاحی چندبعدی که مک‌فارلین را به مرز خودکشی رساند، ویلیام کیسی، رئیس سیا، را هنگام شرح این شکست در کنگره دچار سکته مغزی کرد و به عزل و تعلیق ۲۰۰ مقام آمریکایی انجامید.

     

     

     

     

    حتی به نوشته یان بلک و بنی موریس در کتاب «جنگ‌های مخفی موساد»، عمیرام نیر، مشاور امنیتی نخست وزیر اسرائیل که در اواخر پروژه با کنار زدن نیمرودی و کیمحی کنترل امور را در دست گرفته بود، مدتی بعد به طرزی رازآلود توسط خود صهیونیست‌ها به قتل رسید تا اسرار این افتضاح مدفون بماند. امروز و پس از گذشت بیش از چهار دهه، چرخ بر همان پاشنه سابق می‌چرخد. بازمانده همان خاندان سلطنتی، درست مانند پدر و پدربزرگش که تاج و تخت خود را وامدار کودتاهای بیگانگان (سوم اسفند ۱۲۹۹ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) بودند، هنوز در راهروهای واشنگتن و تل‌آویو دست به دامن دشمنان ملت ایران می‌شود تا شاید تکه‌ای از قدرت غصب‌شده گذشته را گدایی کند.

     

    سفرها، دیدارهای پنهان و آشکار با تندروهای آمریکایی و مقامات صهیونیست، و التماس برای تشدید تحریم‌ها و فشارهای خارجی، استمرار همان خط تسلیم و وابستگی مطلق به بیگانه است. اما واقعیتِ امروزِ میدان، بسیار فراتر از محاسبات توهم‌آمیز جریان براندازی است. تاریخ نشان داده که طناب پوسیده استکبار و صهیونیسم هیچ‌گاه تکیه‌گاه امنی برای مهره‌های دست‌نشانده نبوده و نظام اسلامی ثابت کرده است که در صیانت از حاکمیت ملی و استقلال خود، در برابر هیچ فشار و توطئه‌ای کوتاه نخواهد آمد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما