شنبه 20 تير 1405 - Sat 11 Jul 2026
  • واکنش انفعالی گروسی به تجاوز اخیر آمریکا

  • ایران اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشیده است

  • بازگشایی صحن آزادی، امکان زیارت محل خاکسپاری رهبر شهید فراهم شد

  • حمله به زیرساخت‌ها مقابله‌ به‌ مثل خواهد شد

  • تهران حملات تروریستی در جنوب غرب پاکستان را محکوم کرد

  • دیدار وزرای امور خارجه ایران و اندونزی در مشهد

  • مترو و اتوبوس تهران از شنبه باز هم رایگان است؟

  • هیچ شرایطی اجازه در امور تنگه هرمز به آمریکا داده نخواهد شد

  • عملیات موفق خنثی‌سازی بمب ۲۰۰۰ پوندی در کرج

  • پروازهای فرودگاه مشهد از سر گرفته شد

  • قدردانی محسن رضایی از حضور مردم عراق در تشییع رهبر شهید

  • قاب‌هایی از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در مشهد

  • هشدار برای والیبالیست‌های ایران با سقوط در رنکینگ جهانی

  • آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد میان اهل سنت و شیعیان شدند!

  • ترامپ جنگ را از سر نمی‌گیرد

  • حمله آمریکا به اسکله پنج‌پله بندرعباس

  • نمودار درختی مرحله حذفی جام جهانی پس از صعود فرانسه

  • پرسپولیس با این مدیریت ضربه می‌خورد

  • ولایت فقیه یعنی بعد از ۴۷سال حکمرانی

  • حمله انتحاری به منزل یک رهبر سیاسی در پاکستان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 371623
    تاریخ انتشار: 22/ارديبهشت/1403 - 11:55
    کاری از محسن برآسود:

    آرزوی پدر و دختری یک فرمانده لشکر+ عکس

    شهید حاج کاظم نجفی رستگار در بهار سال ۱۳۳۹ در شهر ری به دنیا آمد و در جریان عملیات بدر روز پنجشنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۳۶۳ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

     آرزوی پدر و دختری یک فرمانده لشکر+ عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    همسر شهید کاظم نجفی رستگار، فرمانده لشکر ۱۰ سیدالشهدا می‌گوید: ۴۰ روز قبل از شهادت حاج کاظم، دخترمان به دنیا آمد. او خیلی وقت‌ها بالای سر محدثه می‌ایستاد و خدا را شکر می‌کرد.

    دخترمان محدثه، تنها یادگار حاج کاظم، بهمن ۱۳۶۳ به دنیا آمد. یادم می‌آید آن زمان هنوز مو‌های محدثه کامل در نیامده بود، وقتی به خانه مادرم می‌رفتیم، یک مغازه سر کوچه‌شان بود که گلِ سر می‌فروخت. حاج‌کاظم وقتی جلوی آن مغازه می‌رسید آهی می‌کشید و می‌گفت: خدایا! یعنی من می‌توانم بمانم تا آن روز که یک گل‌ِ سر برای دخترم بخرم؟

    حاج‌کاظم ۱۰ روز قبل از رفتنش، وقتی می‌خواست قربان صدقه محدثه برود، می‌گفت: انیس و مونس مادر. یک روز به همسرم اعتراض کردم که این دختر انیس و مونس تو هم هست. این را که گفتم، جواب داد: دختر انیس و مونس مادر است، دوتایی با هم دست به یکی می‌شوید، علیه من!.. باهم خندیدیم. حاج کاظم می‌خواست حواس من را از موضوع پرت کرد، اما با رفتارهایش احساس می‌کردم بار سفر را بسته است و شهید خواهد شد.

    شهید حاج کاظم نجفی رستگار

    بالاخره آخرین روز‌ها بود که ما ۳ نفر کنار هم بودیم. حاج کاظم عازم جبهه شد و ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ خبر شهادت او را آوردند، اما پیکر او ۱۳ سال طول کشید تا به خانه برسد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما