شکست در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی برای جریان اصلاحات آغازگر دروان التهاب و ابهام، اعتراض و انتقاد و چاره جویی بود. ناکامی در این دوره پس از موفقیتهایی که از سال ۹۲ تجربه شد، برای این گروه گرچه دشوار و تلخ، اما قابل پیش بینی بود. از آن جهت که در سطح قدرت با سد نظارت استصوابی روبرو بودند و در سطح جامعه با کاهش شدید محبوبیت به دلیل پارهای از کردهها و ناکردهها. مجموع این عوامل دست به دست هم داد تا نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات اسفند ماه مجلس با ریزش بسیار شدید آرا روبرو شوند. مواجهه اصلاح طلبان با این شکست یا سکوت و استعفا بود یا مقصرسازی از یکدیگر. همزمانی تجربه شکست با شیوع بیماری کرونا گرچه از شدت تلخی آن کم کرد و تمرکز رسانهای را از اصلاح طلبان برداشت، اما با گذشت هفت ماه از این انتخابات و نزدیکی به انتخابات پیش رو، ضرورت بازیابی و احیای جریان اصلاحات احساس میشود. تکلیف بسیاری از مسائل مانند کاندیدای نیابتی یا اصیل، مانیفست تازه برای حل بحران محبوبیت، بحران استراتژی و تاکتیک باید مشخص و تنظیم شود.
عبور از کاندیدای نیابتی؟
معضلاتی که باید مانیفیست حل کند
«محمود میرلوحی» فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای شهر پنجم درباره این مانیفست اصلاح طلبی گفته است: «جریان اصلاحات باید مانیفست جدیدی متناسب با زمان و مکان ارائه دهد. قطعاً انتخابات ۱۴۰۰ با انتخابات ۱۳۹۶ خیلی متفاوت است و باید ببینیم مردم چه میخواهند. در سال ۱۳۹۶ با توجه به رونق اقتصادی بحث رفع حصر پررنگ بود.» واقعیت آن است که اقبال مردم به جریانهای سیاسی کاهش چشمگیری یافته است و نشان آن هم مشارکت بسیار پایین در انتخابات مجلس یازدهم است. این موضوع برای اصلاح طلبان به دلیل اتکای بیشتر به بدنه اجتماعی خود بسیار نگران کنندهتر از حریف است پس باید برای آن چاره بیاندیشید و میان جامعهای که تا حدودی از اصلاحات سرخورده شده و قدرتی که همچنان به آنها ظنین است، پلی قابل قبول بسازد. شاید به همین دلیل است که «علی صوفی» دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات معتقد است: «با وجود مانعتراشیها، جریان اصلاحات به عنوان جناح ریشهداری که توانمندیاش را در طول همه این سالها به اثبات رسانده، ناچار است که با تکیه بر صندوق رای، مردم را به طرق مختلفی به رای دادن ترغیب کند.» همچنین «جهانبخش خانجانی» فعال سیاسی هم تاکید میکند که اصلاحطلبان باید با بخشی از حاکمیت تعامل کنند و در زمین بازی رقیب قرار نگیرند تا هم موفق به بازگردان پایگاه اجتماعیشان شوند و هم بتوانند برای آینده حیات خود طرح و برنامه بریزند.
تودههای مردم بار دیگر باید افکارسنجی شوند و نیازها و خواستهای متغییر و متفاوت هر نسل و قشر و گروه مورد ارزیابی احزاب اصلی اصلاحات قرار گیرد. از سوی دیگر راههای برطرف ساختن بدگمانیهای موجود هم باید هموار شود تا بتوان از قدرت برای بهبود شرایط مردم بهره جست. نهادهای اصلاح طلب برآمده از جبهه هماهنگی اصلاحات هم برای منسجم و عملیاتی کردن این مانیفست باید تدارک تازهای ببنید و اگر به هر دلیلی منتقد شورای عالی سیاستگذاری هستند به سازوکار تازهای برسند.
اصلاح طلبان و گمانه زنیهای انتخابات ۱۴۰۰
در برابر این موضع «علی محمد نمازی» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی هم درباره موضع اصلاح طلبان در انتخابات آتی ریاست جمهوری، گفته است: موضع اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ باید انتخابات مشروط باشد؛ یعنی اصلاح طلبان با کاندیداهای حداکثری خودشان به میدان خواهند آمد و اگر آنها تایید صلاحیت شدند به طور جدی رقابت خواهند کرد، اما اگر کاندیدایشان رد صلاحیت شد باید عرصه انتخابات را ترک کرده تا بیش از این تاوان ندهند.»
«محمدهاشمی» عضو اسبق مجمع تشخیص مصلحت نظام، اما معتقد است انتخابات ۱۴۰۰ برای اصلاح طلبان دیگر جای آزمون و خطا نیست. وی تاکید کرده است: باید افرادی کاندیدا شوند که تواناییشان برای حل مشکلات کشور به اثبات رسیده و برنامهای منسجم و کابردی ارائه دهند، نه اینکه صرفا یک برنامه راهبردی معرفی کنند که از پس آن هم برنیایند.»
سخن گفتن از استراتژی اصلاح طلبان با توجه به دغدغهها و سردرگمیهای موجود زود است، اما میتوان با توجه به نوع اظهارنظرهای آنها دریافت که در حال سبک و سنگین کردن و برآورد داشتهها و محدودیتهای خود به منظور حضور اثربخش در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری هستند.
منبع : ایرنا



