در شرایط کرونایی زندگی بسیاری از مردم دستخوش تغییر و تحول قرار گرفته و همین مساله مشکلات فراوانی هم برای مردمان رقم زده است؛ مشکلاتی که واقعاً برای حل آنها نیاز داریم به مدیرانی چابک، متهور و بااعتماد به نفس که حجم مشکلات بدنه جامعه را درک کرده باشند.
بخش عمده مشکلات هم اقتصادی است.
اوضاع مالی و اقتصادی خیلی از مردم به هم ریخته و اهالی هنر هم وضع خوبی ندارند. وضع معیشت هنرمندان بهخصوص قدیمیها به شدت بد و نگرانکننده شده است و متاسفانه هیچ نهاد یا ارگانی هم نمیخواهد مسوولیت کمک مستقیم به اهالی هنر را بپذیرد و اصلاً معلوم نیست اگر در روزهای گرفتاری هنرمندان یک حامی مستقیم برایشان نباشد اصلاً چه کاری است که کلی بودجه کنند برای نهادهایی که پسوند «هنری» دارند.
زندگی خودتان چقدر متأثر از کرونا و آسیبهایش شده است؟
بهدلیل شرایط بیماری حاد همسرم (محسن قاضیمرادی) چند سالی از روند بازیگری دور شدهام و مجبور هستم از محسن پذیرایی کنم و البته شکایتی ندارم چون بیش از چهار دهه با ایشان زندگی کردهام و فکر میکنم وظیفه زن و شوهر باشد که در این مواقع سخت کنار هم باشند ولی گله دارم از متولیان هنری کشور که تسهیلات را برای هنرمندان بیمار و گرفتار در انبوه مشکلات اقتصادی فراهم نمیکنند. واقعاً از این همه بودجه میلیاردی که صرف ارگانهای هنری میشود نباید بخشی هم برای تأمین امنیت و آرامش جسمانی هنرمندان صرف گردد؟
دل پری دارید و البته حق هم با شماست. متاسفانه گلایههای شما را از بسیاری از هنرمندان دیگر هم شنیدهایم ولی باز مسوولان اقدام ضربتی برای حل مشکل انجام نمیدهند.
مگر هنرمندان چه میخواهند؟ ما میگوییم اگر تسهیلاتی برای هنرمندان هست به همگان به مساوات بدهند و شک نکنند هنرمندان مستغنی خودشان، تسهیلاتی که گرفتهاند را به ضعیفترها میدهند ولی اینکه به بهانه ارجحیت نیازمندان، کلی از هنرمندان را از فهرست تسهیلات حذف میکنند نه منطقی است و نه اخلاقی.
پیشنهاد خوبی است و امیدواریم جدی گرفته شود.
نکته قابل اشاره در این بحث نقش نهادهای ذیربط به سینما نظیر خانه سینما و وزارت ارشاد در جهت حمایت از هنرمندان پیشکسوت و بیمار است.
چند ماه قبل که برای دریافت کارت یک میلیونی کمکهزینه کرونا و سبدکالا با ما تماس گرفته شد و به خانه سینما رفتم در کمال تعجب به من و همسرم(محسن قاضی مرادی) فقط یک سهمیه دادند! این در حالی است که هر کداممان جداگانه، سالانه حق عضویت خودمان را پرداخت میکنیم. آخر این انصاف است؟
آیا بابت این رفتار اعتراضی به دستاندرکاران نداشتید؟
موقعی که اعتراض کردم با جواب قانعکنندهای مواجه نشدم و مدام میگویند محدودیت منابع داریم. مگر چند سینماگر داریم که مدام از محدویت منابع میگویند؟ مگر سالی چند سبدکالا به اهالی سینما میدهید که مدام میگویید نمیشود به همه داد؟ یعنی حتی در دل کرونا هم نباید از مدیران انتظار داشت که دست از خودی و نخودیبازی بردارند و تسهیلات مصوب را به تمام اهالی هنر تخصیص دهند؟
و عجیب آنکه همچنان مدیران مملکت در مواعیدی همچون انتخابات یاد هنرمندان میافتند.
متاسفانه در سالهای اخیر مدیران فرهنگی برای گرفتن ژست و عکس یادگاری به صورت تشریفاتی به عیادت برخی هنرمندان بیمار میروند که این هم بیشتر فقط تبلیغ برای خودشان است تا انجام کمک واقعی به هنرمندان بیمار وگرنه کمک واقعی این است که حداقل یک فروشگاه زنجیرهای یا یک کلینیک یا لااقل یک درمانگاه وجود داشته باشد که اهالی هنر بتوانند به صورت منصفانه و با حداقل قیمت، نیازهایشان را از آن طریق برآورده کنند.
از کارهای تازه چه خبر؟ اخیراً کار خاص بازیگری داشتهاید؟
«دیوار به دیوار» آخرین مجموعه تلویزیونی است که بازی کردهام و متاسفانه تهیه کننده این کار هنوز بعد از دو سال از زمان پخش سریال دستمزد من را پرداخت نکرده و با مدیر تولیدش من را پاسکاری میکنند. واقعاً در این شرایط انگیزهای میماند برای من بازیگر که با وجود کلی مشکل باز هم به سراغ بازیگری بروم؟
انگیزه کم میشود ولی نمیشود نومید شد.
امیدواریم که اوضاع بهتر شود ولی نمیدانم چرا بعد از سالها هنوز اندر خم مشکلات اولیه هستیم و مدام شعارهای گلدرشت میشنویم ولی درعمل برای ارتقای معیشت هنرمندان هیچ کار جامع و فراگیری صورت نمیگیرد. واقعاً حل کردن مشکلات تمامی هنرمندان سادهتر از آن است که تصور شود ولی ماجرا این است که اغلب روسا فقط کارهایی را پیگیری میکنند که برای خود یا اطرافیانش منفعتی داشته باشد.
منبع : صبح نو



