پنجشنبه 28 خرداد 1405 - Thu 18 Jun 2026
  • این جام متعلق به صورتی‌پوشان است!

  • قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۷ خرداد

  • پایان همکاری مهدی رحمتی با خیبر

  • یادداشت تفاهم‌ ایران و آمریکا؛ انتقادات از ترامپ آغاز شد

  • هشدار اینترپل درباره سونامی جرایم سایبری در آسیا

  • اسموتریچ: از لبنان عقب‌نشینی نخواهیم کرد

  • ۱۳۳ هواپیما از زیر موشک‌ها نجات پیدا کردند

  • ۱۰ عادت مهم برای سلامت مغز را بشناسید

  • در حال حاضر مثلث برمودا در تنگه هرمز است

  • فوت ۲ برادر ملکانی در استخر کشاورزی

  • سلطنت‌طلبان و شادی از گل خوردن تیم ملی!/ فیلم

  • اولین شکست آسیایی‌ها در جام جهانی

  • اعتراض رسمی کاپیتان ایران: خسته شدیم

  • افزایش توان موشکی ایران پس از جنگ؛ غیرقابل رهگیری + عکس

  • اگر دشمن عهدشکنی کند، مقابله‌به‌مثل خواهیم کرد

  • منتخب عکس‌های روز جهان / عکس

  • سرلشکر رشید ستون اتاق فکر دفاع مقدس بود

  • شب اول محرم ۱۴۰۵ با نوای حاج محمود کریمی

  • قالیباف و ونس در روز امضای تفاهم حضور دارند

  • در روز امضای تفاهم دور جدید مذاکرات با آمریکا آغاز می‌شود +فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 387044
    تاریخ انتشار: 22/آبان/1403 - 10:45

    در دولت پست گرفتند ناگهان همه چیز گل و بلبل شد!

    شاید اگر برخی می‌دانستند مملکت با این دلار و سکه و برق و گاز و مسائل پیچیده خارجی، در فصل پاییز اینچنین بهار دلکش و گلشن و رنگارنگ توصیف می‌شود، زودتر زمینه حضور منتقدان را در مناصب دولتی فراهم می‌کردند!

    در دولت پست گرفتند ناگهان همه چیز گل و بلبل شد!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از روزنامه جوان،

    در نقدی آمیخته با چاشنی طنز درباره عملکرد نشریات شبه اصلاح‌طلب، قبل و بعد از تشکیل دولت پزشکیان نوشت: یک پرسش پرتکرار این روز‌ها هم در محافل سیاسی و علمی و هم در میان مردم عادی این است که چرا حس می‌کنیم همه‌ چیز خوب و درست و گل‌وبلبلی است، و مثل گذشته دیگر از وضع دلار و سکه و گرانی و تحریم و آلودگی هوا یا بحث روابط خارجی و امنیت و سیاست داخلی و مسائل اجتماعی کمتر می‌شنویم، با آنکه وضع به‌قدر کافی آن‌طور هست که بیشتر درباره آن بحث کنیم؟! پاسخ کوتاه من این است که، چون آنها که درباره این همه سخن می‌گفتند و تحلیل می‌کردند، اکنون پست و منصب گرفته‌اند، همین! و به‌ همین ‌راحتی!
     

    از باب مثال وقتی مدیرمسئول روزنامه اعتماد، می‌شود رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، تیتر روزنامه‌اش در چنین روز‌هایی به فرنام رمان‌های عشقی عامه‌پسند نزدیک است: «آسمان آبی‌تر می‌شود»! همین تیتر که واکنشی است به ممنوعیت مازوت‌سوزی (و البته پنهان ‌نگه‌داشتن خبر قطع منظم برق در زمستان)، اگر دولت‌های غیرهمسو سرکار بودند، با عباراتی که مخاطب را زهره‌ترک می‌کرد، انتخاب می‌شد. مثلاً «زمستان سیاه و تاریک با طرفداران وضع ‌موجود!».
     
