چهارشنبه 17 تير 1405 - Wed 08 Jul 2026
  • جهش بزرگ اسپانیا در مسیر قهرمانی پس از شکست پرتغال

  • بی‌اعتمادی نفت به آتش‌بس

  • درباره رنگ سرخ تصاویر بدرقه قرن

  • واکنش دهنوی به تشییع میلیونی رهبر انقلاب

  • سپاه امروز کدام تجهیزات و مراکز آمریکایی را منهدم کرد؟

  • جزئیات لحظه به لحظه بدرقه تاریخی امام شهید / برنامۀ بدرقه و تشییع رهبر شهید در قم+عکس و فیلم

  • چه کسی در کربلا بر پیکر رهبر شهید نماز می‌خواند؟

  • ادعای قطر: ایران مسئول حمله به نفتکش ماست

  • قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۱۶ تیر

  • فرودگاه مشهد پنجشنبه تعطیل است

  • نشست ناتو و کشورهای عرب درباره تنگه هرمز

  • پدر نیمار مقابل تصمیم احتمالی پسرش ایستاد

  • زمان دریافت کارت ورود به جلسه آزمون‌های نهایی

  • اعتراف نشریه فارن‌پالیسی: مهار ایران شکست خورد

  • روسیه از مذاکرات مربوط به تنگه هرمز استقبال می‌کند

  • پیام سردار قاآنی در آستانه برگزاری تشییع رهبر شهید در عراق

  • وداع جمعیت میلیونی تشییع‌کنندگان با امام شهید/ گلباران پیکر مطهر قائد شهید در مسیر تشییع‌/ مردم! آقا از تهران رفتند... +عکس و فیلم

  • سرویس دهی مترو به حالت عادی بازگشت

  • قیمت طلا امروز یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

  • سرمربی جدید پرسپولیس انتخاب شد؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 329866
    تاریخ انتشار: 04/بهمن/1401 - 16:43

    روایت اشرف پهلوی از نگاه پدرش به جایگاه زن ایرانی

    نگاه طاغوت به جایگاه زن ایرانی را می‌توان در نوع پاسخ رضاشاه به درخواست دخترش اشرف پهلوی برای تحصیل در سوئیس مشاهده کرد: دست از این مزخرفات بردار!

    روایت اشرف پهلوی از نگاه پدرش به جایگاه زن ایرانی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از میزان ، اشرف پهلوی در سال ۱۹۳۳ میلادی (۱۳۱۲) به همراه مادرش به آلمان و سپس به سوئیس رفت. در آن ایام، محمدرضا پهلوی نیز در سوئیس بود. اقامت محمدرضا در سوئیس، اشرف را به این فکر واداشت که وی نیز در آن کشور به تحصیل بپردازد. از این رو برآن شد این تصمیم را با رضاخان مطرح کند. مواجهه رضاشاه با این تصمیم دخترش، می‌تواند نگاه شاه وقت ایران به زنان را بازنمایی کند.

    اشرف می‌گوید: در همان نظر اول، واله و شیدای سوئیس شدم، با آن چشم‌انداز زیبای نفس‌گیرش که به نظر می‌رسید در ظاهر سالم و شاد و خندان و سعادت‌بار مردم منعکس شده است… تازه کردن دیدار با برادرم و مشاهده‌ی زندگی در سوئیس، شوق فراوانی برای ماندن در من برانگیخت. می‌دانستم که پدرم مشکل اجازه ماندن می‌دهد.

    من تلگرافی فرستادم و خواهش کردم اگر اجازه می‌دهد، بمانم و در مدرسه‌ای اروپایی تحصیل کنم. پاسخ تلگرافی او، تند و کوتاه بود: «دست از این مزخرفات بردار و بلافاصله به ایران برگرد.» هیچ توضیح دیگری نبود. ولی همین نیز خاص رضا شاه بود. وقتی که پی بردم برای همیشه از فرصت‌هایی که به برادرهایم می‌دهد محروم هستم، عصبانی و سرخورده و آزرده شدم. با اینکه نومید و خشمگین بودم…

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما