یکشنبه 14 تير 1405 - Sun 05 Jul 2026
  • افزایش سهمیه بنزین برای برخی استان ها

  • طرفداری رئیس فیفا از یک تیم لو رفت

  • عطوان: این تشییع نماد یک کشور پیروز است

  • فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه معرفی شد

  • فیلم/ همخوانی دعای وحدت در مصلی تهران

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • واکنش اسکوچیچ به مذاکره با پرسپولیس

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • کاری نداریم جز تدارک لحظه انتقام بزرگ تو

  • یکی از سران حزب لیکود حزب نتانیاهو را ترک می‌کند

  • هک تلفن نماینده سابق پارلمان اروپا

  • صدور کیفرخواست پرونده رضا پهلوی

  • روایت خبرنگار «سی‌ان‌ان» از وداع مردم ایران با رهبر شهید

  • انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی

  • سخنرانی ترامپ از پشت شیشه‌های ضدگلوله!

  • قیمت دلار، طلا و سکه امروز شنبه ۱۳ تیر

  • هیچ دلی نیست که دلداده او نباشد

  • تشییع میلیونی پیکر رهبر ایران، نمایش قدرت ایران است

  • بدشانسی مدافع مصر تاریخی شد+ فیلم

  • سه شنبه شهر تهران تعطیل است یا استان تهران؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 275400
    تاریخ انتشار: 22/آذر/1400 - 10:08

    محل خاص جلسه فرمانده یک قرارگاه سری!

    محل خاص جلسه فرمانده یک قرارگاه سری!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،سردار سرلشکر شهید علی هاشمی فرمانده قرارگاه سری نصرت و سپاه ششم امام صادق(ع) دهم شهریور سال 1340 در اهواز دیده به ‌جهان گشود و چهارم تیر سال 1367 در جزیره مجنون به‌ شهادت رسید. در هنگام پذیرفتن مسئولیت سپاه حمیدیه و بعد سپاه سوسنگرد، تشکیلاتی را تحویل می‌گرفت که نه از لحاظ نیرو، کمیت و کیفیت مناسبی داشتند و نه از لحاظ امکانات و تجهیزات. او با سعه ‌صدری که داشت شروع به جذب نیرو می‌کرد و سختگیری‌های معمول را کنار می‌گذاشت و با حسن ‌ظن تاثیرگذاری، تعداد قابل توجهی را به‌خدمت سپاه در‌می‌آورد. از این نظر سپاه اهواز، حمیدیه و سوسنگرد مدیون مدیریت مثال‌زدنی و فرماندهی قوی و جذاب او بود. این قدرت اداره و سازماندهی، در هدایت قرارگاه نصرت و در جذب نیروهای بومی و ماهیگیران در هور و نیز فراریان نظامی عراقی و ناراضی‌های پنهان در میان نیزارها برای کار شناسایی و اطلاعات، نقش تعیین‌کننده و به‌سزایی داشت.



    همسر شهید هاشمی می‌گوید: «مشغله حاج علی زیاد بود. به‌خاطر مسئولیتش او را لحظه‌ای آرام نمی‌گذاشتند. پیش ما هم که بود، تلفن‌ها و مراجعات رهایش نمی‌کرد. برای وضع حمل در بیمارستان بستری بودم. او هم حضور پیدا کرد. همرزمانش بعد از اطلاع از جای او، یکی یکی به بیمارستان آمدند، هر کدامشان با او کاری داشتند. تعدادشان که زیادتر شد، حاج علی به‌ناچار در محوطه بیمارستان، آنها را دور هم جمع کرد و جلسه را همانجا در میان چمن‌های حیاط بیمارستان برگزار کرد! هم هوای من و فرزندان را داشت و هم از مسئولیتش غافل نبود.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما