شنبه 18 مهر 1405 - Sat 10 Oct 2026
  • مشاجره در زندگی مشترک چه تأثیری بر کودکان دارد؟

  • ترامپ دست به دامان پوتین شد

  • وقوع زلزله ۷.۶ ریشتری در پاناما / فیلم

  • اعضای تیم تراکتور راهی نجف شدند

  • پسری که با رویای شهادت بزرگ شد/جنگی که چشم‌به‌راهش بود

  • به فرزندتان «حق السکوت دیجیتال» ندهید

  • عقب‌نشینی زنجیره‌ای نیروهای آمریکایی از پایگاه‌هایشان

  • گروه‌های تجزیه طلب در مدار آمریکا و اسرائیل

  • گوساله‌پرست‌ها و گوساله‌شناس‌ها!

  • ممنوع‌الخروج شدن بیرانوند

  • سرنوشت نوکری کردن برای صهیونیست‌ها

  • ایستادگی ایران در برابر تهاجم؛ تفاوت دو مسیر تاریخی / ونزوئلا تسلیم شد، ایران ایستاد+ عکس

  • میزان خسارات حمله ایران به پایگاه بوهرینگ در کویت / فیلم

  • نیروی دریایی سپاه در مسیر اقتدار پابرجاست/ پیروزی میوه صبر، استقامت و جانفشانی‌ است

  • بن سلمان ۷۷ بر یک به ایران باخت

  • سردار ابن‌الرضا: «میدان» حرف آخر را می‌زند

  • مسابقه عکس مسافرتی گالری هنرمند ۲۰۲۶

  • هشدار فرمانده حنظله به امارات: بیش از این با آتش بازی نکنید

  • این پروتئین‌های گیاهی پرخاصیت را از دست ندهید!

  • اولین تصویر از شهید فراجا در نصرت آباد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 271784
    تاریخ انتشار: 29/آبان/1400 - 10:18

    شیرمرد مدافعان حرم که با موشک اسرائیل شهید شد

    کوچک‌ترین حرکتی که ما از دشمن می‌دیدیم و نزدیک به محاصره می‌شدیم با سیدعمار تماس می‌گرفتیم و او ما را نجات می‌داد.

    شیرمرد مدافعان حرم که با موشک اسرائیل شهید شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»شهید مدافع حرم سیدعمار موسوی، پنجم مرداد 1366 در شهر اهواز و در خانواده‌ای فرهنگی و متدین به دنیا آمد. پدرش دبیر بود و در دوران تحصیل، دانش‌آموز و دانشجویی ممتاز و سختکوش بود. با این حال، عشق به جهاد و شهادت، او را به سمت سپاه کشاند. در گرفتن درگیری‌های نظامی در منطقه، پای او را نیز به جبهه مقاومت کشاند.

    سیدعمار موسوی، سرانجام در تاریخ 20 فروردین 97 در آخرین ماموریت خود در فرودگاه نظامی تی‌فور واقع در استان حمص سوریه، هدف حمله موشکی رژیم ‌اشغالگر صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید. پدر شهید سیدعمار موسوی در مصاحبه با کیهان به ذکر خاطره‌ای پرداخته و گفته بود: «‌یک شب من را به روستایی به نام شبیشه در حمیدیه دعوت کردند، در آن منزل عکس‌های شهید را نصب کرده بودند، بعد از اتمام مجلس یکی از حضار آمد دست من را گرفت و گفت می‌خواهم دستت را ببوسم که من قبول نکردم...گفت شما پدر شهید عمار هستی؟ گفتم بله، گفت باید به سیدعمار بگوییم البطل به معنی شیرمرد. او گفت در سوریه با پسرم بوده و با پیکر او به ایران برگشته. تعریف می‌کرد؛ کوچک‌ترین حرکتی که ما از دشمن می‌دیدیم و نزدیک به محاصره می‌شدیم با سیدعمار تماس می‌گرفتیم و او ما را نجات می‌داد، او مسئول پرواز هواپیماهای بدون سرنشین بود و چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید که هواپیماها به پرواز درمی‌آمد و دشمن را نابود می‌کرد. یک شب نزدیک بود که دشمن ما را اسیر کند ولی سیدعمار بود که ما را از اسارت نجات داد.»




    نظرات بینندگان
    نظرات شما