جمعه 09 مرداد 1405 - Fri 31 Jul 2026
  • کشور میانجی دلالی را شروع کرد

  • ادعای حمله سایبری ایران به سامانه آب مینه‌سوتا

  • دو نفتکش متخلف مورد اصابت قرار گرفته و متوقف شدند+ فیلم

  • خطر افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی در کودکان

  • اسطوره میلان درگذشت

  • مدودف: روسیه در مرحله مهم از پایان جنگ قرار دارد

  • آخرین وضعیت تردد در تنگه‌ هرمز و باب‌المندب

  • جنجال در اسپانیا؛ کشته شدن۱۸ مهاجر در مرز مراکش / فیلم

  • دو زلزله پیاپی مرز ایران و عراق را لرزاند

  • تصاویر تازه ماهواره‌ای از پایگاه علی السالم کویت پس از حملات ایران + فیلم

  • قیمت دینار عراق امروز جمعه ۹ مرداد

  • موافقت مشروط حماس با خلع سلاح

  • تاثیر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودروهای دست دوم

  • شهادت یک مامور گیلانی در درگیری با سارقان مسلح شادگان

  • قیمت دلار امروز جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵

  • اختلاف دولت و مجلس بر سر حذف واسطه‌ها

  • قالیباف: آمریکا تاوان می‌دهد

  • قیمت سکه و طلا امروز جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵

  • بیانیه استقلال درباره توهین به اعضای این باشگاه

  • رصد تحرکات مریم رجوی در ایتالیا توسط یک باند گنگستری! / تقاطع‌گیری منافقین با سلطنت‌طلبان پس از شکست در میدان+ عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 293889
    تاریخ انتشار: 02/ارديبهشت/1401 - 16:52

    بیا که بریم به مزار...

    افشین علا، شاعر معاصر یکی از سرودهایش به نام بیا که بریم به مزار را در کانال تلگرامی خود منتشر کرد.

     بیا که بریم به مزار...

    بیا ملا محمد جان به کابل

    به سیل لاله و نسرین و سنبل

    "مزار" اینجاست این اقلیم خون بار

    بیا کابل برای سیر گلزار

    ببین یک سو گلی افتاده بر خاک

    گلی آن سو گریبان می کند چاک

    بیا چون من ببین با دیده ی تر

    چه گلهایی که ظالم کرد پرپر

    ببین بس پشته ها از کشته اینجاست

    بسی دختر به خون آغشته اینجاست

    بسی بلبل بسی کفتر به خون خفت

    بسی آهو بسی دختر به خون خفت

    بیا در سوگ طفلم یاری ام ده

    در اندوه گلم دلداری ام ده

    گلم می آمد از مکتب، پیاده

    خرامان مثل کبکی روی جاده

    می آمد خانه تا رویش ببوسم

    دو چشم و طاق ابرویش ببوسم

    ولی کشتند گرگان، طفلکم را

    دریدند آن غزال کوچکم را...

    کجا رفتی گلم؟ درمان دردم!

    کجا باید به دنبالت بگردم؟

    عزیزم! ساق همچون کوکبت کو؟

    مداد نازک مشق شبت کو؟

    چه شد آن بازوان نازنینت؟

    کجا افتاده دست مرمرینت؟

    چرا دختر! النگویت شکسته؟

    چرا خون روی کیفت نقش بسته؟

    فدای کفش های پاره ی تو

    فدای سرخی رخساره ی تو

    فدای آن لبان روزه دارت

    فدای نرگس مست خمارت

    گل من! تشنه بودی آخرین بار

    بیا بابا که آمد وقت افطار

    کجا افتاده ای؟ جانم فدایت

    بیا در خانه، اینجا نیست جایت

    ندارم تاب جای خالی ات را

    بیا باید ببافی قالی ات را

    شدی صدپاره، چون آیم به سویت؟

    سرت کو؟ تا ببوسم من گلویت

    جدا شد دستَکت بابا بمیرد!

    چه دستی بعد از این دستم بگیرد؟

    جدا شد پایَکت نیلوفر من

    چه سان لِی لِی کنی پس دختر من؟

    دگر عطرت نمی پیچد به خانه

    مگر از تار گیسویت ز شانه...

    چه بی رحمی چه خونخواری تو ای خصم

    نه دین داری نه آئین داری ای خصم

    بگو از طفل معصومم چه دیدی؟

    که همچون گرگ، جسمش را دریدی

    چه زاری ها از این بیداد کردم

    علی شیر خدا را یاد کردم

    علی شیر خدا صبرم بیاموز

     تو مرهم نه بر این زخم جگرسوز

    علی شیر خدا ای شاه مردان

    بلا از خطه ی کابل بگردان...

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما