پنجشنبه 26 شهريور 1405 - Thu 17 Sep 2026
  • «دهن‌کجی» اروپا و کانادا به ترامپ؛ آمریکا تنهاتر می‌شود

  • لاله مرزبان و یک اتفاق خوب در فضای مجازی

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • آیا آب سخت واقعاً موجب تخریب بافت مو می‌شود؟

  • هر گونه اشتباه محاسباتی دشمن با قدرت پاسخ داده می‌شود

  • دشمن مانع ورود واکسن به کشور است

  • هرمز در مشت ایران، باب‌المندب در دست یمن؛ چگونه ایران نظم جدید را از مسیر گلوگاه‌های راهبردی شکل می‌دهد؟

  • سقوط ۴۱ درصدی تولید نفت خلیج فارس

  • اهتزاز پرچم ایران در دهکده بازی‌های آسیایی / فیلم

  • انهدام ۳ هسته عملیاتی گروهک تروریستی تکفیری

  • جدایی ۱۰ بازیکن ستاره از پرسپولیس!

  • قیمت جدید خودروهای داخلی در بازار

  • ادعای تازه ترامپ، تلاش چین برای میانجی‌گری و فشارهای تازه آمریکا + عکس

  • عراق: مرز چذابه از فردا باز می‌شود

  • قیمت سکه و طلا امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • چرا خلبان آ‌مریکایی از تلویزیون ایران می‌ترسید؟ + عکس

  • تماس تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه

  • از لایه ازون چه خبر؟

  • فیل کوچکی بدون خرطوم و دم / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 25196
    تاریخ انتشار: 18/فروردين/1395 - 12:18
    پایگاه خبری حامیان ولایت/بین الملل

    چهارمیلیون مسلمان قربانی جنگ‌های غرب

    شاید از رقم واقعی قربانیان جنگ های نوین غرب در خاورمیانه هیچ گاه مطلع نشویم، اما این رقم باید 4 میلیون نفر یا بیشتر باشد. از آنجا که اکثریت این کشته شدگان عرب تبار و عمدتا مسلمان بوده اند، چه وقت متهم کردن ایالات متحده و متحدانش به نسل کشی، کاری منصفانه خواهد بود؟

    چهارمیلیون مسلمان قربانی جنگ‌های غرب

    در گزارشی که «پزشکان در خدمت مسئولیت اجتماعی» در ماه مارس منتشر کرده، تعداد کشته شدگان در جنگ عراق حدود یک میلیون و 300 هزار نفر و شاید بالغ بر دو میلیون نفر برآورد شده است. با این حال شمار کشته شدگان در جنگ های خاورمیانه ای می تواند بسیار بیشتر از این باشد. در ماه آوریل روزنامه نگار محقق «نافذ احمد» چنین گفت که اگر فقط کسانی را که در جنگ های عراق و افغانستان جانشان را از دست داده اند لحاظ نکنیم، بلکه کلیه قربانیان تحریم های تحمیل شده علیه عراق را نیز در نظر بگیریم، طبق آمار و ارقام سازمان ملل شمار واقعی کشته شدگان به حدود 4 میلیون نفر بالغ می شود که نیمی از آن ها را کودکان تشکیل می دهند.

    اصطلاح «نسل کشی» تا پیش از سال 1943 وجود نداشت. در این سال بود که یک وکیل لهستانی به نام رافائل لمکین این واژه را برای نخستین بار به کار برد. لمکین این کلمه را از ترکیب ریشه یونانی «جنو» که به معنای مردم یا قبیله است و «ساید» که در زبان لاتین به معنای کشتن است، ابداع کرد.

    دادگاه های نورنبرگ که در آن ها افسران ارشد نازی به خاطر جنایاتشان علیه بشریت مورد محاکمه قرار گرفتند و در سال 1945 آغاز شد، حول ایده لمکین از نسل کشی شکل گرفته بودند. تا سال بعد از آن این کلمه وارد حوزه حقوق بین الملل شد و بر اساس تعریف «اتحاد برای خاتمه دادن به نسل کشی»: «در سال 1946 مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ای را به تصویب رساند که تاکید می کرد بر اساس قوانین بین الملل، نسل کشی یک جنایت محسوب می شود، ولی تعریفی قانونی را از این جنایت ارائه نکرد.»

    با حمایت نمایندگان آمریکا، لمکین اولین پیش نویس معاهده جلوگیری و مجازات از نسل کشی را به سازمان ملل ارائه داد. مجمع عمومی در نشست سال 1948 خود این پیش نویس را پذیرفت، هر چند که سه سال دیگر زمان لازم بود تا به تعداد لازم کشورها آن را به امضا برسانند.

    بر اساس این معاهده نسل کشی چنین تعریف می شود: «هر یک از اعمال زیر که تعمدا برای نابودی کل یا بخشی از یک گروه ملی، نژادی یا مذهبی صورت گیرد، اقداماتی نظیر: کشتن اعضای یک گروه؛ عاملیت وارد آمدن آسیب جسمانی یا روانی جدی به اعضای یک گروه؛ تحمیل عامدانه شرایطی برای زندگی یک گروه که به نابودی فیزیکی کل یا بخشی از آن گروه منجر شود؛ تحمیل تمهیداتی به منظور ممانعت از زاد و ولد در درون یک گروه؛ دور کردن به عنف کودکان یک گروه و سپردن آنها به گروهی دیگر.»

    بر اساس این معاهده نسل کشی صرفا به عنوان یک عمل عامدانه با هدف کشتن تعریف نشده است، بلکه می تواند شامل طیف وسیعی از دیگر اقدامات زیانبار نیز شود. از جمله: «تحمیل عامدانه مشقاتی در روند زندگی یک گروه که به نابودی آن گروه بیانجامد، از جمله محروم کردن یک گروه از دریافت منابعی که برای بقای جسمانی به آنها نیاز دارد، مثل آب آشامیدنی، غذا، پوشاک، سرپناه یا خدمات پزشکی. اعمال شیوه هایی که منافی تداوم حیات یک گروه باشد از  طریق به آتش کشیدن محصولات کشاورزی، محاصره ملزومات خوراکی، نگهداری افراد در اردوگاه ها، جا به جایی اجباری یا راندن مردم به بیابان ها.»

    این اقدامات می تواند شامل عقیم سازی اجباری، سقط جنین اجباری، ممانعت از ازدواج یا دور کردن کودکان از خانواده هایشان نیز باشد. در سال 2008 سازمان ملل این تعریق را تعمیم داد و این موضوع را نیز به رسمیت شناخت که «تجاوز و دیگر اشکال خشونت جنسی می تواند در شمول جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت یا یک جزء متشکله نسل کشی قرار گیرد».

    نسل کشی در خاورمیانه

    یکی از عبارات کلیدی در این معاهده، جمله «اقداماتی که با نیت نابود کردن» صورت می گیرد، است. اگرچه واقعیت ها تایید کننده میزان گسترده مرگ و میر در میان نفوس عرب و مسلمان است، با این حال اثبات این نکته دشوار است که این اقدامات با نیت عامدانه «نابود کردن یک گروه ملی، نژادی یا مذهبی» صورت گرفته اند.

    نویسندگان این معاهده هشدار می دهند که معدود کسانی که مرتکب نسل کشی می شوند- همچون نازی ها- در اشاره کردن به سیاست هایشان و در نوشته هایشان بسیار بی پروا و گستاخند. با این حال همانطور که سازمان دیدبان نسل کشی در سال 2002 اشاره کرده است: «نیت را می توان مستقیما بر اساس اظهارات یا دستورهای صادر شده ثابت کرد. اما این ادعا را غالبا باید از یک الگوی اقدامات هماهنگ شده نظام مند استخراج کرد.»

    پس از حملات یازدهم سپتامبر، پرزیدنت جرج بوش واژگانی عجیب و مجادله برانگیز را در یکی از اولین سخنرانی هایش به کار گرفت. او با اشاره به کشمکش های تاریخی - مذهبی هشداری داد که پیتر والدمن و هیو پاپ از نویسندگان وال استریت جورنال آن را چنین گزارش کردند: «پرزیدنت بوش قول داد تا جهان را از شر افراد خبیث برهاند.» وی سپس ادامه داد: «این یک جنگ صلیبی است، این جنگ با تروریسم است، جنگی که مدتی طول خواهد کشید.»

    جنگ صلیبی؟ این کلمه با چنین کاربرد صریحی، به اعزام جنگجویان مسیحی برای تصرف سرزمین مقدس از دست مسلمانان در یک قرن پیشتر اشاره دارد. اما در بخش اعظم جهان اسلام که تاریخ و مذهب در اشکال مختلف چنان با زندگی روزمره مسلمانان در هم آمیخته است که برای اکثر آمریکاییان غیرقابل فهم است، این کلمه معنای دیگری  نیز در بر دارد: یک تهاجم فرهنگی و اقتصادی که مسلمانان بیم آن دارند و هدف از آن به انقیاد درآوردن آن ها و هتک حرمت اسلام باشد.»

    در جنگ هایی که به دنبال این اظهارات در عراق و افغانستان به راه افتاد، آمریکا نه تنها میلیون ها نفر را کشت، بلکه به شکلی نظام مند، زیرساخت های لازم برای برخورداری از زندگی سالم و همراه با رفاه را در این کشورها نابود کرد، سپس در دوران فعالیت های بازسازی،  به جای آنکه این اقدامات را در راستای منافع مردم کشورهای اشغالی به کار بگیرد، از آن ها به عنوان فرصت هایی برای سود بردن استفاده کرد.

    برای اثبات این الگوی رفتاری نسل کشانه، شواهد فراوانی از شکنجه و شایعات همیشگی حاکی از تهاجمات جنسی و مرگ در منطقه و پس از آن پشتیبانی از ظهور دولت خودخوانده اسلامی عراق و سوریه (داعش) از طریق مسلح کردن گروه های شورشی در تمام طرف های این کشمکش وجود دارد.

    بعد از یازدهم سپتامبر آمریکا یک «جنگ با ترور» جهانی را اعلام کرد که هدف آن تضمین ایجاد چرخه ای بی پایان از بی ثباتی و جنگ در خاورمیانه بود. اگرچه تروریست های افراطی با دامن زدن به تنش ها در نتیجه حملات خود غرب به وجود آمدند، هم اکنون برخی از آمریکاییان دیگربار زبان مجادله برانگیز بوش را در اشاره به جنگ های مذهبی به کار گرفته اند و خواهان آن می شوند که مسلمانان را در اردوگاه ها سکنی دهند یا حتی علنا خواستار نسل کشی آن ها می شوند.

    منبع : روزنامه بیرجند امروز

    نظرات بینندگان
    نظرات شما