یکشنبه 15 شهريور 1405 - Sun 06 Sep 2026
  • چرا ثبت‌نام عمره آغاز نشد؟

  • ترامپ در میان آمریکایی‌ها به «جیمی کارتر دوم» تبدیل شده است

  • آقای روحانی دوگانه اصلی مقاومت و تسلیم است نه هیچ چیز دیگر

  • نجات گوزن گرفتار در چاه توسط دو مرد / فیلم

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

  • اقدام عجیب ستاره پرسپولیس!

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور

  • حالا ایران، آمریکا را تحریم اولیه و ثانویه می‌کند

  • سپاه: شمپاد آمریکایی مورد حمله قرار گرفت

  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • عاصم منیر، حاکم واقعی پاکستان شد؟

  • تجاوزات صهیونیست‌ها با همدستی آمریکا ادامه دارد

  • چگونه می‌توان جنگ اقتصادی را برای آمریکا پرهزینه کرد؟

  • تهدیدهای ترامپ بیشتر در حد عملیات روانی است

  • علی‌الطاهر قبل از سقوط درگیر روایت صهیونیستی شد

  • تکذیب حمله به تاسیسات هسته‌ای اصفهان

  • آیین راهپیمایی نور در بخارست / عکس

  • یک سلبریتی جایگزین نوید محمدزاده در نمایش آرش

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 275400
    تاریخ انتشار: 22/آذر/1400 - 10:08

    محل خاص جلسه فرمانده یک قرارگاه سری!

    محل خاص جلسه فرمانده یک قرارگاه سری!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،سردار سرلشکر شهید علی هاشمی فرمانده قرارگاه سری نصرت و سپاه ششم امام صادق(ع) دهم شهریور سال 1340 در اهواز دیده به ‌جهان گشود و چهارم تیر سال 1367 در جزیره مجنون به‌ شهادت رسید. در هنگام پذیرفتن مسئولیت سپاه حمیدیه و بعد سپاه سوسنگرد، تشکیلاتی را تحویل می‌گرفت که نه از لحاظ نیرو، کمیت و کیفیت مناسبی داشتند و نه از لحاظ امکانات و تجهیزات. او با سعه ‌صدری که داشت شروع به جذب نیرو می‌کرد و سختگیری‌های معمول را کنار می‌گذاشت و با حسن ‌ظن تاثیرگذاری، تعداد قابل توجهی را به‌خدمت سپاه در‌می‌آورد. از این نظر سپاه اهواز، حمیدیه و سوسنگرد مدیون مدیریت مثال‌زدنی و فرماندهی قوی و جذاب او بود. این قدرت اداره و سازماندهی، در هدایت قرارگاه نصرت و در جذب نیروهای بومی و ماهیگیران در هور و نیز فراریان نظامی عراقی و ناراضی‌های پنهان در میان نیزارها برای کار شناسایی و اطلاعات، نقش تعیین‌کننده و به‌سزایی داشت.



    همسر شهید هاشمی می‌گوید: «مشغله حاج علی زیاد بود. به‌خاطر مسئولیتش او را لحظه‌ای آرام نمی‌گذاشتند. پیش ما هم که بود، تلفن‌ها و مراجعات رهایش نمی‌کرد. برای وضع حمل در بیمارستان بستری بودم. او هم حضور پیدا کرد. همرزمانش بعد از اطلاع از جای او، یکی یکی به بیمارستان آمدند، هر کدامشان با او کاری داشتند. تعدادشان که زیادتر شد، حاج علی به‌ناچار در محوطه بیمارستان، آنها را دور هم جمع کرد و جلسه را همانجا در میان چمن‌های حیاط بیمارستان برگزار کرد! هم هوای من و فرزندان را داشت و هم از مسئولیتش غافل نبود.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما