چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wed 17 Jun 2026
  • برنامه تمرینی بلژیک پیش از دیدار با ایران

  • افزایش قیمت محصولات ایران خودرو کلید خورد

  • واردات خودروهای برقی برای ناوگان عمومی تهران

  • بلژیک به کمک ترامپ مقابل ایران چشم دوخت

  • ستون پایداری و اقتدار ملی در اندیشه امام خامنه‌ای

  • سیدمجید بنی فاطمه/آقای ما

  • عملیات ویژه ضد راداری سپاه که موجب تسلیم آمریکا در مذاکرات شد +عکس

  • اسرائیلی شدن گروهک‌های ضدانقلاب+ سند

  • سید طالع باکویی / گلیرم کربلا

  • فیلم جدید از حمله به ضاحیه / فیلم

  • آمریکا اراده و توانی برای اجرای تعهدات خود ندارد

  • چرا اسرائیل به ضاحیه حمله کرد؟!

  • پرستوی یهودی و سقوط یک رئیس‌جمهور + عکس

  • انهدام هسته ۴ نفره تروریستی-تکفیری توسط وزارت اطلاعات

  • در بمباران‌ها خاموش بودند؛ امروز برای باخت تیم ملی فریاد می‌زنند

  • حاج قاسم کردستان که بود؟ + عکس

  • هدیه غافلگیرکننده سید مجید به فرزند شهید میرغفاری +عکس

  • حمله هوایی اسرائیل به ضاحیه در بیروت +فیلم

  • هزینه‌های سرسام‌آور شکست ترامپ در برابر ایران

  • از اشک شوق تا هرج‌ومرج در خیابان‌های نیویورک / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 271784
    تاریخ انتشار: 29/آبان/1400 - 10:18

    شیرمرد مدافعان حرم که با موشک اسرائیل شهید شد

    کوچک‌ترین حرکتی که ما از دشمن می‌دیدیم و نزدیک به محاصره می‌شدیم با سیدعمار تماس می‌گرفتیم و او ما را نجات می‌داد.

    شیرمرد مدافعان حرم که با موشک اسرائیل شهید شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»شهید مدافع حرم سیدعمار موسوی، پنجم مرداد 1366 در شهر اهواز و در خانواده‌ای فرهنگی و متدین به دنیا آمد. پدرش دبیر بود و در دوران تحصیل، دانش‌آموز و دانشجویی ممتاز و سختکوش بود. با این حال، عشق به جهاد و شهادت، او را به سمت سپاه کشاند. در گرفتن درگیری‌های نظامی در منطقه، پای او را نیز به جبهه مقاومت کشاند.

    سیدعمار موسوی، سرانجام در تاریخ 20 فروردین 97 در آخرین ماموریت خود در فرودگاه نظامی تی‌فور واقع در استان حمص سوریه، هدف حمله موشکی رژیم ‌اشغالگر صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید. پدر شهید سیدعمار موسوی در مصاحبه با کیهان به ذکر خاطره‌ای پرداخته و گفته بود: «‌یک شب من را به روستایی به نام شبیشه در حمیدیه دعوت کردند، در آن منزل عکس‌های شهید را نصب کرده بودند، بعد از اتمام مجلس یکی از حضار آمد دست من را گرفت و گفت می‌خواهم دستت را ببوسم که من قبول نکردم...گفت شما پدر شهید عمار هستی؟ گفتم بله، گفت باید به سیدعمار بگوییم البطل به معنی شیرمرد. او گفت در سوریه با پسرم بوده و با پیکر او به ایران برگشته. تعریف می‌کرد؛ کوچک‌ترین حرکتی که ما از دشمن می‌دیدیم و نزدیک به محاصره می‌شدیم با سیدعمار تماس می‌گرفتیم و او ما را نجات می‌داد، او مسئول پرواز هواپیماهای بدون سرنشین بود و چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید که هواپیماها به پرواز درمی‌آمد و دشمن را نابود می‌کرد. یک شب نزدیک بود که دشمن ما را اسیر کند ولی سیدعمار بود که ما را از اسارت نجات داد.»




    نظرات بینندگان
    نظرات شما