    یا ستون‌نویس ثابت همین روزنامه اعتماد و روزنامه هم‌میهن را ببینید! الان کجاست؟! و مشغول کدام تبیین و تحلیل؟! خیلی نرم و مهربانانه و «با تقدیم عشق» درباره ناترازی‌ها می‌نویسد و از اینکه دولت این حقیقت را که ناترازی‌ها تقصیر قبلی‌هاست فریاد نمی‌زند، تشکر می‌کند و نهایت استدلالش این است که «حالا شد»! یعنی الان که دولت پذیرفته است ناترازی وجود دارد، خودش یک گام بزرگ و اساسی به سوی هدف است! همین‌قدر ملوس و شل ‌و بی‌جان و با تقدیم احترامات فائقه!
    فقط هم بحث به مسائل اقتصادی و سیاست داخلی مربوط نمی‌شود. پوتین همیشه یک عنصر مطرود در این رسانه‌ها بود. به‌ویژه روزنامه سازندگی که هر دو هفته یک‌بار عکس‌تمام‌قد پوتین را به اصطلاح فول‌پیج کار می‌کند و از بلا‌ها و توطئه‌ها و خیانت‌های روس‌ها به ایران می‌گوید، حالا دیدار پوتین با پزشکیان برایش مهم و سرنوشت‌ساز می‌شود و با تیتر‌های مثبت و راهبردی به استقبال آن می‌رود و دیدار نخست‌وزیر روسیه با پزشکیان در تهران را «دیدار استراتژیک» تیتر می‌کند.
     
    روزنامه شرق روسیه‌ستیز و چین‌ستیز قهار نیز حالا دیدار پوتین با پزشکیان را مهم و راهبردی توصیف می‌کند! روزنامه سازندگی در دولت سیزدهم، مسئله برجام را به قطعی گاز در زمستان مربوط می‌دانست و با تیتر «در انتظار زمستان» و عکسی از رئیس‌جمهور سیزدهم که در برف پوشیده شده است، رویکرد خاص خود را نشان می‌داد. به آسانی می‌توان منتظر ماند تا احتمالاً قطعی گاز در دولت چهاردهم را با عکس زیبایی از برف و یخبندان تهران در این روزنامه ببینیم با تیتر «زیبایی زندگی در سرمای اسکاندیناوی با شفق‌های
    قطبی!» 

     
    گرایش این نوشته به طنز، عمدی نیست. ماجرا خود به‌قدر کافی خنده‌دار است. شاید اگر برخی می‌دانستند مملکت با این دلار و سکه و برق و گاز و مسائل پیچیده خارجی، در فصل پاییز اینچنین بهار دلکش و گلشن و رنگارنگ توصیف می‌شود، زودتر زمینه حضور منتقدان را در مناصب دولتی فراهم می‌کردند!

    و اگر نظریه‌پردازان ارتباطات که شش ‌دهه قبل معتقد بودند حضور طولانی مقابل رسانه‌ها به «کاشت» باور‌های مبالغه‌آمیز درباره میزان خشونت در جامعه می‌انجامد و احساس ناامنی، قربانی‌ شدن و بی‌اعتمادی میان ‌فردی را دامن می‌زند، اکنون با شرایط جدید روبه‌رو می‌شدند، نظریه «برداشت» را خلق می‌کردند که مطابق آن حضور و مهاجرت ناگهانی منتقدان بی‌رحم از رسانه منتقد دولت به شورای رسانه‌ای دولت، منجر به «برداشت» سهم رسانه از قدرت و تغییر باور‌ها درباره جامعه و احساس امنیت و قربانی ‌نبودن و «اعتماد» به دولت می‌شود!

    یکدست‌شدن رسانه‌های منتقد با دولت، بسیار خطرناک‌تر از یکدست‌شدن قوای‌ سه‌گانه و خالص‌سازی است.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما